زیست سیاسی حضرت عباس(ع)؛ الگویی برای ولایت‌پذیری در اندیشه سیاسی شیعه

عمر بابرکت سقای دشت کربلا و نحوه زیست آن حضرت می‌تواند به الگوی ولایت‌پذیری در اندیشه سیاسی شیعه تبدیل شود.
به گزارش بخش استان‌ها در وبانگاه به نقل از خبرگزاری تسنیم از نطنز، زیست سیاسی حضرت عباس(ع) نه یک کنش منفعلانه و صرفاً عاطفی، بلکه کنشی آگاهانه، مبتنی بر بصیرت سیاسی و وفاداری به نظام امامت است که می‌توان آن را به‌مثابه «الگوی کنشگری سیاسی مؤمنانه» در نظریه‌پردازی انقلاب اسلامی به‌کار گرفت.

آن حضرت در خانه‌ای پرورش یافت که «جایگاه دانش و حکمت» بود و از محضر امیرالمؤمنین (ع) و دو برادر بزرگ‌تر خود، امام حسن و امام حسین(ع) بهره برد و این بستر خانوادگی و تربیتی، نخستین لایه از جامعه‌پذیری سیاسی او را شکل داد؛ جامعه‌پذیری درون‌خانوادگی‌ای که او را با نظام معنایی امامت و عدالت آشنا ساخت.

با این حال، آنچه زیست سیاسی حضرت عباس(ع) را از یک کنشگر صرفاً خانوادگی به کنشگری مستقل و آگاه ارتقا می‌دهد، نحوه مواجهه او با سه دوره متمایز حکومت پدر یعنی امام علی(ع) و حضور در بستر سیاسی – نظامی جامعه علوی، دوره امامت امام حسن(ع) هم‌دلی با سیاست صلح‌آمیز امام حسن(ع) و دوره امامت امام حسین(ع) و همراهی کامل با قیام امام حسین(ع) است.

این سه دوره، یک طیف کامل از کنش سیاسی را در بر می‌گیرد، از حکومت‌داری تا مقاومت مسالمت‌آمیز و نهایتاً قیام و شهادت است، امری که او را به الگویی نادر از تداوم وفاداری به نظام امامت در بسترهای گوناگون سیاسی تبدیل می‌کند.

برای تحلیل سیاسی این شخصیت، می‌توان زیست او را در چهار مؤلفه نظری صورتبندی کرد که اولین آن بصیرت سیاسی است که پیش‌شرط کنشگری آگاهانه قلمداد می‌شود.

بصیرت در اندیشه سیاسی شیعه، به‌معنای «درک موقعیت‌شناسانه از جایگاه امام و وظیفه خویش در قبال او» است و حضرت عباس(ع) در شب عاشورا، هنگامی که امام حسین (ع) یاران خود را از بیعت آزاد کرد، با صلابت اعلام کرد «ما هرگز تو را رها نمی‌کنیم!» و این جمله، چنانکه تحلیل‌گران اشاره کرده‌اند، «نه از احساس خانوادگی، بلکه از بصیرت ایمانی و درک جایگاه امام زمان خویش صادر شد».

از منظر جامعه‌شناسی سیاسی، بصیرت حضرت عباس(ع) به‌معنای قدرت تشخیص «جبهه حق» از «جبهه باطل» در یک شرایط بحرانی و پایان‌باز است و آن‌حضرت نه صرفاً به‌خاطر نسبت خونی، بلکه به‌خاطر درک ماهیت نظام سیاسی اموی و مقایسه آن با نظام امامت، در کنار امام خود ایستاد.

وفاداری به نظام امامت به عنوان هسته مرکزی کنش سیاسی دومین مولفه است؛ مهم‌ترین مؤلفه زیست سیاسی حضرت عباس(ع)، ولایت‌پذیری مطلق و آگاهانه اوست و جریان‌شناسی سیاسی این واقعه نشان می‌دهد که در آستانه عاشورا، دو نوبت امان‌نامه از سوی دستگاه اموی یکی از سوی عبیدالله بن زیاد و دیگری توسط شمر بن ذی‌الجوشن برای آن حضرت و برادرانش فرستاده شد.

هدف این پیشنهاد، شکاف‌افکنی در سپاه امام حسین(ع) و جدا کردن پرچمدار از امام بود، اما پاسخ قاطع حضرت عباس(ع) چنین بود که «شما در غلطی واقع شدید که قبیله قریش واقع شدند، چرا که اراده قتل پیامبر (ص) را داشته و شما اراده قتل پسر دختر پیامبرتان را کردید و چگونه ممکن است کشتن ابا عبدالله الحسین (ع) تا وقتی که من زنده‌ام؟»

این پاسخ را می‌توان از منظر روابط بین‌الملل و جریان‌شناسی سیاسی، رد پیشنهاد «تفرقه‌افکنانه» یک دشمن و اصرار بر تمام‌یت نظام امامت تفسیر کرد.

عقلانیت و انضباط در کنش سیاسی سومین مولقه محسوب می‌شود؛ نکته ظریف‌تر در زیست سیاسی حضرت عباس(ع)، رعایت انضباط و اطاعت از فرمان امام در اوج میدان نبرد است.

آن حضرا که شجاعت پدر را به ارث برده بود، در روز عاشورا پیش از فرمان امام حسین(ع) دست به شمشیر نبرد و حتی در لحظاتی که تشنگی بر او و اهل بیت فشار می‌آورد، نخست به‌دنبال تأمین آب برای خیمه‌ها رفت و سپس به نبرد پرداخت و این رفتار را می‌توان «عقلانیت سیاسی در چارچوب ولایت» نامید.

حضرت عباس(ع) نشان داد که کنشگری مؤمنانه الزاماً به‌معنای «کنشگری خودسرانه» نیست، بلکه کنشگری در چارچوب، زمانی که چارچوب نظام امامت عادلانه و الهی باشد، به کارآمدی و موفقیت بیشتر می‌انجامد.

نمادشناسی و کارکرد سیاسی در حافظه جمعی دیگر مولفه است؛ در نهایت، زیست سیاسی حضرت عباس(ع) به ساخت یک «نماد» در حافظه جمعی شیعه انجامیده است و القابی چون «باب‌الحوائج» و «سقای کربلا» اگرچه وجوه عاطفی دارند، اما از منظر جامعه‌شناسی سیاسی، کارکرد مشروعیت‌بخشی به گفتمان مقاومت و ولایت‌پذیری را ایفا می‌کنند.

از منظر رویکرد انقلاب اسلامی ایران، حضرت عباس(ع) به‌عنوان «اسوه ولایت‌پذیری» معرفی شده است و رهبران و نظریه‌پردازان انقلاب اسلامی، از آن حضرت به‌عنوان الگویی برای بصیرت، وفاداری و ایثار در شرایط تحریم و محاصره یاد کرده‌اند.

در هشت سال دفاع مقدس نیز، رزمندگان اسلام از سیره عاشورایی حضرت عباس(ع) الگو گرفتند و برای صورتبندی نظری این الگو، چهار مؤلفه را به‌صورت بازخوانی می‌کنیم که اولین آن بصیرت سیاسی است که مصداق آن در زیست حضرت عباس(ع) تشخیص جبهه حق یعنی امام حسین(ع) از جبهه باطل یعنی دستگاه اموی در بحرانی‌ترین لحظات تاریخ است.

کاربست در نظریه انقلاب اسلامی همان تشخیص نظام استکبار از نظام توحیدی و رمزگشایی از جریان‌های فتنه‌انگیز در مقاطع حساس انقلاب است و مؤلفه دوم ولایت‌پذیری آگاهانه بوده که مصداق آن در زیست حضرت عباس(ع) رد قاطع امان‌نامهٔ دشمنان و وفاداری مطلق تا پای جان به امام معصوم و کاربست در نظریه انقلاب اسلامی تبعیت عاقلانه و آگاهانه از ولی‌فقیه به‌مثابه امتداد نظام امامت، حتی در شرایط سخت و محاصرهٔ اقتصادی و سیاسی است.

مؤلفه سوم انضباط سیاسی و مصداق آن در زیست حضرت عباس (ع) خودداری از هرگونه اقدام نظامی یا تشریفاتی بدون اذن و فرمان صریح امام و کاربست در نظریه انقلاب اسلامی انضباط انقلابی، اطاعت از فرماندهی کل قوا و پرهیز از خودسرگی در عرصهٔ سیاست داخلی و خارجی است.

مؤلفه چهارم ایثار و ازخودگذشتگی و مصداق در زیست حضرت عباس (ع) ننوشیدن آب در کنار فرات و تقدیم هستی خود برای بقای هدف الهی و کاربست در نظریه انقلاب اسلامیمقاومت فعال در برابر تحریم‌های همه‌جانبه و ایثار منافع ملی و فردی برای حفظ استقلال و عزت نظام جمهوری اسلامی است.

زیست سیاسی حضرت عباس(ع) را نمی‌توان صرفاً در چارچوب حماسه و عواطف دینی تحلیل کرد؛ آن حضرت کنشگری سیاسی بود که در طول 34 سال زندگی خود، در سه دوره مختلف حکومت علوی، صلح حسنی، و قیام حسینی وفاداری خود به نظام امامت را به‌مثابه یک نظام سیاسی – مذهبی عادلانه به نمایش گذاشت.

بصیرت، وفاداری، انضباط و ایثار، چهار رکن اصلی زیست سیاسی آن حضرت است که می‌توانند به‌عنوان یک الگوی نظری در جامعه‌ شناسی سیاسی تشیع، جریان‌ شناسی سیاسی، و نظریه‌پردازی انقلاب اسلامی به‌کار گرفته شوند.

فریاد یاعباس شاهرود؛ خروش عاشقانه هزاران دل در پنجم محرم

حضرت عباس(ع) نه تنها «پرچمدار» سپاه امام حسین(ع)، بلکه پرچمدار یک گفتمان سیاسی بود؛ گفتمانی که در آن، اطاعت از امام، عین عقلانیت و آزادگی تلقی می‌شود.

یادداشت از رضا زمانی، دکترای علوم سیاسی

©‌ وبانگاه، خبرگزاری تسنیم

دکمه بازگشت به بالا