علم‌الهدی: عاشورا مدرسه تشخیص تکلیف برای همه دوران‌هاست

عاشورا صرفاً عرصه سوگواری نیست، بلکه مدرسه تشخیص تکلیف، بصیرت، مقاومت و ولایت‌مداری برای همه دوران‌هاست.
به گزارش بخش استان‌ها در وبانگاه به نقل از خبرگزاری تسنیم از مشهد، آیت‌الله علم‌الهدی، نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی، در مراسم عزاداری تاسوعای حسینی در حسینیه مرحوم حاج شیخ مرتضی واعظ شهیدی اظهارکرد: تاسوعای امام حسین(ع)، روز ویژه قمر بنی‌هاشم حضرت ابوالفضل العباس(علیه‌السلام) است. کربلا سرزمینی است که وجود مقدس سیدالشهدا(ع) در آن تابلوهایی نصب کردند؛ تابلوهایی که در آن‌ها چهره‌ها نمایان شد و الگوهایی در برابر بینش شیعیان قرار گرفت.

وی افزود: حجتی که ذات مقدس پروردگار بر دوستان اهل‌بیت(علیهم‌السلام) و شیعیان امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) دارد، همین تابلوهای نصب‌شده در کربلاست. خداوند متعال در صحرای محشر با همین تابلوها با ما احتجاج خواهد کرد که شما کربلا را دیدید و با همه جزئیات آن آشنا شدید؛ انسان‌های ارزشمند و دلداده حق را مشاهده کردید، پس چرا آن ویژگی‌ها و خصوصیات در شما پدید نیامد و چرا آن راه و مسیر را ادامه ندادید؟ این، حجت پروردگار بر ما در روز قیامت است.

امام جمعه مشهد ادامه داد: ما با کربلا آشنا هستیم و نسبت به مظلومیت اباعبدالله الحسین(علیه‌السلام) آگاهی کامل داریم. این اشک‌ها، ناله‌ها، سینه‌زنی‌ها و عشق‌ها از یک سو در صحرای محشر دستگیر ما خواهد بود و آقا اباعبدالله(علیه‌السلام) شفیع ما خواهند شد و از سوی دیگر، حجت خداوند است که با آن با ما احتجاج خواهد کرد.

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی گفت: از تابلوهای برجسته‌ای که در روز عاشورا و در صحرای کربلا به وسیله وجود اقدس سیدالشهدا(ع) نصب شد و بسیاری از حقایق عشق و دلدادگی به حق در آن نمایان گردید، تابلو شفاف وجود مقدس قمر بنی‌هاشم(ع) است.

وی افزود: وجود مقدس امام صادق(ع)، خصوصیات و ویژگی‌های این تابلو رخشنده را چنین معرفی می‌کنند: «کانَ العَبّاسُ بنُ عَلِیٍّ(ع) نافِذَ البَصیرَهِ، صُلبَ الإیمان». نخستین ویژگی که امام صادق(ع) برای قمر بنی‌هاشم بیان می‌کنند، «نافذالبصیره» بودن است؛ یعنی حضرت ابوالفضل العباس(علیه‌السلام) از بصیرتی نافذ برخوردار بودند.

تابلوی قمر بنی‌هاشم(ع)؛ الگوی بصیرت نافذ برای شیعیان

آیت‌الله علم‌الهدی در تبیین معنای «نافذالبصیره» اظهار کرد: ما دو نوع بینش داریم؛ یک بینش ارادی و یک بینش انفعالی. هنگامی که انسان وارد مجلسی می‌شود، در و پنجره‌ها، کتیبه‌ها، پرده‌ها و نوشته‌های آن را مشاهده می‌کند. این مشاهده‌ها، بینش انفعالی است؛ زیرا هدف اصلی فرد از حضور در آن مجلس، دیدن این امور نبوده است، بلکه در ضمن انجام هدف اصلی خود، این مناظر را نیز می‌بیند.

وی افزود: در این نوع بینش، انسان ممکن است از چیزی خوشش بیاید یا از چیزی خوشش نیاید، در حالی که از ابتدا قصد دیدن آن را نداشته است. اما گاهی انسان برای دیدن فردی خاص وارد مجلسی می‌شود. از همان ابتدا به دنبال او می‌گردد و به در و دیوار و کتیبه‌ها توجهی ندارد. چهره افراد را بررسی می‌کند تا شخص مورد نظر خود را بیابد و پس از یافتن او، مقصود خود را با وی در میان بگذارد. این، بینش ارادی است؛ یعنی دیدن آن فرد از ابتدا در اراده و تصمیم انسان قرار داشته است.

وی ادامه داد: نگاه ما به حوادث تاریخ نیز می‌تواند از همین دو نوع باشد. از صدر اسلام و زمان بعثت پیامبر اکرم(ص) تا امروز، در همه دوران‌ها با حوادث و رویدادهای فراوانی روبه‌رو هستیم؛ چه در دوران خلفا، چه در دوران امیرالمؤمنین(ع)، چه در سیره ائمه اطهار(ع)، چه در تاریخ حکومت‌های قدرتمند و ستمگر، چه در صحنه‌های ظلم و خونریزی علیه آل‌الله و شیعیان و چه در عرصه‌های پیروزی و عزت اهل‌بیت(ع) و پیروان آنان.

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی خاطرنشان کرد: نافذالبصیره کسی است که در حوادث تاریخی تنها حادثه نمی‌بیند و صرفاً داستان نمی‌خواند. او رویدادها را فقط به‌عنوان یک جریان اتفاق‌افتاده مورد توجه قرار نمی‌دهد، بلکه در مجموعه این حوادث تحقیق و جست‌وجو می‌کند تا آنچه برای امروز او راهگشا و تکلیف‌ساز است، بیابد؛ آنچه مسیر حرکت و راهبرد زندگی اجتماعی و سیاسی او را در زمان حاضر تعیین می‌کند.

وی تصریح کرد: این همان معنای نافذالبصیره است و یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های قمر بنی‌هاشم(ع) نیز همین بود. اگر بنا باشد ما نسبت به مسائل تنها برخوردی انفعالی و عادی داشته باشیم، نتیجه‌ای حاصل نخواهد شد.

آیت‌الله علم‌الهدی گفت: امروز در تاسوعای حسینی گرد هم آمده‌ایم، فضائل قمر بنی‌هاشم(ع) را می‌شنویم، مصائب اهل‌بیت(ع) را مرور می‌کنیم، عواطف ما برانگیخته می‌شود و اشک از دیدگانمان جاری می‌گردد. آیا بهره ما از این مجلس تنها شنیدن فضائل اهل‌بیت(ع) و ارضای عواطف و احساسات نسبت به ولایت آنان است، یا آنکه از آنچه درباره عاشورا و کربلا می‌شنویم، برای امروز خود درس و تکلیف استخراج می‌کنیم؟

وی افزود: اگر از جریان عاشورا و کربلا در روز تاسوعای حسینی بهره‌ای بگیریم که تکلیف امروز ما را روشن کند و مسیر حرکت ما را در شرایط کنونی ترسیم نماید، در حقیقت ما نیز نافذالبصیره خواهیم بود.

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی اظهار کرد: تابلوی روشن و رخشنده‌ای که سیدالشهدا(ع) با نام قمر بنی‌هاشم(ع) در کربلا نصب کردند، همین ویژگی را به ما می‌آموزد. خاصیت این تابلو، نافذالبصیره بودن است؛ یعنی به ما می‌آموزد که اگر می‌خواهیم در زندگی در خط کربلا حرکت کنیم و از وجود نورانی حضرت ابوالفضل العباس(ع) اثر بپذیریم، باید این ویژگی در ما شکل بگیرد و بصیرتی نافذ در وجودمان پدید آید.

آیت‌الله علم‌الهدی، نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی، اظهار کرد: باید دید انسان از این وقایع و حوادث برای امروز خود و در مقام تشخیص تکلیف چه بهره‌ای می‌گیرد. در محضر حجت بالغه الهی، وجود اقدس سیدالشهدا(ع)، همه اقداماتی که قمر بنی‌هاشم(ع) انجام دادند، حجت بود و در برابر دیدگان انسان‌ها به‌عنوان حجت الهی قرار گرفت.

وی افزود: اگر آن نوع حرکت، آن عرصه مقاومت و آن فداکاری در برابر دشمن خدا به‌عنوان یک تکلیف و برنامه عملی در زندگی انسان مطرح است و در ولایت‌مداری و ولایت‌گرایی ما اثر دارد، پس ما نیز باید همان ویژگی را در زندگی خود داشته باشیم. امروز باید از خود بپرسیم در برابر دشمنان خدا تا چه اندازه مقاومت می‌کنیم؟ آیا تا همان نقطه‌ای که قمر بنی‌هاشم(ع) ایستادگی کردند، حاضر به مقاومت هستیم؟ آیا تا آن اندازه که حضرت ابوالفضل العباس(ع) در مقام وابستگی به ولایت اهل‌بیت(ع) ایستادند و هماهنگی و تبعیت کامل خود را از امام زمان خویش به اثبات رساندند، ما نیز آمادگی ایستادگی داریم؟

وی ادامه داد: اگر چنین باشد، ما نیز نافذالبصیره خواهیم بود؛ یعنی آن ویژگی ممتاز قمر بنی‌هاشم(ع) که امام صادق(ع) به‌عنوان نشانه عظمت عموی بزرگوار خود معرفی می‌کنند، در ما نیز شکل گرفته است؛ همان ویژگی که در تعبیر «کانَ عَمِّی العباسُ بنُ علیٍّ(ع) نافذَ البصیره» تجلی یافته است.

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی خاطرنشان کرد: اما اگر تاسوعا و عاشورای ما تنها به برگزاری مجموعه‌ای از مراسم محدود شود، اگر تنها بنشینیم و ذکر مصیبت بشنویم، طبیعی است که در برابر این مصائب جان‌سوز دل‌ها بسوزد و اشک‌ها جاری شود. کدام دل است که در برابر مصائب کربلا نسوزد و کدام چشم است که اشک نریزد؟ به‌ویژه هنگامی که این مصائب با عشق و ارادت به اهل‌بیت پیامبر(ع) آمیخته باشد.

وی تصریح کرد: پرسش اساسی این است که آیا حقیقت تاسوعا و عاشورای حسینی تنها همین است که هر سال مراسمی برگزار شود و این روند تکرار گردد، یا آنکه باید یک برنامه آموزشی کامل برای زندگی ما باشد؟ آیا سیره قمر بنی‌هاشم(ع) در زندگی ما نقش بسته است و ما درصدد حرکت در همان مسیر هستیم؟

صلابت ایمان؛ دومین ویژگی برجسته قمر بنی‌هاشم(ع)

آیت‌الله علم‌الهدی با اشاره به دومین ویژگی حضرت ابوالفضل العباس(ع) گفت: اگر ما در دفاع از دین خدا حاضر نباشیم از بخشی از آسایش، رفاه یا منافع عادی زندگی خود بگذریم، چگونه می‌توانیم مدعی پیروی از قمر بنی‌هاشم(ع) باشیم؟ اگر نوسانات اقتصادی، دشواری‌های معیشتی یا فشارهای ناشی از مقابله با دشمن موجب شود از مسیر مقاومت عقب‌نشینی کنیم، دیگر نمی‌توان گفت در مسیر حضرت عباس(ع) حرکت می‌کنیم.

وی افزود: امام صادق(ع) پس از نافذالبصیره بودن، ویژگی دوم قمر بنی‌هاشم(ع) را «صلب الایمان» معرفی می‌کنند؛ یعنی ایمان و باورمندی حضرت، استوار، محکم و تردیدناپذیر بود. صلابت ایمان تنها به معنای دینداری ظاهری نیست، بلکه خود ایمان از استحکام و ثبات برخوردار است.

وی ادامه داد: بسیاری از باورهای ما با تردید و تزلزل همراه است. برخی می‌گویند ما دین‌دار هستیم، نماز واجب و مستحب خود را می‌خوانیم و کارهای خیر انجام می‌دهیم؛ اما نسبت به سرنوشت اسلام، دین خدا و جریان حق حساسیتی ندارند. چنین رویکردی نشان می‌دهد باورمندی انسان از استحکام لازم برخوردار نیست.

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی اظهار کرد: انسانی که از ایمان صُلب برخوردار باشد، وقتی به سیره اهل‌بیت(ع)، ائمه معصومین(ع) و فدائیان رکاب سیدالشهدا(ع) نگاه می‌کند، آن سیره را به‌عنوان یک تکلیف قطعی برای زندگی خود می‌پذیرد و در آن تردید نمی‌کند. این همان معنای «صلب الایمان» است.

وی افزود: مشکل امروز ما آن است که بسیاری از باورهایمان استحکام لازم را ندارد. برخی خدا را قبول دارند، اما باورشان در حد یک تصور ذهنی است. برخی به معاد اعتقاد دارند، اما این اعتقاد به مرحله ایمان و یقین نرسیده است. در حالی که ایمان حقیقی آن است که تردید در آن راه نداشته باشد.

آیت‌الله علم‌الهدی با اشاره به کلام نورانی امیرالمؤمنین(ع) گفت: آن حضرت فرمودند: «لو کشف الغطاء ما ازددت یقیناً»؛ اگر پرده‌های غیب کنار برود، بر یقین من افزوده نمی‌شود. این یعنی انسان چنان به حقایق ایمان داشته باشد که دیدن یا ندیدن، چیزی بر باور او نیفزاید.

وی خاطرنشان کرد: این دومین ویژگی برجسته قمر بنی‌هاشم(ع) است. ابوالفضل العباس(ع) شدن کار آسانی نیست. این‌گونه نبود که صرفاً در راه سیدالشهدا(ع) مقاومت و فداکاری کرده باشند و به آن مقامات رسیده باشند؛ بلکه ایشان از ذخایر عظیم معنوی، اخلاص، ایمان، عشق به خدا و دلدادگی به ولایت برخوردار بودند.

وی ادامه داد: در کربلا افراد مختلفی حضور داشتند. برخی همچون قمر بنی‌هاشم(ع) دارای سابقه‌ای طولانی در ایمان، اخلاص و بندگی بودند و درجات والایی را طی کرده بودند. در مقابل، افرادی نیز حضور داشتند که سابقه چندانی نداشتند؛ مانند آن جوان تازه‌مسلمان که در مدت کوتاهی به کاروان سیدالشهدا(ع) پیوست و در رکاب آن حضرت به شهادت رسید.

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی گفت: این افراد هرچند به مقام حضرت عباس(ع) نرسیدند، اما در پرتو نگاه و عنایت سیدالشهدا(ع) به چنان مقامات بلندی دست یافتند که انسان با ده‌ها سال عبادت نیز ممکن است به آن جایگاه نرسد. نگاه اکسیرساز اباعبدالله الحسین(ع) آنان را به اوجی رساند که حجت خدا درباره آنان می‌فرماید: «بأبی أنتم و أمی».

وی تصریح کرد: کربلا صحنه‌ای شگفت‌انگیز بود؛ عرصه‌ای که انسان‌ها در یک لحظه چنان اوج می‌گرفتند و به مقاماتی می‌رسیدند که دیگران با سال‌ها عبادت و بندگی قادر به دستیابی به آن نبودند. البته آنان که از پیش سرمایه‌های معنوی و ذخایر ایمانی در اختیار داشتند، همچون قمر بنی‌هاشم(ع)، از جایگاهی ممتاز و بی‌بدیل برخوردار بودند.

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی، در ادامه سخنان خود اظهار کرد: عصر روز تاسوعا، هنگامی که آخرین فرمان عبیدالله بن زیاد به عمر سعد رسید و او مأمور شد با حسین بن علی(ع) وارد جنگ شود، عمر سعد نیز فرمان آغاز نبرد را صادر کرد. در آن هنگام فریاد زد: «یا خیلَ الله ارکبی» و لشکر عظیم خود را که در برابر فرزند پیامبر(ص) صف‌آرایی کرده بود، به حرکت درآورد. این در حالی بود که آن لشکر را «لشکر خدا» می‌نامیدند؛ در حالی که در برابر فرزند رسول خدا(ص) و اهل‌بیت عصمت و طهارت(ع) ایستاده بودند.

وی افزود: با صدور فرمان یورش، جمعیت عظیم سپاه دشمن به سمت خیمه‌های سیدالشهدا(ع) حرکت کرد. درباره تعداد نیروهای لشکر عمر سعد نقل‌های مختلفی وجود دارد؛ برخی سی هزار نفر، برخی شصت هزار نفر و برخی نیز یکصد و بیست هزار نفر ذکر کرده‌اند. این جمعیت انبوه به سوی خیام اهل‌بیت(ع) به راه افتاد.

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی ادامه داد: در درون خیمه‌ها زنان و کودکانی حضور داشتند که هرگز صحنه جنگ و لشکرکشی ندیده بودند. مرحوم حجت‌الاسلام والمسلمین هاشم واعظ، سال‌ها پیش در یکی از مجالس روضه این صحنه را چنین توصیف می‌کردند که وقتی لشکر دشمن به حرکت درآمد، کودکان حرم چنان به هراس افتادند که از شدت اضطراب، گوشواره‌های آنان در گوششان به لرزه درآمده بود.

وی گفت: در همان لحظات، سیدالشهدا(ع) پشت خیمه‌ها سر بر زانو نهاده بودند. حضرت زینب کبری(س) با شتاب خود را به امام رساندند و عرض کردند: آقا! لشکر به حرکت درآمده و قصد حمله دارد؛ چه باید کرد؟ آیا باید ایستادگی کنیم، مقابله کنیم یا تصمیم دیگری بگیریم؟

آیت‌الله علم‌الهدی افزود: سیدالشهدا(ع) در نهایت آرامش فرمودند: «خواهرم! عباس کجاست؟» قمر بنی‌هاشم(ع) با نهایت ادب در برابر امام ایستاده بودند. عرض کردند: آقا! چه فرمانی می‌دهید؟ آیا به میدان برویم؟ آیا راه را بر آنان ببندیم؟ دستور شما چیست؟

وی خاطرنشان کرد: عبارتی که سیدالشهدا(علیه‌السلام) در آن لحظه خطاب به حضرت عباس(ع) فرمودند، عظمت بی‌نظیر قمر بنی‌هاشم را آشکار می‌کند. حضرت فرمودند: «بِنَفسی أنتَ یا أخا»؛ برادر جان! جانم به فدایت. معمولاً مردم به امام زمان خود می‌گویند جانم به فدایت، اما در اینجا امام معصوم به حضرت عباس(ع) می‌فرماید: «جانم به فدایت». سپس فرمودند: برو و از این لشکر برای امشب مهلت بگیر تا این شب را با قرآن، دعا و عبادت به صبح برسانیم.

صلابت قمر بنی‌هاشم(ع) عامل فرسایشی شدن جنگ برای دشمن

وی ادامه داد: عظمت حضرت عباس(ع) در همین تعبیر سیدالشهدا(ع) آشکار می‌شود. اگر این جمله از امام حسین(ع) نقل نشده بود، شاید بسیاری از ابعاد شخصیت قمر بنی‌هاشم برای ما روشن نمی‌شد.

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی گفت: نقل کرده‌اند هنگامی که حضرت عباس(ع) در برابر سپاه دشمن قرار گرفتند، با وجود آن جمعیت عظیم که برخی آن را تا یکصد و بیست هزار نفر ذکر کرده‌اند، همین که چشم لشکریان به قامت رشید و صلابت قمر بنی‌هاشم افتاد، همه متوقف شدند. عظمت شخصیت حضرت عباس(ع) به گونه‌ای بود که سپاه دشمن جرأت پیشروی نداشت و در همان جای خود متوقف شد.

وی افزود: حضرت برای آن شب از دشمن مهلت گرفتند و به خیمه‌ها بازگشتند. روز عاشورا نیز هر یک از یاران برای رفتن به میدان از سیدالشهدا(ع) اجازه می‌گرفتند، اما امام حسین(ع) به حضرت عباس(ع) اجازه میدان نمی‌دادند.

آیت‌الله علم‌الهدی تصریح کرد: علت این مسئله روشن است. تعداد یاران سیدالشهدا(ع) در کربلا در بیشترین نقل‌ها حدود یکصد و بیست نفر و در برخی نقل‌ها هفتاد و دو نفر ذکر شده است؛ در حالی که شمار سپاه دشمن ده‌ها هزار نفر بود. طبیعی است که چنین دو سپاهی از نظر تعداد قابل مقایسه نبودند و اگر دشمن به صورت گسترده حمله می‌کرد، جنگ در مدت کوتاهی پایان می‌یافت.

وی ادامه داد: با این حال، حادثه کربلا از صبح تا عصر عاشورا ادامه پیدا کرد. در برابر آن جمع اندک، سپاه عمر سعد دست‌کم پنج هزار کشته داد؛ رقمی که بسیاری از مورخان و ارباب مقاتل نقل کرده‌اند. جنگ برای دشمن به یک نبرد فرسایشی تبدیل شد و این اتفاق، علتی مهم داشت.

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی گفت: از ابتدای صبح عاشورا، سیدالشهدا(ع) پرچم را به دست حضرت عباس(ع) سپردند و ایشان در پیشاپیش سپاه حق ایستادند. دشمن با وجود برتری عددی فراوان، هنگامی که نگاهش به قمر بنی‌هاشم(ع) می‌افتاد، جرأت حمله سراسری پیدا نمی‌کرد. صلابت حضرت عباس(ع) چنان بود که آنان را از یورش عمومی بازمی‌داشت.

وی افزود: به همین دلیل، دشمن ناچار بود افراد خود را به صورت تک‌تک یا گروه‌های محدود به میدان بفرستد. آنان می‌آمدند، می‌جنگیدند و بخشی از آنان کشته می‌شدند. همین مسئله سبب شد جنگ برای سپاه عمر سعد فرسایشی شود و تلفات سنگینی بر آنان تحمیل گردد.

آیت‌الله علم‌الهدی خاطرنشان کرد: از همین رو، سیدالشهدا(ع) اجازه نمی‌دادند حضرت عباس(ع) زودتر از موعد به میدان بروند؛ زیرا با خروج ایشان از جایگاه پرچمداری، راه برای یورش گسترده دشمن باز می‌شد و آنان با یک حمله کار را یکسره می‌کردند.

وی ادامه داد: آخرین اجازه‌ای که از سوی سیدالشهدا(ع) برای حضرت عباس(ع) صادر شد، آن هنگام بود که حضرت فرمودند: «یا أخا، استسق لنا الماء»؛ برادر جان! برای ما آب تهیه کن. از این‌رو قمر بنی‌هاشم(ع) برای نبرد به سمت سپاه دشمن نرفتند، بلکه به سوی شریعه فرات حرکت کردند.

وی تأکید کرد: شریعه فرات، خود نهر فرات نبود، بلکه محل دسترسی و برداشت آب از رودخانه به شمار می‌آمد و حضرت عباس(ع) برای انجام مأموریتی که امام زمان خویش به ایشان سپرده بود، به سوی آن حرکت کردند.

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی، در ادامه سخنان خود اظهار کرد: کسانی که به کربلا مشرف شده‌اند، دیده‌اند که در کنار پل فرات، سطح آب پایین‌تر از سطح زمین قرار دارد و معمولاً برای آب دادن به چهارپایان و برداشتن آب، مسیری شیب‌دار تا کنار آب ایجاد می‌کردند. این مسیر که چند متر بیشتر عرض نداشت و به سطح آب منتهی می‌شد، «شریعه» نامیده می‌شد.

وی افزود: در روز عاشورا، چهار هزار تیرانداز مأمور حفاظت از شریعه فرات بودند تا کسی نتواند به آب دسترسی پیدا کند. هنگامی که سیدالشهدا(ع) به حضرت عباس(ع) فرمودند: «یا أخا، استسق لنا الماء»، قمر بنی‌هاشم(ع) به سمت شریعه حرکت کردند. در آن هنگام چهار هزار تیرانداز کمان‌ها را آماده کرده بودند، اما پیش از آنکه حتی تیری رها شود، حضرت عباس(ع) خود را با سرعت به آنان رساندند، در میانشان شمشیر زدند و صفوف آنان را درهم شکستند و آنان را به عقب راندند. بدین ترتیب راه شریعه گشوده شد.

وی ادامه داد: هنگامی که اسب حضرت به آب رسید، با شتاب وارد شریعه شد و تا نزدیکی آب پیش رفت. در آنجا بی‌اختیار دستان حضرت عباس(ع) در آب فرو رفت. از روز هفتم محرم که آب را بر خیمه‌های اهل‌بیت(ع) بسته بودند، دو نفر در خیمه‌ها از سهم آب خود استفاده نکرده بودند تا کودکان از همان مقدار اندک بهره‌مند شوند؛ یکی سیدالشهدا(ع) و دیگری قمر بنی‌هاشم(ع). از روز هفتم تا آن لحظه، آب به لبان خشکیده حضرت عباس(ع) نرسیده بود.

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی خاطرنشان کرد: پس از آن نبرد سنگین و شکستن محاصره شریعه، حضرت مشتی آب برداشتند. آب تا نزدیک لبان مبارک ایشان آمد و خنکای آن را احساس کردند؛ اما ناگهان لب‌های خشکیده سیدالشهدا(ع) و تشنگی اهل‌بیت(ع) را به یاد آوردند. تمام تکیه‌گاه و امید امام حسین(ع) در آن لحظات حضرت عباس(ع) بود.

اوج ولایت‌مداری قمر بنی‌هاشم(علیه‌السلام) در کنار فرات

وی افزود: مسئله آب ننوشیدن حضرت عباس(ع) تنها یک نمونه از وفاداری یا برادری نبود؛ این موضوع جلوه‌ای از اوج ولایت‌مداری ایشان بود. قمر بنی‌هاشم(ع) شخصیتی عاطفی صرف نبودند، بلکه تربیت‌یافته مکتب عصمت و در مسیر ولایت بودند. ایشان مشاهده می‌کردند که در تمام مراحل، همراه و همگام با سیدالشهدا(ع) بوده‌اند و اکنون نیز نمی‌توانستند در شرایطی که امامشان تشنه است، برای خود امتیازی قائل شوند.

آیت‌الله علم‌الهدی تصریح کرد: حضرت آب را ننوشیدند و با خود زمزمه کردند که چگونه ممکن است حسین(ع) تشنه باشد و عباس آب بنوشد؟ از این‌رو مشک را از آب پر کردند و با لبانی تشنه از فرات خارج شدند تا هرچه سریع‌تر آب را به خیمه‌ها برسانند.

وی ادامه داد: در نقل‌ها آمده است که حضرت عباس(ع) پس از خروج از شریعه، بر زین اسب ایستادند و اطراف را نگریستند تا خلوت‌ترین مسیر را برای رسیدن به خیمه‌ها انتخاب کنند. سپس از میان نخلستان‌ها حرکت کردند تا زودتر آب را به اهل‌بیت(ع) برسانند.

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی گفت: در مسیر بازگشت، دشمن به حضرت حمله‌ور شد. دستان مبارک ایشان هدف قرار گرفت، اما حضرت همچنان از مشک آب محافظت می‌کردند. پس از آن نیز تیرها از هر سو به سمت ایشان روانه شد. دشمن وقتی دید قمر بنی‌هاشم(علیه‌السلام) دیگر توان درگیری مستقیم ندارند، از فاصله دور بدن مطهر ایشان را هدف تیرهای خود قرار داد.

وی افزود: تیرها به بدن مبارک حضرت اصابت کرد و حتی مشک آب نیز هدف تیر قرار گرفت؛ اما در میان همه این مصائب، از جانکاه‌ترین لحظات آن بود که تیر سه‌شعبه‌ای در چشم مبارک حضرت فرو رفت.

آیت‌الله علم‌الهدی اظهار کرد: در نهایت یکی از دشمنان با عمود آهنین بر فرق مبارک حضرت عباس(ع) ضربه وارد کرد و قمر بنی‌هاشم(ع) از روی اسب بر زمین افتادند. در آن لحظه فریاد زدند: «أدرکنی یا أخی». سیدالشهدا(ع) خود را به بالین برادر رساندند.

وی ادامه داد: در مقاتل آمده است هنگامی که نگاه امام حسین(ع) به قامت پاره‌پاره و بدن مجروح حضرت عباس(علیه‌السلام) افتاد، قامت آن حضرت خمیده شد. سپس کنار پیکر برادر نشستند و با صدای بلند گریستند.

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی خاطرنشان کرد: از همین رو در اشعار و مراثی اهل‌بیت(ع) آمده است که پس از شهادت حضرت عباس(ع)، دشمنان آسوده شدند؛ زیرا دیگر از صلابت و اقتدار علمدار کربلا هراسی نداشتند. اما در مقابل، اهل‌بیت(علیهم‌السلام) بزرگ‌ترین تکیه‌گاه و حامی خود را از دست داده بودند.

وی در پایان با اشاره به جایگاه والای حضرت ابوالفضل العباس(ع) در نهضت عاشورا، بر ضرورت تمسک به سیره ولایت‌مدارانه و روحیه ایثار و فداکاری آن حضرت تأکید کرد و برای بهره‌مندی همگان از معارف عاشورا و عنایات اهل‌بیت(ع) دعا کرد.

©‌ وبانگاه، خبرگزاری تسنیم

دکمه بازگشت به بالا