تاسوعای حسینی در سنندج؛ خیابان فردوسی در موج اشک و ارادت+فیلم
تاسوعا در کردستان فقط یک مناسبت تقویمی نیست؛ یک تجربه جمعی از ایمان است. تجربهای که در آن، پیر و جوان، کودک و بزرگسال، شیعه و سنی، همصدا در سوگ علمدار کربلا به خیابان آمدهاند. امروز خیابان فردوسی سنندج، صحنهای از همنشینی دلهایی بود که با وجود تفاوتها، در یک نقطه مشترک به هم رسیدهاند: عشق به حسین(ع) و یارانش.
در میان این خیل عزاداران، حضور نماینده ولیفقیه در استان کردستان در کنار فرماندهان سپاه، نیروی انتظامی و ارتش، جلوهای از همراهی مسئولان با مردم را به تصویر کشیده بود. اما آنچه بیش از همه چشمگیر بود، نه جایگاهها و عنوانها، بلکه اشکهای بیتکلف مردمی بود که در کنار مسئولان، شانه به شانه در عزای اباعبدالله(ع) ایستاده بودند.
نوحهخوانیها در فضا میپیچید و هر بیت، زخمی تازه بر دل جمعیت مینشاند. «یا ابوالفضل»ها در میان جمعیت گم نمیشد، بلکه چند برابر بازمیگشت و خیابان را پر میکرد. سینهزنیها منظم و پرشور بود؛ گویی هر ضربه، تکرار یک عهد قدیمی با تاریخ کربلاست؛ عهدی برای وفاداری، حتی در سختترین لحظات.
در گوشهای از جمعیت، پیرمردی با چشمانی اشکبار زیر لب ذکر میگفت و از رشادتهای عباس بن علی(ع) یاد میکرد و سلام بر حسین میگفت. کمی آنطرفتر، نوجوانی که شاید اولین تجربه جدی حضور در چنین جمعی را داشت، با نگاه خیره به پرچمهای سیاه، سعی میکرد معنای این همه اندوه و شکوه را درک کند. اینجا نسلها کنار هم ایستاده بودند، بدون فاصله، بدون مرز.
حضور مردم شیعه و سنی در کنار یکدیگر، یکی از مهمترین جلوههای امروز دیار کردستان بود. این همنشینی، نه یک اتفاق نمادین، بلکه واقعیتی ریشهدار در فرهنگ این دیار است؛ جایی که محبت اهل بیت(ع) فراتر از مرزبندیهای مذهبی، به یک پیوند اجتماعی و فرهنگی تبدیل شده است.
در میانه خیابان فردوسی، هیئتها یکی پس از دیگری عبور میکردند و نوای «یا حسین» فضای شهر را پر کرده بود. مردم با چای، شربت و خرما از عزاداران پذیرایی میکردند؛ صحنههایی ساده اما عمیق که معنای واقعی نذر و خدمت را در دل خود داشت.
در گفتوگوهای کوتاهی که میان عزاداران با خبرنگار تسنیم شکل میگرفت، یک جمله بیش از همه تکرار میشد: «امروز روز وفاداری است.» وفاداری به آرمانهایی که در کربلا شکل گرفت و در تاسوعا، با نام حضرت ابوالفضل(ع)، معنا پیدا میکند.
سنندج امروز در سکوت نبود؛ در موجی از صدا و احساس غرق بود. اما این صداها، نه از جنس هیاهو، بلکه از جنس ایمان بودند. شهری که در تاسوعا، یکبار دیگر نشان داد چگونه میتوان در عین تنوع، در یک سوگ مشترک به وحدت رسید.
و شاید تصویر ماندگار امروز، نه فقط حضور جمعیت، بلکه آن لحظههایی بود که اشکها بیاختیار روی گونهها میلغزید و نام ابوالفضل(ع) با بغض و احترام تکرار میشد؛ لحظههایی که در آن، تاریخ کربلا دوباره در خیابان فردوسی سنندج نفس کشید.
.