یادداشت| واکاوی تکنیک‌های رسانه‌ای امام سجاد(ع) در مجلس یزید

خطبه‌ای که امپراتوری تبلیغات یزید را شکست؛ واکاوی تکنیک‌های رسانه‌ای امام سجاد(ع) در مجلس یزید.
خبرگزاری تسنیم ـ عباس نورزائی، کارشناس پژوهشی بنیاد ایران‌شناسی و فعال سیاسی و اجتماعی| واقعه‌ عاشورا با شهادت امام حسین(ع) پایان نیافت؛ بلکه مرحله‌ای تازه از نبرد آغاز شد؛ نبردی که میدان آن فقط کربلا نبود، بلکه افکار عمومی بود. حکومت اموی می‌کوشید با بهره‌گیری از قدرت سیاسی، منبرهای حکومتی و فضای تبلیغاتی شام، قیام عاشورا را شورشی علیه حکومت مشروع معرفی کند و اهل‌بیت(ع) را گروهی خارجی و یاغی بنمایاند. در چنین شرایطی، امام سجاد(ع) با خطبه تاریخی خود در مجلس یزید، یکی از موفق‌ترین عملیات رسانه‌ای تاریخ اسلام را رقم زد؛ عملیاتی که امروز در علوم ارتباطات از آن با عنوان «بازپس‌گیری روایت» یاد می‌شود.

یزید مجلس خود را رسانه‌ای کاملاً کنترل شده می‌دانست؛ مجلسی که قرار بود پیروزی حکومت را جشن بگیرد و اسیران را تحقیر کند اما امام سجاد(ع)، بدون برخورداری از قدرت نظامی، بدون رسانه مستقل و تنها با قدرت بیان، فضای تبلیغاتی دشمن را به بستری برای تبیین حقیقت تبدیل کرد. این نخستین درس رسانه‌ای این خطبه است؛ اینکه گاه مؤثرترین راه مقابله با رسانه دشمن، تصرف همان بستر ارتباطی است، نه صرفاً ایجاد رسانه‌ای جدید.

نخستین اقدام امام، بازسازی هویت اهل‌بیت بود. حکومت اموی تلاش کرده بود خاندان پیامبر(ص) را از حافظه‌ی تاریخی جامعه جدا کند. امام با تکرار پی‌درپی جمله «أنا ابن…» نه صرفاً به معرفی خویش، بلکه به بازسازی هویت حقیقی اهل‌بیت پرداخت. «من فرزند مکه و منایم، من فرزند زمزم و صفایم، من فرزند محمد مصطفی و علی مرتضایم، من فرزند فاطمه زهرا(س) هستم…» این عبارات، مخاطب را از فضای تبلیغات حکومت بیرون آورد و او را دوباره با ریشه‌های اصیل اسلام پیوند زد.

نکته‌ مهم آن است که امام هرگز سخنان خود را با دفاع از مظلومیت خویش آغاز نکرد. ایشان نگفتند «ما بی‌گناه هستیم» یا «به ما ظلم شده است»؛ بلکه روایت خاندان نبوت را بازگو کردند. این همان اصل مهم ارتباطات است که نشان می‌دهد روایت، بسیار اثرگذارتر از استدلال صرف است. هنگامی که مخاطب وارد یک روایت می‌شود، حقیقت را نه فقط با عقل، بلکه با احساس و حافظه‌ی تاریخی خود درک می‌کند.

در این میان، بهره‌گیری امام از نمادهای مشترک دینی، شاهکار دیگری در مدیریت افکار عمومی بود. مکه، منا، زمزم، صفا، حجرالاسود، مسجدالحرام، مسجدالاقصی، معراج پیامبر(ص)، حضرت علی(ع)، حضرت فاطمه(س)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع)، همگی سرمایه‌های نمادینی بودند که هیچ مسلمانی نمی‌توانست نسبت به آنها بی‌تفاوت باشد. امام با یادآوری این نمادها، مخاطب را از فضای تبلیغات رسمی حکومت جدا کرد و به حافظه مشترک امت اسلامی بازگرداند.

در علم ارتباطات، اقناع بر سه پایه استوار است: اعتبار گوینده، برانگیختن احساس و استدلال منطقی. امام سجاد(ع) این سه عنصر را به‌زیبایی در کنار هم قرار داد. ابتدا اعتبار خود و خاندانش را تثبیت کرد، سپس با استدلال، مشروعیت حکومت یزید را به چالش کشید و در پایان با یادآوری شهادت امام حسین(ع) و اسارت اهل‌بیت(ع)، احساسات مردم را برانگیخت. نتیجه آن شد که مجلس جشن، به مجلس گریه و اعتراض تبدیل شد.

تکرار هوشمندانه‌ی عبارت «أنا ابن…» نیز تنها یک آرایه ادبی نبود؛ بلکه تکنیکی ارتباطی برای تثبیت پیام در ذهن مخاطب به‌شمار می‌رفت. هر بار که این جمله تکرار می‌شد، لایه‌ای تازه از هویت اهل‌بیت آشکار و روایت جعلی حکومت اموی تضعیف می‌شد.

از سوی دیگر، امام دستور کار مجلس را نیز تغییر داد. موضوع اصلی مجلس، نمایش پیروزی یزید بود؛ اما پس از خطبه، همه ذهن‌ها متوجه این پرسش شد که اسیران چه نسبتی با پیامبر اسلام(ص) دارند. به این ترتیب، دستور کار رسانه‌ای حکومت از «پیروزی بر شورشیان» به «نسبت قاتلان با خاندان پیامبر» تغییر یافت.

اوج این عملیات رسانه‌ای، در هنگام اذان آشکار شد. یزید برای خاموش کردن صدای امام، دستور داد مؤذن اذان بگوید؛ اما امام همان ابزار را علیه حکومت به‌کار گرفت. هنگامی که مؤذن گفت: «أشهد أن محمداً رسول الله»، امام رو به یزید کرد و فرمود: «ای یزید! این محمد که نامش برده شد، جد من است یا جد تو؟ اگر بگویی جد توست، دروغ گفته‌ای و اگر جد من است، چرا فرزندانش را کشتی و خاندانش را به اسارت گرفتی؟»

این پرسش کوتاه، تمام مشروعیت تبلیغاتی حکومت را در برابر افکار عمومی فرو ریخت. امام، تناقض میان ادعای دینداری حکومت و رفتار آن با خاندان پیامبر(ص) را آشکار ساخت؛ تناقضی که هیچ پاسخ قانع‌کننده‌ای برای آن وجود نداشت.

©‌ وبانگاه، خبرگزاری تسنیم

دکمه بازگشت به بالا