روایتی از شهید کردستانی؛ پاسداری که یکتنه مقابل 34 ضدانقلاب ایستاد

در آن روزگار، بسیاری از روستاهای کردستان در خط مقدم مقابله با گروهکهای مسلح ضدانقلاب قرار داشتند. گروههایی که با حمایت بیگانگان و با هدف ایجاد رعب و وحشت، تلاش میکردند امنیت را از مردم سلب کرده و چهرهای ناامن از ایران اسلامی به نمایش بگذارند.
در برابر این تهدیدها، مردم کردستان تنها نبودند. جوانانی برخاسته از همین خاک، لباس پاسداری بر تن کردند و با تکیه بر ایمان، غیرت و عشق به وطن، در برابر جریان سازمانیافته خشونت ایستادند. بسیاری از آنان بیهیاهو جنگیدند، بیادعا جان دادند و نامشان در حافظه تاریخی این سرزمین ماندگار شد.
شهید نبیالله کریمی یکی از همین چهرههای ماندگار است؛ پاسداری از دیار گروس که نامش با مقاومت، شجاعت و ایستادگی گره خورده است. مردی که در روزهای التهاب کردستان، امنیت را نه در پشت خاکریزها، بلکه در کوچههای روستاهای زادگاهش معنا کرد.
او از جمله نیروهایی بود که با ایجاد پایگاههای مردمی و حضور میدانی در مناطق حساس، نقش مهمی در مقابله با نفوذ گروهکهای ضدانقلاب در حوزه نجفآباد بیجار ایفا کرد. همرزمانش او را انسانی آرام، متدین و در عین حال بیباک در میدان نبرد توصیف میکنند؛ پاسداری که هرگز از خطر گریزان نبود.
مردی از جنس مردم
نبیالله کریمی سال 1325 در روستای قشلاق نوروز از توابع شهرستان بیجار و در خانوادهای متدین دیده به جهان گشود. زندگی ساده روستایی، روحیه تلاش، ایمان و مردمداری را در وجود او نهادینه کرد و پس از پیروزی انقلاب اسلامی، این ویژگیها در قامت یک پاسدار انقلابی جلوهای تازه یافت.
با آغاز فعالیتهای گروهکهای ضدانقلاب در کردستان، شهید کریمی در صف نخست مدافعان امنیت قرار گرفت. او مسئولیت هدایت پایگاههای مردمی منطقه را برعهده داشت و با شناخت دقیق جغرافیا و همراهی مردم، مانع از نفوذ عناصر مسلح به بسیاری از روستاهای منطقه شد.
پنجم شهریور؛ روزی که قشلاق نوروز زیر آتش رفت
صبح پنجم شهریور سال 1361، روستای قشلاق نوروز هدف حملهای سازمانیافته قرار گرفت. دو گروه 17 نفره از عناصر ضدانقلاب، یکی مستقر در قبرستان روستا و دیگری نفوذ کرده به داخل آبادی، با هدف ایجاد رعب و ناامنی، روستا را زیر آتش گرفتند.
مهاجمان برای فریب مردم، سلاحهای خود را پنهان کرده و در پوشش کشاورزان وارد منطقه شده بودند؛ تاکتیکی که پیشتر نیز از سوی گروهکها برای نفوذ به روستاهای کردستان مورد استفاده قرار گرفته بود.
در همان زمان، شهید نبیالله کریمی به همراه شهید پاسدار روحالله صفییاری برای گشتزنی در جنوب غربی روستا حضور داشتند. آنان نخستین کسانی بودند که تحرکات مشکوک را شناسایی کردند و بیدرنگ وارد میدان شدند.
آنچه پس از آن رخ داد، روایتی از مقاومت مردی است که تنهایی را به عقبنشینی ترجیح داد. شهید کریمی با وجود آنکه در جریان درگیری بارها مجروح شد، میدان را ترک نکرد و نزدیک به یک ساعت در برابر 34 عنصر مسلح ضدانقلاب ایستادگی کرد.
همرزمانش سالها بعد در روایت آن روز میگویند: نبیالله تا آخرین لحظه جنگید؛ حتی وقتی زخمی شده بود، اجازه نداد مهاجمان به مردم روستا نزدیک شوند. او میدانست اگر عقب بنشیند، جان دهها زن و کودک در خطر خواهد افتاد.
یکی دیگر از همرزمان شهید کریمی نیز به خبرنگار تسنیم میگوید: او همیشه میگفت پاسدار بودن یعنی در سختترین لحظهها کنار مردم ماندن. نبیالله دقیقاً همانگونه زندگی کرد و همانگونه هم به شهادت رسید.
میراثی که از یک تیشه و یک ماله آغاز میشود
شهید نبیالله کریمی سرانجام پس از نبردی نابرابر و در حالی که چندین زخم بر پیکرش نشسته بود، به شهادت رسید و نام خود را در تاریخ مقاومت مردم بیجار گروس جاودانه کرد.
اما شاید یکی از ماندگارترین جلوههای شخصیت او، وصیتنامهای باشد که از این شهید به یادگار مانده است؛ وصیتی کوتاه و صمیمی که عمق سادهزیستی و اخلاص او را به تصویر میکشد.
وی نوشته بود: «طلبکاریهایم را بخشیدم. از مال دنیا یک تیشه و ماله دارم، آن را هم به جهاد سازندگی بدهید.»
این چند جمله، تصویری روشن از مردی ارائه میدهد که همه داشتههایش را وقف آرمانهایش کرد و سرانجام جان خود را نیز در راه دفاع از مردم و سرزمینش نثار کرد.
نام شهید نبیالله کریمی تنها در شمار شهدای کردستان ثبت نشده است؛ او نمادی از نسلی است که امنیت امروز را با ایثار، مقاومت و ازخودگذشتگی بنا نهاد. نسلی که در روزگار آشوب، میان ماندن و رفتن، ماندن را انتخاب کرد و در سختترین شرایط، پشت مردم خود را خالی نکرد.
امروز بازخوانی زندگی و حماسه این پاسدار بیجاری، تنها مرور یک خاطره تاریخی نیست؛ یادآوری بهای سنگینی است که برای آرامش و امنیت این سرزمین پرداخت شده و پاسداشت مردانی که یکتنه در برابر دشمن ایستادند تا ایران بماند.