یادداشت| جامعه نخبگانی کشور؛ مخاطب اصلی پیام رهبر در مورد توافق اخیر

نخبگان مخاطب پیام رهبر انقلاب در مورد توافق اخیر بود که باید به دور از گرایش سیاسی بر مصالح انقلاب متمرکز شود.
به گزارش بخش استان‌ها در وبانگاه به نقل از خبرگزاری تسنیم از کاشان، یکی از آسیب‌های مزمن فضای سیاسی و رسانه‌ای کشور آن است که بسیاری از ما، به جای فهم دقیق پیام‌ها و تحلیل عمیق رخدادها، آن‌ها را در چارچوب علایق سیاسی، رقابت‌های جناحی، پیش‌فرض‌های ذهنی و گاه کینه‌های انباشته‌شده تفسیر می‌کنیم.

در چنین فضایی، یک پیام واحد می‌تواند ده‌ها برداشت متفاوت و حتی متضاد ایجاد کند، نه به این دلیل که پیام مبهم است، بلکه چون هر کس آن را از دریچه ذهن و تمایلات خود می‌بیند.

پیام اخیر رهبر انقلاب درباره تفاهم‌نامه میان رؤسای جمهور ایران و آمریکا نیز از همین قاعده مستثنا نبود؛ پیامی که می‌توانست مبنایی برای وحدت ملی، مطالبه‌گری عمومی و تمرکز بر منافع کشور باشد، در مواردی به سوژه‌ای برای رقابت‌های سیاسی و تسویه‌حساب‌های جناحی تبدیل شد.

عده‌ای تنها عبارت «نظر دیگری داشتم» را دیدند و آن را سندی برای اثبات تحلیل‌های گذشته خود دانستند و عده‌ای دیگر بر تعبیر «دلسوزی»، «حسن نظر» و «تلاش مسئولان» تمرکز کردند تا پاسخ منتقدان را بدهند. برخی به دنبال اثبات اشتباه رقیب بودند و برخی در پی اثبات درستی جریان خود و در این میان، آنچه کمتر مورد توجه قرار گرفت، اصل پیام و مسئولیتی بود که بر دوش ملت و نخبگان گذاشته شد.

رهبر انقلاب پس از طی شدن فرآیندهای قانونی و نهایی شدن تصمیم، به جای دامن زدن به دوگانگی‌ها، یک وظیفه روشن را پیش روی جامعه قرار دادند و ِن «انتظار تحقق شروط گفته شده» بود و این عبارت در حقیقت نقطه مرکزی پیام و دعوتی به هوشیاری، مطالبه‌گری و مراقبت از حقوق ملت ایران بود.

اگر هدف از پیام صرفاً اعلام اختلاف نظر با تصمیم اتخاذ شده بود، طبیعتاً چنین موضعی باید پیش از نهایی شدن توافق و امضای تفاهم‌نامه مطرح می‌شد و همچنین اگر مقصود ایجاد تقابل میان ارکان تصمیم‌گیر کشور بود، انتظار می‌رفت پس از صدور پیام شاهد آشفتگی در ساختار تصمیم‌گیری یا عقب‌نشینی مسئولان از مواضع خود باشیم، حال آنکه هیچ‌یک از این رخدادها اتفاق نیفتاد.

واقعیت آن است که این پیام را باید در چارچوب الگوی حکمرانی جمهوری اسلامی تحلیل کرد، الگویی که در آن، اختلاف نظرها در مرحله تصمیم‌سازی امری طبیعی و حتی ضروری است اما پس از اتخاذ تصمیم، اصل بر حفظ انسجام ملی، تقویت سرمایه اجتماعی و تمرکز بر منافع عمومی است و در این الگو، مسئولیت‌پذیری جایگزین منازعه و مطالبه‌گری جایگزین تخریب می‌شود اما آیا ما توانستیم این پیام را آنگونه که باید فهم و تبیین کنیم؟

واقعیت این است که در بسیاری از موارد پاسخ منفی است؛ بخشی از فعالان سیاسی و رسانه‌ای به جای آنکه خود را مخاطب پیام بدانند، دیگران را مخاطب آن تصور کردند و هر گروه، بخشی از پیام را که با روایت سیاسی او سازگار بود برجسته کرد و بخش‌های دیگر را نادیده گرفت، گویی همه در پی آن بودند که سهمی برای خود از پیام پیدا کنند، نه آنکه تکلیفی برای خود از آن استخراج کنند.

این اتفاق یک بار دیگر نشان داد که هنوز در عبور از مرزبندی‌های سیاسی و جناحی با چالش مواجه هستیم؛ هنوز گاهی پیروزی جریان سیاسی خود را بر منافع ملی ترجیح می‌دهیم و هنوز برخی از ما بیش از آنکه نگران تحقق یک هدف ملی باشیم، نگران آن هستیم که مبادا رقیب سیاسی‌مان احساس پیروزی کند.

شاید بزرگ‌ترین درس این ماجرا همین باشد. رهبر انقلاب بار دیگر سطحی از بلوغ سیاسی، بصیرت اجتماعی و مسئولیت‌پذیری را از نخبگان و فعالان سیاسی انتظار داشتند که در مواردی کمتر از آنچه باید، محقق شد، گویی ایشان بر این باور بودند که جامعه نخبگانی کشور می‌تواند از حب و بغض‌های سیاسی عبور کند و بر محور منافع ملت و مصالح انقلاب متمرکز شود.

اما بخشی از واکنش‌های روزهای اخیر نشان داد که هنوز تا رسیدن به این نقطه فاصله داریم؛ مسئله اصلی این نیست که چه کسی در گذشته درست می‌گفت و چه کسی اشتباه می‌کرد و مسئله اصلی آن است که امروز همه جریان‌های سیاسی و فکری کشور در برابر یک مسئولیت مشترک قرار دارند.

مسئولیت صیانت از حقوق ملت و مسئولیت مطالبه تحقق کامل تعهدات طرف مقابل، مسئولیت جلوگیری از تکرار تجربه‌های تلخ گذشته و مسئولیت حفظ وحدت و انسجام ملی در برابر دشمنانی است که همواره از شکاف‌های داخلی استقبال می‌کنند.

شاید امروز پس از فروکش کردن هیجانات سیاسی بتوان یک اعتراف صادقانه داشت و ما به جای آنکه خود را مخاطب پیام بدانیم، دیگران را مخاطب آن فرض کردیم، به جای آنکه به دنبال تکلیف خود بگردیم، در پی یافتن خطای رقیب بودیم و به جای آنکه حول مطالبه تحقق شروط تعیین شده متحد شویم، پیام را به ابزاری برای اثبات درستی تحلیل‌های گذشته خود تبدیل کردیم.

اگر قرار باشد از این ماجرا درسی بگیریم، آن درس بیش از هر چیز متوجه خود ماست و باید بیاموزیم که هر سخن و پیامی را از دریچه حب و بغض‌های سیاسی نبینیم و باید یاد بگیریم که همه مسائل کشور را به میدان رقابت‌های جناحی تقلیل ندهیم و باید به نقطه‌ای برسیم که پیروزی ایران، عزت ملت و پیشرفت انقلاب را بر پیروزی جریان‌های سیاسی ترجیح دهیم.

محافل صهیونیستی: توافق تسلیم ترامپ ایران و متحدانش را قوی‌تر می‌کند

آری؛ شاید باید با صراحت گفت که رهبر انقلاب این بار هم به ما حسن‌ظن داشتند. بیش از آنچه شایسته بودیم به بلوغ سیاسی ما اعتماد کردند و آنچه امروز بیش از هر چیز نیازمند تدقیق و تجدید نظر است نحوه مواجهه ما با پیام های رهبر عزیز است.

یادداشت از حجت‌الاسلام مهدی بصیرتی، رئیس اداره تبلیغات اسلامی کاشان

©‌ وبانگاه، خبرگزاری تسنیم

دکمه بازگشت به بالا