آیتالله خامنهای از اصل حاکمیت و استقلال ایران دفاع کردند

به گزارش بخش بینالملل وبانگاه بر اساس دادههای منتشرشده در خبرگزاری مهر، «ماکسیم شفچنکو» کارشناس برجسته ادیان و قومیتها در روسیه در گفتگویی پیرامون رهبر شهید انقلاب اسلامی، مباحثی را عنوان کرده است که مشروح آن از نظر میگذرد:
حضرت آیتالله خامنهای با تمام وجود به خدای متعال ایمان داشتند و با همه وجود مردم را دوست میداشتند. سراسر زندگی ایشان وقف خدمت به خداوند و در عین حال، خدمت به ملت ایران بود. ایشان در تمام عمر خود با نیروهای شر، ویرانگری و ظلم و ستم مبارزه کردند. اطمینان، استواری و پایداری ایشان در این مبارزه، جلوهای از نور و سیره امامان معصوم علیهمالسلام بود.
روح کربلا در وجود ایشان زنده بود. آمادگی ایشان برای ایستادگی در برابر دشمنی که از نظر قدرت نظامی بسیار برتر به نظر میرسید، نشاندهنده ایمان عمیقشان بود. ایشان باور داشتند که زندگی تنها به این دنیا محدود نمیشود، بلکه پس از مرگ، حیات جاودانه ادامه دارد و انسان باید تا آخرین لحظه به وظیفه خود عمل کند.
این ویژگیها حقیقتاً شگفتانگیز است. همین روح کربلا و روح امامان معصوم، بهویژه حضرت امام حسین علیهالسلام، در تمام زندگی راهنمای ایشان بود. ایشان تا واپسین لحظه به وظیفه خود عمل کردند و برای هر انسانی که میخواهد زندگی خود را با معنا و هدفی والا سپری کند، الگویی ارزشمند به شمار میروند.
حضرت آیتالله خامنهای از اصل حاکمیت و استقلال ایران دفاع میکردند. ایشان معتقد بودند که ایران میتواند با همه کشورها روابطی منطقی و معقول داشته باشد؛ اما در عین حال، تصمیمگیریها باید صرفاً بر اساس منافع ملت ایران انجام شود، نه بر پایه منافع والاستریت، سیتی لندن، بانک جهانی یا هر قدرت خارجی دیگر.
همین رویکرد موجب خشم مخالفان جمهوری اسلامی و دشمنان ایران شده بود. به همین دلیل نیز، به باور نویسنده، آنان در پی حذف ایشان بودند؛ زیرا اراده ایشان، بهویژه در موضوع حاکمیت و استقلال کشور، قاطع و تسلیمناپذیر بود. ایشان همواره تأکید میکردند که ایران نباید به ضمیمهای از اقتصاد غرب تبدیل شود. از نگاه ایشان، ایران کشوری کهن، برخوردار از ظرفیتهای خودکفایی، دارای مردمی آگاه به جایگاه تاریخی خود، سنت دینی ریشهدار و اقتصادی توانمند است.
اگر تحریمها از ایران برداشته میشد، ایران میتوانست به یکی از ثروتمندترین و پیشرفتهترین کشورهای جهان تبدیل شود و بسیاری از کشورهای غربی به آن غبطه بخورند. با این حال، ایران بهصورت هدفمند تحت فشار قرار گرفته است. همچنین باید به یاد داشت که ایشان در دورهای هدایت کشور را بر عهده داشتند که ایران با شدیدترین تحریمها روبهرو بود و محدودیتهای فراوانی را تجربه میکرد. در چنین شرایطی، بسیاری از کشورها ممکن بود از هم بپاشند، اما ایران به برکت اراده، عشق ایشان به کشور و روحیه عزت و غرور ملی در میان مردم، پابرجا ماند.
این همان درسی است که میتوان از ایران آموخت؛ اینکه هر ملت، هویت واقعی خود را حفظ کند. ممکن است افراد دیدگاههای متفاوتی داشته باشند اما کشور متعلق به همه است و به اعتقاد نویسنده، ایشان همواره بر این نکته تأکید میکردند.
حملهای که همزمان با مذاکرات ایران و آمریکا آغاز شد، نتیجه غرور دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو بود. آنان خود را فراتر از قانون و هر قاعدهای میدانند؛ همانگونه که در نگاه او، یزید و معاویه نیز چنین میاندیشیدند. آنان تصور میکنند میتوانند هر کاری را که بخواهند انجام دهند و برایشان نه اخلاق اهمیتی دارد و نه معنایی برای مذاکرات صلح.
ترامپ حتی به کشته شدن انسانها افتخار میکند. او معتقد است در جریان مذاکرات نیز افراد دیگری جان خود را از دست دادند و در حالی که این مذاکرات از طریق جرد کوشنر و استیو ویتکاف دنبال میشد، از پیش تصمیم به ترور رهبر ایران گرفته شده بود.