تشییع ولیفقیه شهید؛ سرآغاز فصلی نوین در تاریخ تمدن اسلامی

بازخوانی راهبردی «مثلی لا یبایع مثل یزید» در اندیشه امام خامنهای شهید
متن این یادداشت که به صورت اختصاصی در اختیار خبرگزاری تسنیم قرار گرفته به شرح زیر است:
«در منظومه معرفتی شیعه، آیین تشییع و تدفین بزرگان، وداعی جانکاه و در عینحال، به مثابه بازتعریف نسبت جامعه با آرمانها و هویت خویش و مولد قدرت و سرمایه اجتماعی در لحظات تعیینکننده تاریخی است. در تاریخ هزارساله فقاهت امامیه، فقدان فقیهان در اوج مرجعیت و نفوذ، همواره نقاط عطف تمدنی محسوب شده است، چرا که پس از نمایش قدرت و محبوبیت ایشان، جبهه حق جانی تازه یافته و مرزهای اندیشهای شیعه گسترش پیدا کرده است. از تشییع سوزناک میرزای شیرازی تا تشییع تاریخی آیتالله حائری یزدی و وداع میلیونی ملت با امام خمینی (ره) که تجلی عشق به سادگی، وقار و صلابت و در عین حال، تجدید عهد با اصل ولایت فقیه و نظام سیاسی مبتنی بر آن به شمار میآمد.
اینک، رویدادی در پیش است که به دلیل ماهیت بیبدیل خود، تمامی این وداع های تاریخی را در ابعاد و معانی جدیدی تفسیر خواهد کرد. برای درک عمیق این پدیده، باید ابتدا ماهیت استثنایی انقلاب اسلامی ایران را شناخت که نه غربگرایانه و نه شرقباورانه، بلکه ایرانی و اسلامی است. اسلامی که هم میتواند انقلاب کند و هم ظرفیت حکمرانی و تمدنسازی در تکمیل مظاهر تمدن ایرانی را دارد. وقتی انقلابی استثنایی باشد، تمامی ابعاد آن، از نظریه ولایت فقیه به عنوان نرمافزار تمدنسازی گرفته تا آیین تشییع رهبر آن، فاقد مشابهت تاریخی خواهد بود که این استثنا در چهار محور قابل تحلیل است؛
اول، اینکه این نخستین و تنها بدرقه یک «ولی فقیه شهید» در طول عصر غیبت کبری محسوب میشود. در روند سلسله شهدای فقاهت، شهادت فقهای برجسته چون شهید اول، شهید ثانی، قاضی نورالله شوشتری (شهید ثالث)، و شهید سیدمحمدباقر صدر (شهید رابع)، جزئی از یک ساختار کلان در پیوند میان «فقاهت» و «مقاومت فعال دینی برای عینیت یافتن اسلام سیاسی» است که با شهادت حضرت آیتالله العظمی خامنهای، این زنجیره به «شهید خامس» میرسد؛ فقیهی که نه تنها در قله مرجعیت دینی، بلکه به عنوان رأس تنها نظام سیاسی اسلامی عصر غیبت قرار داشت.
دوم، اینکه در این تشییع، «امت» به مثابه کنشگر اصلی این حماسه هستند. جنس ارتباط آحاد مردم با این شخصیت، ترکیبی از پیوندهای چندگانه است؛ ارتباط با رهبر بزرگترین کشور منطقه، یک حاکم نظام اسلامی، یک مرجع تقلید جامعالشرایط و پدری دلسوز و مدبر برای کشور. به همین دلیل، دایره سوگواران از مرزهای جناحبندیهای سیاسی و فکری و حتی جغرافیایی فراتر میرود. ملت مبعوث داغدار با انواع سیرتها و صورتها در میدان بوده و هستند، و در وجه دیگر با موافقت و تدارک دولت عراق برای برگزاری آیین تشییع در بغداد، نجف و کربلا، این وداع از مرزهای یک تشییع ملی فراتر رفته و به یک رویداد فراملی در جغرافیای تمدن شیعی بدل میشود؛ جایی که دولت و ملت عراق، با وجود حساسیتهای سیاسی داخلی و فشارهای منطقهای، میزبانی از پیکر امام شهید امت را بخشی از هویت مشترک خود قلمداد کردهاند. این پدیده در طول تاریخ جهان بیسابقه است که رأس یک نظام سیاسی مستقل، در کشور مستقل دیگری با این شکوه بدرقه و تکریم شود و نشان از عمق نفوذ گفتمان ولایت فقیه در قلب جهان تشیع دارد. از سوی دیگر، درخواست گسترده شیعیان پاکستان و افغانستان برای حضور در این تشییع، که طی نامهها و فراخوانهای مردمی در شبکههای اجتماعی بازتاب یافته، نشانگر آن است که شخصیت آیتالله العظمی خامنهای و گفتمان ولایت فقیه، از دیرباز تا به امروز از حصار مرزهای ایران خارج شده و به امتداد جهانی در جان ملتها رسیده است. از آحاد مردم ایران تا شیعیان جهان، از اقلیتهای مذهبی تا ملتهای منطقه و تمامی آزادگان عالم، همه به نوعی خود را در این نمادینترین تشییع تاریخ، سهیم میدانند؛ پدیدهای که گویای تحولی بنیادین در کارآمدی اندیشه امام-امت و فراتر رفتن آن از چارچوبهای مرسوم ملیگرایی است.
سوم، مؤلفه «شهادت در میانه میدان» است. رهبری که در پیشاپیش مردمش در ابتدای یک نبرد بزرگ با قدرتمندترین دولتهای جهان به شهادت رسیده است. این شهید در حالی تشییع میشود که ملت مبعوث ایران حدود چهارماه است بغضهای فروخورده از این فراق را در سینه داشته و مجال اشک و عزاداری نیافته است، اکنون فرصتی برای آزادسازی این احساسات محبوس در پیش است. شهادت در این وضعیت بر درستی مسیر و وعده نصرت برای ظفر گواهی دارد. شعار «یا لثارات الخامنهای» در امتداد شعار «یا لثارات الحسین»، تاییدی است که انتقام رهبر شهید در پیوند با نهضت عاشورا است و سنت خونخواهی در تشیع، به مثابه وعده الهی برای تحقق پیروزی نهایی قلمداد میشود. این تشییع، اعلام تداوم جهاد در مسیر آرمانهایی است که خون شهید، بار دیگر آن را زندهتر از همیشه ساخته و نقطه عطفی در تاریخ مبارزات امت اسلامی به شمار میآید.
چهارم، خاکسپاری پیکر مطهر در حرم مقدس امام رضا علیهالسلام. این انتخاب تاریخی، مقوم یک روایت تمدنی است که ریشه در هویتبخشی امام رضا علیهالسلام به ایران دارد. هجرت و اقامت امام هشتم شیعیان در ایران، نقطه عطفی بود که در آن، ایرانیان مفهوم «امامت» در برابر خلافت و حتی سلطنت را از نزدیک درک کردند و ابتنای فکری ملتسازی رویش گرفت، ایدهای که طی قرنها به موتور محرک تکاپوی تأسیس یک «حاکمیت دینی-ملی» مستقل در جغرافیای ایران بدل شد و در دل تاریخ از عصر صفویه و مشروطه گذشت و در حادثه انقلاب اسلامی به عینیت رسید.
این وداع با شکوه، به مثابه نقطه عطفی در تداوم حیات شیعه، نشان خواهد داد که شهادت رأس نظام اسلامی، نه تنها خللی در مسیر تمدنسازی ایجاد نمیکند، بلکه از طریق پیوند خون رهبر شهید با اعماق جوامع و امتداد آن در ماورای مرزهای جغرافیایی، عزم لازم برای تحقق آرمانهای اسلامی را صدچندان ساخته و قدرت یک نظام تمدنی را در تداوم گفتمانش میان تودههای مردم، فارغ از بینش، ملیت و جغرافیا، به نمایش میگذارد.
شهید خامنهای عزیز هم در حیات خود مقوم آرمان امت واحده و تمدن نوین اسلامی بود و هم در شهادت و تشییع.»