وداع با رهبر شهید؛روایتی از بازتعریف انسجام ملی و معادلات پساجنگ ایران

مراسم وداع گسترده با رهبر فقید انقلاب اسلامی، علاوه بر ابعاد مذهبی و عاطفی، به یکی از مهم‌ترین رخدادهای سیاسی جهان تبدیل شده است.

خبرگزاری مهر، گروه بین‌الملل: مراسم وداع گسترده با رهبر فقید انقلاب اسلامی، علاوه بر ابعاد مذهبی و عاطفی، به یکی از مهم‌ترین رخدادهای سیاسی جهان تبدیل شده است. حضور گسترده مردم در آیین‌های وداع و مشارکت هیئت‌های خارجی، این مراسم را از یک رویداد داخلی فراتر برده و آن را به موضوعی جهانی تبدیل کرده است. خبرگزاری‌ها و رسانه‌های بین‌المللی نیز این مراسم را علاوه بر یک آیین سوگواری، به‌عنوان رویدادی با پیامدهای سیاسی داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی مورد توجه قرار داده‌اند.

گزارش های تحلیلی منتشرشده در رسانه‌های عربی، هر یک از زاویه‌ای متفاوت به این رخداد پرداخته‌اند؛ یکی بر نقش تشییع در تقویت هویت ملی و انسجام داخلی ایران، دیگری بر جایگاه راهبردی شخصیت رهبر فقید در معادلات منطقه‌ای و محور مقاومت و سومی بر ابعاد نمادین و گفتمانی این مراسم در تداوم اندیشه مقاومت تمرکز دارد. اگرچه این گزارش ها در شیوه تحلیل تفاوت‌هایی دارند، اما در یک نکته مشترک‌اند: تشییع را صرفا یک مراسم سوگواری نمی‌دانند، بلکه آن را بخشی از نبرد روایت‌ها و بازتعریف جایگاه ایران در دوره پس از جنگ ارزیابی می‌کنند.

مراسم وداع و تشییع؛ بازسازی هویت ملی در برابر فشار خارجی

لیلی نقولا کارشناس جهان عرب در تحلیل خود، مراسم وداع را از منظر نظریه‌های روابط بین‌الملل بررسی می‌کند. او با استناد به رویکرد سازه‌انگاری، معتقد است که هویت ملی و نمادهای سیاسی، همان اندازه که قدرت نظامی و اقتصادی در رفتار دولت‌ها اثرگذارند، در شکل‌دهی به سیاست خارجی نیز نقش دارند.

از نگاه این نویسنده، هنگامی که یک کشور در معرض تهدید یا حمله خارجی قرار می‌گیرد، شخصیت‌های نمادین آن کشور از سطح یک مقام سیاسی فراتر رفته و به نماد استقلال، حاکمیت و تداوم دولت تبدیل می‌شوند. به همین دلیل، تشییع گسترده رهبر فقید انقلاب اسلامی را باید تلاشی برای بازتولید انسجام ملی و ارسال پیامی هم‌زمان به داخل و خارج از کشور دانست.

به اعتقاد نقولا، تجربه جنگ‌های اخیر نشان داد که حتی در شرایط وجود اختلاف‌نظرهای سیاسی داخلی، جامعه ایران با مداخله خارجی و تلاش برای تغییر نظام از بیرون مخالفت کرده است. از این منظر، حضور گسترده مردم در مراسم تشییع، بیش از آنکه صرفاً یک واکنش احساسی باشد، نمادی از مخالفت با فشار خارجی و تأکید بر حفظ حاکمیت ملی تلقی می‌شود.

او در عین حال معتقد است که این فضای عاطفی، الزاماً به معنای بسته شدن مسیر دیپلماسی نیست. به باور وی، تجربه روابط ایران و آمریکا نشان داده است که حتی در دوره‌های اوج تنش نیز امکان مذاکرات غیرمستقیم یا رسیدن به تفاهم بر اساس محاسبه منافع ملی وجود داشته است؛ از این رو، افزایش ادبیات سیاسی تند در دوران تشییع را باید بخشی از فضای داخلی و تقویت موقعیت مذاکراتی ارزیابی کرد، نه لزوماً نشانه پایان گفت‌وگوها.

نمایش مشروعیت و استمرار راهبرد مقاومت

عبدالعزیز بن حبتور، نخست‌وزیر پیشین دولت نجات ملی یمن، در یادداشت خود بیشتر بر جایگاه منطقه‌ای و ژئوپلیتیکی این مراسم تمرکز دارد. از نگاه او، حضور گسترده شخصیت‌های سیاسی، مذهبی و گروه‌های مقاومت از کشورهای مختلف، بیانگر آن است که تشییع تنها یک رخداد داخلی نیست، بلکه به صحنه‌ای برای نمایش پیوندهای سیاسی و ایدئولوژیک میان ایران و جریان‌های همسو در منطقه تبدیل شده است.

وی معتقد است شخصیت رهبر فقید طی دهه‌های گذشته نقش مهمی در شکل‌گیری گفتمان مقاومت و حمایت از گروه‌های همسو در منطقه داشته و به همین دلیل، مراسم تشییع نیز به بستری برای تأکید دوباره بر استمرار این رویکرد تبدیل شده است.

از نگاه بن حبتور، این مراسم حامل این پیام است که تغییر در رأس هرم قدرت، به معنای تغییر بنیادین در راهبردهای کلان جمهوری اسلامی نیست و ساختارهای سیاسی و امنیتی کشور از ظرفیت لازم برای حفظ ثبات و استمرار سیاست‌های خود برخوردارند.

او همچنین تأکید می‌کند که از منظر جریان‌های همسو با ایران، تشییع گسترده می‌تواند نشانه‌ای از تداوم جایگاه منطقه‌ای تهران و حفظ پیوندهای راهبردی با بازیگران محور مقاومت تلقی شود؛ برداشتی که البته در رسانه‌های بین‌المللی نیز با تحلیل‌های متفاوت و گاه متضاد همراه بوده است. برخی رسانه‌ها این حضور را نماد انسجام و مقاومت توصیف کرده‌اند و برخی دیگر بر وجود دیدگاه‌های متفاوت در جامعه ایران تأکید کرده‌اند.

از سوگواری تا نبرد روایت‌ها؛ تشییع به مثابه سرمایه سیاسی

محمد الخزاعی کارشناس جهان عرب یادداشت خود، بیش از آنکه بر ابعاد سیاسی روز تمرکز کند، تلاش دارد مفهوم تشییع را در چارچوب گفتمان مقاومت و فرهنگ شهادت تبیین کند.

به اعتقاد او، این مراسم صرفاً بدرقه یک رهبر سیاسی نیست، بلکه فرآیندی برای بازتولید مفاهیم هویتی و انتقال سرمایه نمادین به نسل جدید محسوب می‌شود.

او بر این باور است که تصاویر، شعارها و نمادهای حاضر در مراسم، کارکردی فراتر از فضای احساسی دارند و در شکل‌دهی به حافظه جمعی و تداوم روایت رسمی جمهوری اسلامی نقش‌آفرینی می‌کنند.

به تعبیر وی، تشییع به صحنه‌ای برای بازخوانی مفاهیمی چون مقاومت، استقلال، ایستادگی و استمرار تبدیل شده است.

این نویسنده همچنین نقش ساختارهای سیاسی و نهادهای جمهوری اسلامی در مدیریت دوره انتقال را برجسته می‌داند و معتقد است آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، استمرار نهادهای حاکمیتی و حفظ انسجام ساختاری در شرایط پس از جنگ است.

در مجموع، هر سه نویسنده اگرچه از زاویه‌های متفاوت به موضوع پرداخته‌اند، اما در یک جمع‌بندی مشترک به هم می‌رسند؛ اینکه مراسم تشییع، علاوه بر جنبه‌های مذهبی و اجتماعی، به بخشی از رقابت روایت‌ها در سطح منطقه و جهان تبدیل شده است.

از نگاه آنان، این رویداد تلاشی برای نمایش انسجام داخلی، انتقال پیام بازدارندگی، تقویت سرمایه نمادین نظام سیاسی و تأثیرگذاری بر معادلات دیپلماتیک و امنیتی آینده است.

©‌ وبانگاه، خبرگزاری مهر

دکمه بازگشت به بالا