اندیشهی ایرانساز | آسیب شناسی «اصلاحات» در شوروی و ایران

اندیشهی ایرانساز |بازخوانی نقشه راه دوران حکمرانی امام شهید
اندیشهی ایرانساز | آسیب شناسی خواص در نظام اندیشگی امام شهید
یکی از مهمترین سخنرانیهای تحلیلی رهبر شهید انقلاب در طول دوران فرمانروایی خود در ایران، سخنرانی است که به تحلیل فروپاشی شوروی میپردازد. ماجرای فروپاشی شوروی یکی از مهمترین رویدادهای قرن بیستم است، که تاثیر شگرف سیاسی در جهان گذاشت و ایران نیز متاثر از آن رویداد شد. در آن مقطع مهم تاریخی برخی از روشنفکران تلاش کردند در تحلیل خود از فروپاشی شوروی به این همانی ایران و شوروی بپردازند و ماهی مطلوب سیاسی خود را از این تحلیل بگیرند. در آن ماجرا بسیاری دنبال یافتن افرادی نظیر گروباچف و یلتسین آخرین حاکمان شوروی در میان هیئت حاکمه جمهوری اسلامی ایران بودند.
در این میانه رهبر شهید انقلاب در تاریخ 19 تیر 1379 همه کارگزارن کشور را حسینه امام خمینی (ره) جمع کردند و در جمع کارگزاران کشور تحلیل خود از فروپاشی شوروی را تقریر نمودند که خواندن آن قدرت سیاسی و تحلیلی رهبر انقلاب از آن رویداد جهانی و نسبت ایران آن روز با آن ماجرا را به روشنی بیان و تبیین میکند. آنچه در ادامه میخوانید گزارشی است از آن خطابه تحلیلی قدرتمند و آگاهی بخش:
بیانات 19 تیرماه 1379 در دیدار کارگزاران نظام
چرا شوروی فروپاشید؟
بر اساس بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار سال 1379، فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی معلول تلاقی عوامل فرسایشی درونزا با طراحی همهجانبه، رسانهای و شتابدهندهی جبههی غرب به سرکردگی آمریکا بود. ایشان این واقعه را خروجی یک شبیخون محاسبهشده میدانند که بنا به دلایل زیر رقم خورد:
نخست، فساد و فقدان پایگاه مردمی: رهبر انقلاب تأکید دارند که طرح غرب، بر بستر ضعفهای وخیم داخلی سوار شد. شوروی گرفتار فقر شدید اقتصادی، اختناق سنگین، فساد بوروکراتیک و دیکتاتوری کاخنشینان بود. ایدئولوژی کمونیسم، دینی حزبی و ابزاری برای تأمین رانت و امتیازات گروهی محدود اعضای حزب بود. در نتیجه نظام پایگاه عاطفی نداشت و ارتباط ساختار با مردم کاملاً گسسته بود. مضافاً اینکه اتحاد میان دهها جمهوری ناهمگون، یکپارچه نبود. آنها به وسیله سنجاق یا شلاق نظامی به هم وصل بودند و بهمحض بروز اختلال، مستعد گسست قومی گردیدند.
دوم، سادهانگاری و فقدان برنامه منسجم گورباچف در امر اصلاحات: رهبر وقت شوروی اگرچه شعارهای بازسازی اقتصادی (پروسترویکا) و آزادی (گلاسنوست) سر داد، اما نتوانست تصویر مشخص و جامعی از جایگاه این اصلاحات به جامعه ارائه دهد. نظام استکباری و ماشین تبلیغاتیاش او را فریفتند و با تقدیرهای مستمر، لبخندها و برجسته کردن او بهعنوان شخصیتی جهانی، مانع از تمرکز و تصمیمگیریهای خردمندانه شدند و شتاب غیرمعقولی بر اقدامات وی تحمیل کردند.
سوم، اولویت تهاجم رسانهای و شبیخون فرهنگی: راهبرد آمریکا علیه شوروی بر مبنای درگیری نظامی طرّاحی نشد. بخش اعظم پازل فروپاشی توسط سلطهگری رسانهها و نمادها پیش رفت. شکستن سریع قیدوبندها بدون بسترسازی لازم باعث شد سمبلهای سطحی فرهنگ غربی بیمحابا در آن رخنه کند و استحاله را عمیق نماید.
چهارم، پروژه رادیکالیزهکردن فضا به شیوه یلتسین: پسازآنکه تاریخ مصرف گورباچف برای آمریکا تمام شد، آنها با پشتیبانی شبکههای تلویزیونی غربی، یک عنصر قدرتطلب و رادیکال به نام یلتسین را خلق کردند که تندروی وی حرکت را از مدار صحیح خارج کرد. وی پساز یک کودتای مشکوک با استفاده از آشفتگی ساختاری با فشارها و دیکتههای آمریکا در ماههای پایانی ضربات اصلی را برای خروج، تجزیه کشورها و فروپاشی نظام نهایی کرد.
چرا ایران شوروی نیست؟
رهبر شهید انقلاب در آن سخنرانی مهم با احاطهای علمی و با نگاهی جامعهشناسانه و تاریخی ، نقشه غرب در یکسانپنداری فضای سیاسی ایران با واپسین روزهای شوروی را نقش بر آب دانسته و پنج خطای محاسباتی و تفاوت ماهوی آن را متذکر شدند:
1. عنصر کارگزار: رهبر انقلاب ابتدا پروژه این همانی رئیس جمهور وقت با گورباچف را سوزاندند و تاکید کردند که رئیسجمهور وقت آقای خاتمی، هیچ شباهتی به گورباچف ندارد.
2. عنصر ایدئولوژی: در تحلیل رهبر شهید انقلاب کمونیسم فرتوت حاکم بر کرملین، تنها آیین حزبی اقلیتی معدود بود که فروپاشید، اما اسلام در جغرافیای ایران، در خون، جان و اعماق قلوب ملتی تنیده است که فرزندان خویش را مشتاقانه فدای بقای آن کردهاند.
3. عنصر ساختار حاکمیتی: برخلاف دیکتاتورى پرولتاریا در شوروى بسته و غیرقابل انعطاف، جمهوری اسلامی نظمی متکی بر آراء حقیقی مردم و صندوقهای رأی است که نهادینه شدن قانون و «امر به معروف و نهی از منکر» به مثابهی نیروی محرکه، آن را شاداب و جوان نگه داشته است.
4. عنصر سرزمینی: شوروی پیوندی سنجاقشده و جبرآمیز از جمهوریهای ناهمگون بود، درحالیکه پیکرهی ایران با وجود کثرت اقوام، دارای وحدت ارگانیک، فرهنگی و ایمانی مستحکمی است که اسلام، حلقهی وصل خدشهناپذیر آن است.
5. عنصر رهبری: در نظرگاه رهبر شهید انقلاب برخلاف فقدان نقطه اتکای معنوی در شوروی، حضور مؤثر ولایت فقیه بهعنوان تجلی مشروعیت و مقبولیت، سنگری تسخیرناپذیر است که دلسوزانه انسجام کلی دستگاهها را از انحراف و گزند، حراست مینماید.
رهنمودها، راهبردها و هندسه اصلاحات راستین در نظر رهبر شهید
رهبر شهید انقلاب در آن سخنرانی مهم پس از تبیین خطرات الگوبرداری انفعالی از غرب، «اصلاحات» را واقعیتی ذاتی، پیشرو و ضروری برای دفع آفتهای نوکیسگی، بیعدالتی و فقر تلقی کرده و هندسهای جامع در هشت محور و استراتژی برای اجرای آن ابلاغ فرمودند:
1. تبیین معرفتی اصلاحات: ضروری است چیستی، مرزها و اولویتهای اصلاحات توسط مجموعهی ارکان نظام تئوریزه شود. در صورت فقدان گفتمانسازی مستقل، نسخههای بدلی بیگانه در غفلت افکار عمومی به کشور تحمیل خواهد شد.
2. پشتیبانی مرکزیت مقتدر و خویشتندار: هرگونه اصلاح نیازمند نظارت مدبّرانه و کانونی مقتدر است تا موتور حرکت جامعه در مسیر تغییر، گرفتار تعجیل جنونآمیز، خروج از کنترل و ضایعات بیبازگشت نگردد.3. صیانت از حریم ساختاری و روح قانون اساسی: اسلام و اصول مستتر در قانون اساسی، نص صریح و شاکلهی حاکم بر نظام هستند که نباید تحت هر پوششی در فرآیند تغییر مورد مخدوشیت قرار گیرند.
4. مرزبندی شفاف رسانهای و مقابله با تندروی: حراست از آزادی اصیل بیان یک اصل است، اما در جنگ ادراکها نباید اجازه داد لجام گسیختگی و اپیدمی رسانههای هنجارشکن و الگوهای یلتسینی که جادهصافکنهای دشمن هستند، روحیه شهادت، امید و مقاومت ملی را به مسلخ ببرند.
5. مقاومت در برابر تجویزهای نظام بینالملل: ضمن حمایت از پیشبرد سازوکار تشنجزدایی در مناسبات دستگاه دیپلماسی خارجی، باید بهشدت از اتکا به لبخند اجانب حذر کرد چرا که در قاموس تعاملات خارجی اعتماد به دشمن ممنوع است.
6. حرکت موزون و هماهنگ نهادهای داخلی: ایجاد تعادل و هماهنگی بنیادین میان بخشهای پیچیده نظام.
7. تحکیم دژ همبستگی در قبال استراتژی بالکانیزهسازی: دستگاههای مسؤول نظیر وزارت کشور باید در رصد شیطنتهای خصمانه علیه مرزهای سرزمینی بیدار باشند. بوم رنگارنگ و یکپارچهی اقوام غیور کشور اجازه نمیدهد غریبان نفاقافکن بذر شقاق، افتراق و تجزیه ملی بکارند.
8. وفاداری به کلیّت دستگاه حاکمیت: دفاع قاطعانه از شان نزول قانونی تمامی کارگزاران متقی مجلس، دولت و قضایی، یک فریضهی ساختاری جهت اجتناب از تکثّرگرایی کاذب در قوای اصلی حکومت است.
فرجامسخن و نتیجهگیری
سخنان مقام معظم رهبری در جمع کارگزاران عالیرتبه نظام، نمود یک خرد تحلیلی قدرتمند بود. از سویی با کلامی ادیبانه و برخاسته از یقین و تضرّع نسبت به خالق یکتا، نشان دادند که مشروعیت اخلاقی مسؤولین در جاننثاری بر صراط الله و بذل بیمحابای عمر و آبرو متجلی میشود. از منظری کلان و در مقیاسی حکومتی، ماحصل این بیانات نشان از یک جهانبینی هوشیارانه دارد که در نتیجه آن باید اصلاحات بومی جانشین اصلاحات برونگرا و وارداتی شود. جمهوری اسلامی اکنون در بستر آوردگاهی چندساحتی است که سلاح حریف نه تانکها، که قلمها، شایعهپردازیها و مسخ روحی ملتهاست. بنابراین، تکتک حرکتهای سنجیده، تقنینهای عالمانه و سیاستهای عدالتورزانهی مسؤولین نظام در مسیر تحول اصولی جامعه، تیری نافذ بر قلب توطئه استکبار جهانی تلقی میگردد. همانگونه که خداوند برای بندگان خطشکن که به وادی خطر پای مینهند بشارت آورده است، توکّل اصیل حسبنا الله ونعم الوکیل برخاسته از گریزپردهنشینی نیست، بلکه نصرتی الهی است که پاداش کاربست خرد جمعی، عقلانیت سیاسی، هوشیاری رسانهای و اتحاد ناگسستنی آحاد و ارکان یک جامعه متعالی است.