از ضریح تا آسمانِ دلها؛ تدفین در دارالذکر و بیقراریها

روزی به انتظار او بودیم… و اکنون، انتظارمان تمام نشده؛ فقط شکلش عوض شده است؛ از غبارروبی ضریح ، رسیدهایم به اشکهایی که دیگر قصدِ تمامشدن ندارند؛ از آمادهسازی حرم، رسیدهایم به حال و هوای خوشآمدگویی و اندوهِ ندیدنش.
صدای گریه، یکنفسِ بلند است؛ نه فقط صدای چند چشم، بلکه صدای دلهایی که بیقرارند و آرام نمیشوند.
هر قدم نزدیکتر میشود، بغضها هم سنگینتر میشوند؛ انگار همه با هم، در یک زبان مشترک زمزمه میکنند:«رسیده به حَرمت یا رئوف، رهبر ما…» دارالذکر از امروز، فقط محل آرامگاه نیست؛ دارالذکر معنایی تازه گرفت؛یک قطعه از بهشت روی زمین که آغوش خود را برای پیکر پاک رهبر مجاهدِ شهید انقلاب گشود.
آمدنِ او، نقطهای از تاریخ نیست؛پناهی است برای اشکهای ما و نشانی است برای دلهایی که میخواهند حضورش را در همین نزدیکترین فاصلهها حس کنند.
زائرانی که نرفتهاند؛بسیاری از زائران هنوز به شهرهایشان برنگشتهاند،گویی برایشان رفتن ممکن نیست، وقتی داغ فراق بر سینهها نشسته است.در گوشههای حرم، نگاهها خسته است اما پاها ترک نمیکنند؛چون دل، هنوز دل است و دل، تا وقتی که آرام نگیرد، حاضر به جدایی نمیشود.و به همین دلیل است که حرم همچنان شلوغ میماند.
شلوغیِ بیسر و صدا، شلوغیِ اشک و سکوتِ سنگین.مردم آمدهاند تا همسو با همان انتظار دیرین، بارِ حضور را ادامه بدهند؛با اینکه وداع سخت است، اما یادِ او سختتر از وداع، در دل میماند.
دارالذکر، آرامگاه ابدی برای مجاهد خستگیناپذیر؛ حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای(رضواناللهتعالیعلیه) و از همین امروز، حافظه تاریخی این سرزمین، نام او را با اشک و آرامشِ، جهاد و مقاومت توأمان به یاد خواهد سپرد.