دستاوردها و پیامهای تشییع باشکوه و میلیونی رهبر شهید انقلاب در ایران و عراق

دستاوردها و پیامهای مهم صادر شده در این تشییع بینظیر قرن را میتوان در پنج محور اصلی خلاصه کرد:
1. شکست استراتژی «حذف فیزیکی رأس هرم»
هدف اصلی حملات تروریستی و ترور رهبران، معمولاً اجرای استراتژی «حذف فیزیکی رأس هرم» است؛ یعنی با از میان برداشتن رأس هرم قدرت، کل بدنه سازمان یا نظام دچار فروپاشی، هرجومرج و درگیریهای داخلی شود.
برداشت دشمن این بود که آنها خواهند توانست با حذف فیزیکی رهبر انقلاب به عنوان نقطه کانونی اقتدار و قدرت ، جمهوری اسلامی ایران را در موقعیت ضعف و تزلزل سیاسی و اجتماعی قرار دهند که دقیقاً برعکس این اتفاق صورت گرفت و به جای فروپاشی ، یک «انسجام بیسابقه» و «تثبیت ساختاری» را در درون نظام شاهد بودیم . این تشییع باشکوه نشان داد که نظام، نه تنها از بین نرفته، بلکه با این واقعه، دوباره متولد شده و انسجام خود را نه در سطح منطقه بلکه فراتر از آن در سطح جهانی به اثبات رسانده است.
2. تغییر ماهیت «محور مقاومت» از یک ائتلاف به یک «بدنه واحد» تحت عنوان وحدت ساحات
تا پیش از این رویداد، تحلیلگران غربی بر این باور بودند که محور مقاومت مجموعهای از گروههای مختلف با اهداف مشترک و تحت نفوذ ایران هستند.
اما انبوه جمعیت حاضر در تشییع قائد عظیمالشأن انقلاب در عراق و پیوند عاطفی و مذهبی مردم در این مراسم باشکوه و بینظیر، به آنها این پیام را داد که «محور مقاومت» دیگر صرفاً یک ائتلاف سیاسی یا نظامی نیست، بلکه یک «جریان اجتماعی-مذهبی فرامرزی» است. آنها متوجه شدند که این جریان، ریشههای عمیق و غیرقابلکنترل در دل جوامع منطقه دارد که با هیچ حمله نظامی یا تروریستی قابل ریشهکن کردن نیست.
3. ضربه به «برتری روانی» و «هیمنه نظامی»
محور تروریستی آمریکایی _ صهیونی در این جنگ تحمیلی همواره تلاش کرد با نمایش قدرت نظامی، «ترس» را در دل ملت بزرگ ایران و جبهه مقاومت ایجاد کند.
اما دیدن میلیونها انسان مبعوث شده در کف خیابان ها و مردمی که هوشمندانه ، شرافتمندانه و عزتمندانه به جای ترس، با شعارهای حماسی و درخواست انتقام، در تشییع امام شهید حضور یافتند، باعث «تزلزل روانی» در تحلیلگران آنها شد. اکنون آنها درک میکنند که سلاحهای پیشرفتهشان نمی تواند «ارادهی ملتها» را بشکند. این یعنی آنها در نبرد «قدرت سخت» (سلاح) هر چند بصورت محدود پیروزی موقتی داشته اند ، اما در نبرد «قدرت نرم» (اراده و نفوذ معنوی) به شکلی فاجعهبار شکست خوردهاند.
4. انتخاب «جانشین شایسته» و «استمرار مسیر رهبر شهید»
یکی از مهمترین راهبردهای استراتژیک دشمن آمریکایی – صهیونی ، لحظهی انتقال قدرت در هنگام خلأ رهبری بود.
دشمن به زعم غلط خود بر این باور بود که می تواند در تعیین رهبری آینده این سرزمین الهی نقش ایفا کند اما بعثت مردم در 10 روز اول خلأ رهبری نظام که به تعبیر امام حاضر، رسالت رهبری را بر دوش کشیدند و پس از آن اقدام انقلابی و بموقع مجلس خبرگان در انتخاب صالح بعد صالح خط بطلانی بر توهمات افسار گسیخته کج فهمان و کج اندیشان کشید.
از دیگر سو این مراسم تشییع در واقع یک «مراسم تأیید صلاحیت عمومی» برای رهبر جدید بود و آنها به عینه دیدند که چگونه خون شهید، پل ارتباطی میان رهبری پیشین و رهبری جدید ایجاد کرد. به واقع این امر نشان داد که این نظام الهی نه تنها در انتخاب رهبری جدید دچار لرزش نشد، بلکه با یک «تثبیت مذهبی و مردمی» همراه شد و این حقیقت را بدرستی به دشمنان قسم خورده این ملک و سرزمین الهی فهماند که با یک نظام «پیوسته و مستحکم» روبرو است، نه یک نظام «آسیبپذیر در برابر تغییرات».
5. درک هزینهی بالای «ترور»
دشمن اکنون در برابر یک پارادوکس محاسباتی قرار گرفته است. آنها متوجه شدند که هر اقدام تروریستی که برای «ضعیف کردن» جبهه مقاومت انجام میدهند، در واقع باعث «تامین سوخت معنوی جبهه مقاومت» میشوند. آنها دیدند که ترور، به جای ایجاد عقبنشینی، باعث «رستاخیز و بسیج عمومی» میشود. این یعنی آنها در محاسبات خود دچار خطا شدهاند و هر ضربهای که میزنند، با مقاومت و اتحاد بیشتری روبرو میشود که هزینهی آن برای آنها بسیار سنگینتر از منافعشان است.