بلژیک در جام جهانی به سرنوشت ایران دچار شد؛ تقلید ناخواسته از تاکتیکهای قلعهنویی

بلژیک در دقایق پایانی نیمه دوم دیدار مقابل اسپانیا، اتفاقی مشابه آنچه برای تیم ملی ایران در بازی برابر مصر رخ داد را تجربه کرد و نتیجهای یکسان حاصل شد. اصلیترین شباهت بین دو تیم در جام جهانی، حضور پرشمار بازیکنان بالای ۳۰ سال بود که ظاهراً از طراوت و قدرت فنی لازم دورشان کرده بود؛ هرچند که مقایسه ستارههایی چون دی بروینه و لوکاکو با بازیکنان ایرانی در سطح متفاوتی قرار دارد.
با توجه به میزبانی لس آنجلس در این مرحله از جام جهانی، جایی که تیم ملی ایران نیز دو بازی خود را برگزار کرد، انتظار میرفت که نوعی ارتباط بین این دیدار و تیم ملی کشورمان یافت شود. این ارتباط در وقتهای اضافه نیمه دوم بازی نمایان شد.
پس از بازی ایران مقابل مصر و بازگشت تیم، شاهد اظهارات متعددی از سوی مسئولان فدراسیون، مربیان و بازیکنان بودیم که خود را شایسته تقدیر و تشکر و پیروز این میدان میدانستند. این در حالی است که بخش بزرگی از جامعه فوتبال ایران، نتوانستند فوتبال قابل قبولی از تیم ملی ببینند و وعده صعود به مرحله بعد نیز تحقق نیافت؛ لذا ایراد به دیدگاهها و قضاوتها وارد بود.
امیر قلعهنویی در پیامی بلندبالا در شبکههای اجتماعی اعلام کرد که اگر دوباره به عقب بازگردد، همین مسیر را طی خواهد کرد. این بدان معناست که از نظر او، همه چیز در مسیر درست قرار داشته و بحث دیگری بیفایده است. وقتی بلژیک با آن همه ستاره و عظمت، از سبک بازی تیم قلعهنویی الگوبرداری میکند، پس منطقاً حق با اوست و باید منتظر تقدیرهای جدید از سوی فدراسیون و مربیان بابت این نتیجه بود؛ همانطور که در مراحل قبلی نیز از نتایج همگروهان وام گرفته بودند.
در بازی مقابل اسپانیا، بلژیک تنها یک بار موفق به خلق موقعیت روی دروازه حریف شد که همان به گل تبدیل شد. تا دقایق پایانی، بازی با تساوی دنبال میشد و بلژیکیها با حفظ این نتیجه، قصد داشتند با کشاندن بازی به وقتهای اضافه و ضربات پنالتی، اختلاف سطح فنی خود با تیم قدرتمند اسپانیا را جبران کنند و از تجربه بازیکنان پا به سن گذاشته خود در مقابل انگیزه و جوانی ستارههای اسپانیایی بهره ببرند.
اما با تعویضهای مؤثر دلافوئنته و به ثمر رسیدن گل دوم برای اسپانیا، و اعلام ۷ دقیقه وقت اضافه توسط داور چهارم، ناخودآگاه یاد بازی ایران و مصر افتادیم. در آن بازی نیز نتیجه به نفع ایران نبود و تیم ملی برای صعود نیاز به پیروزی داشت، در حالی که مصر تیم برتر میدان بود. در چنین شرایطی، بازیکنان ایران به شکلی غریزی به سمت حمله و فشار آوردن روی آوردند و با احساسات، به دنبال گشودن دروازه حریف و پیروزی بودند.
در آن دقایق، هیچ برنامه و تاکتیک مشخصی برای تیم ایران وجود نداشت. شجاع خلیلزاده، که در طول سه بازی هیچگاه به جلو حرکت نکرده بود، پیشروی کرد و گلی به ثمر رساند که به دلیل خطای آفساید، از ثبت شدن بازماند. حتی یک نفر در سراسر دنیا نتوانست حملات احساسی و بیبرنامه ایران در وقتهای اضافه را به پای تاکتیک تیمی نسبت دهد.
این اتفاق برای بلژیک نیز تکرار شد. ستارههای نامدار بلژیکی، وقتی خود را در آستانه حذف از جام جهانی دیدند، به شکلی کاملاً غریزی، احساسی و بدون برنامه مشخص، در ۷ دقیقه پایانی روی دروازه اسپانیا هجوم آوردند و شانس خود را برای رقم زدن یک معجزه امتحان کردند، اما این تلاشها نیز بیثمر ماند.
در بازی مقابل مصر، ایران بیش از نیم ساعت از نیمه دوم را به راحتی از دست داد و هیچ حملهای صورت نداد. مصر که صعودش از قبل قطعی شده بود، به بازیکنان اصلی خود استراحت داد و از بازیکنان ذخیره استفاده کرد تا آنها نیز فرصت بازی پیدا کنند. اگر مصر به دنبال پیروزی بود، در آن نیم ساعت میتوانست با فشار آوردن، خاطره بازی استرالیا را برای ایران تکرار کند.
مشابه این اتفاق برای بلژیک در مقابل اسپانیا رخ داد. بلژیکیها که در طول نیمه دوم به تساوی راضی بودند و تمرکزشان بر حفظ نتیجه و کشاندن بازی به ضربات پنالتی بود، در ۷ دقیقهای که رویاهایشان بر باد رفت، مانند تیم قلعهنویی به بازی احساسی روی آوردند و مانند ایران، راه به جایی نبردند و حذف شدند.