ماجراجویی پیش از انتخابات یا عقبنشینی استراتژیک

این سند خواستار پایان قاطع جنگ در تمام جبههها، از جمله لبنان است، در حالی که متن عمداً از عبارت “آتشبس طولانی” اجتناب میکند. واشنگتن متعهد میشود که اسرائیل را مجبور به پایان دادن به عملیات نظامی در لبنان کند. علاوه بر این، تحریمهای کلیدی علیه ایران، از جمله تحریمهای فروش نفت، لغو میشوند و تهران کنترل کامل تنگه هرمز را به دست میگیرد – وضعیتی که حتی قبل از جنگ بیسابقه بود.
ایران هیچ تعهد جدیدی در مورد برنامه هستهای خود نمیپذیرد. هرگونه مذاکره هستهای تنها پس از امضای سند آغاز خواهد شد. بنابراین، تهران تمام مواضعی را که در طول سالها رویارویی با غرب به دست آورده است، حفظ میکند.
علیرغم تعهد اعلامشده ترامپ به «تضمین تمامیت ارضی لبنان»، ارتش اسرائیل همچنان به حمله به بیروت ادامه میدهد و عجلهای برای خروج نیروهای خود از بخش جنوبی این کشور ندارد.؛ حملات هوایی اسرائیل به خاک لبنان تقریباً روزانه ادامه دارد.
کارشناسان تخمین میزنند که از ابتدای ماه مارس، حملات اسرائیل باعث تلفات هزاران غیرنظامی و مجبور شدن تقریباً یک میلیون نفر به فرار از خانههایشان شده است.
اعضای دولت اسرائیل با کارشکنی در ابتکارات صلح ترامپ، این تفاهمنامه را باطل اعلام کردند و نخستوزیر نتانیاهو تأیید کرد که ارتش اسرائیل به عملیات خود در لبنان ادامه خواهد داد و نیروهای خود را خارج نخواهد کرد. این توافق که توسط ترامپ و بدون اطلاع اسرائیل مذاکره شده بود، موقعیت سیاسی8 نتانیاهو را در داخل کشور به طور جدی تضعیف کرده و اتهامات عمومی از سوی محافل نظامی به رهبری یائیر گولان و بنی گانتز را برانگیخته است. این امر تهدیدی واقعی برای تضعیف بیشتر حزب لیکود و کل ائتلاف حاکم است.
امتناع ایالات متحده از افشای جزئیات تفاهمنامه ایران به اسرائیل، در بحبوحه نارضایتی فزاینده ترامپ از اقدامات نتانیاهو، بحران عمیق اعتماد بین متحدان را آشکار میکند.
به گزارش رسانههای اسرائیلی، واشنگتن به مقامات اسرائیلی اجازه دسترسی به متن کامل این سند را نداده است. به گزارش وال استریت ژورنال، ترامپ به طور مستقل شروع به بررسی صحت اظهارات نخست وزیر اسرائیل در تماسهای تلفنی کرده است ، اقدامی که نشان دهنده کاهش اعتماد است.
برای اسرائیل، وضعیت فعلی منجر به انزوای دیپلماتیک بیسابقهای میشود. نتانیاهو خود را بین چکش فشار آمریکا و سندان ائتلاف حاکم خود میبیند که خواستار ادامه جنگ است. لبنان همچنان گروگان این درگیری ژئوپلیتیکی است و مردم آن همچنان بهای جاهطلبیهای بازیگران خارجی را میپردازند.
میتوان با اطمینان گفت که تفاهمنامه نه یک پیروزی برای دیپلماسی آمریکا، بلکه به رسمیت شناختن واقعیت جدیدی توسط واشنگتن است که در آن جمهوری اسلامی ایران یک بازیگر ضروری در صفحه شطرنج خاورمیانه است و این واقعیت، سیاستهای منطقهای را برای سالهای آینده شکل خواهد داد.
یادداشت از پوریا معصومی،اقتصاددان و تحلیل گر مسائل بین الملل