محیط زیست کهگیلویه و بویراحمد جا ماند، مردم به دل آتش زدند

با آغاز فصل گرما سناریوی تلخ آتشسوزی در طبیعت کهگیلویه و بویراحمد بار دیگر تکرار میشود؛ شعلههایی که از دل مراتع و جنگلها سر برمیآورند و پیش از آن که مدیریت شوند، به جان سرمایههای طبیعی استان میافتند و اما آنچه امسال بیش از خود آتش خشم مردم و فعالان محیط زیست را برانگیخته، نه فقط وسعت حریق، بلکه ضعف آشکار در آمادهسازی، پشتیبانی و توزیع تجهیزات اطفای حریق است.
مردم محلی و نیروهای داوطلب میگویند تجهیزاتی که قرار بود در روزهای بحرانی به کمک طبیعت بیاید، بهموقع توزیع نشده، یا به شکل عادلانه و هدفمند به دست کسانی که در خط مقدم هستند نرسیده است و همین مسئله باعث شده در بسیاری از آتشسوزیها، این نه نیروهای مجهز دولتی، بلکه روستاییان، جوانان بومی و دوستداران طبیعت باشند که با کمترین امکانات، راهی ارتفاعات و مناطق صعبالعبور میشوند تا شاید بتوانند آتش را پیش از گسترش مهار کنند.
واقعیت تلخ این است که در بسیاری از نقاط استان، هنوز هم نخستین واکنش به آتشسوزی نه از سوی ساختارهای رسمی، بلکه از دل مردم شکل میگیرد و مردمی که گاه با بیل، شاخه درخت، آتشکوبهای محدود و حتی بدون تجهیزات ایمنی، به دل شعلهها میزنند؛ آن هم در شرایطی که کوچکترین خطا میتواند به بهای جانشان تمام شود و این تصویر، بیش از آنکه نشانه مشارکت مردمی باشد، علامت هشداردهندهای از ناکارآمدی در مدیریت پیشگیرانه و بحران است.
رضا گلزاری از دغدغه مندان محیط زیست در شهرستان دنا به تسنیم گفت: اگر ادارهکل محیط زیست استان از ماهها قبل برنامهریزی دقیقی برای شناسایی مناطق پرخطر، تجهیز گروههای محلی، آموزش نیروهای داوطلب و استقرار امکانات در کانونهای حادثهخیز انجام میداد، امروز دامنه خسارتها و حجم نارضایتیها تا این اندازه بالا نبود و دالبته توزیع تجهیزات نباید به یک اقدام نمایشی و آماری تقلیل یابد زیرا تجهیزات زمانی ارزش دارند که در لحظه بحران، در اختیار فردی باشند که واقعا در خط مقدم مهار آتش ایستاده است.
در این میان، انتقادها متوجه مدیریت ارشد محیط زیست استان نیز شده است و بسیاری از فعالان و کنشگران محلی معتقدند مدیرکل محیط زیست کهگیلویه و بویراحمد در بزنگاههایی که باید در میدان باشد، حضوری کمرنگ و غیرموثر دارد و همین مسئله بر دامنه گلایهها افزوده است و از نگاه افکار عمومی، در روزهایی که طبیعت استان در آتش میسوزد، سکوت، تأخیر و کمتحرکی مدیریتی قابل توجیه نیست.
این پرسش جدی اکنون در فضای عمومی استان مطرح است که چرا با وجود تکرار سالانه آتشسوزیها، هنوز سازوکار مشخص، سریع و قابل اتکایی برای پشتیبانی از نیروهای مردمی وجود ندارد؟ چرا مردمی که باید پشتیبانی شوند، خود به تنها نیروی خاموشکننده آتش تبدیل شدهاند؟ و چرا سهم برخی مدیران در این بحران، بیشتر توضیحدادن پس از حادثه است تا اقدامکردن پیش از آن؟
کارشناسان بارها تأکید کردهاند که مهار آتشسوزی در مناطق کوهستانی و جنگلی بدون استفاده از ظرفیت جوامع محلی ممکن نیست، اما تکیه بر مردم بدون تجهیز، آموزش و حمایت، چیزی جز فرستادن آنان به مصاف خطر نیست و وقتی داوطلب محلی بدون لباس ایمنی، بدون کفش مناسب، بدون ماسک، بدون تجهیزات استاندارد و بدون پشتوانه کافی وارد عملیات میشود، این دیگر مشارکت مردمی نیست و در واقع این واگذاری بار مسئولیت به مردم است.
اکنون مطالبه روشن است که ادارهکل محیط زیست کهگیلویه و بویراحمد باید به صورت شفاف اعلام کند چه تعداد تجهیزات اطفای حریق خریداری و توزیع شده، این تجهیزات به چه کسانی و بر چه اساسی تحویل داده شده و سهم مناطق حادثهخیز از این امکانات چه بوده است و افکار عمومی همچنین انتظار دارد مدیران استان به جای سکوت و واکنشهای دیرهنگام، پاسخگوی این باشند که چرا باز هم مردم باید پیش از دستگاههای مسئول، خود را به خط آتش برسانند.
طبیعت کهگیلویه و بویراحمد دیگر تاب آزمون و خطا، وعدههای تکراری و مدیریت پشتمیزنشین را ندارد و وقتی جنگل میسوزد، فرصت برای تعارف و گزارشنویسیهای پس از بحران گذشته است و مردمی که هر بار جانشان را کف دست میگذارند، حق دارند بپرسند که اگر قرار است ما بدون امکانات به دل آتش بزنیم، پس مسئولان دقیقا کجای این میدان ایستادهاند؟