خاطرات رهبر شهید از ورود به میدان مبارزه با دستگاه ستم‌شاهی

رهبر شهید انقلاب اسلامی در بخشی از خاطرات خود، نحوه ورودشان به میدان مبارزه با دستگاه ستم‌شاهی را نقل می‌کنند.
به گزارش وِبانگاه به نقل از گروه امام و رهبری خبرگزاری تسنیم، زیست پربار و الهام‌بخش رهبر شهید انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله العظمی سیدعلی خامنه‌ای (ره) سرشار از لحظه‌ها و رخدادهای ژرف و شگرفی است که تامل در آنها انسان را به معرفت تازه‌ای درباره آن حکیم شهید، رهنمون می‌سازد. در این راستا بازخوانی خاطره‌ها و تاریخ شفاهی زندگی امام شهید امت، حائز نقش و اهمیت بسزایی است.

پیامدهای متداوم خون امام شهید

امام شهید ملت ایران در بخشی از خاطرات خود، نحوه ورودشان به میدان مبارزه با دستگاه ستم‌شاهی را روایت و در این‌باره نقل می‌کنند: «درباره مبارزه باید به یک نکته مهم اشاره کنم، مبارزات ما به طور کلی به دو بخش تقسیم می‌شود: مبارزات سیاسی و مبارزات روشنفکری؛ مبارزات سیاسی ما از سال 41 از اول مبارزات حوزه علمیه شروع شد؛ یعنی ما از اولین قدم‌ها و اولین لحظات مبارزات حوزه علمیه قم که عبارت بود از مخالفت و ضدیت مراجع با انجمن‌های ایالتی ولایتی، از آن وقت ما در جریان بودیم. در کار اعلامیه و نشر و پخش و پیام آوردن و پیام بردن و سخنرانی کردن و این‌ها تا آخر؛ اما آن بخش مربوط به مبارزات روشنفکری قبل از این موارد شروع شده بود؛ یعنی از سال‌های 38، 39 در زمینه مسائل جدید، بینش‌های جدید نسبت به مسائل اسلامی و مسائل اجتماعی و سیاسی و ورود در کارهای سیاست. آن ایام هم مقالات و جزوات زیادی می‌خواندم و هم در تماس و مشاوره با بعضی از برادرانی که در این رشته‌ها بودند، قرار داشتم.»

شهید خامنه‌ای (ره) در بخش دیگری از خاطرات خود به جریان فکری ویژه‌ای که در سال‌های مبارزه با دستگاه ستم‌شاهی میان طلاب در حال رشد بود، اشاره فرموده و در این‌باره بیان می‌کنند: «پیش از آنکه مبارزات [به رهبری امام خمینی] شروع شود، من طلبه‌ای جوان و پرشور و علاقه‌مند به مسائل روز بودم. اگرچه غالبا در مبارزات سیاسی وارد نبودیم، اما یک جریان فکری ویژه‌ای در میان طلاب در حال رشد بود. من و خیلی از دوستان هم‌سال، هم درس و هم دوره کتاب‌های خارج از امور درسی را می‌خواندیم و با مسائل جهان آشنا می‌شدیم. روزنامه می‌خواندیم، رادیوها را گاهی گوش می‌دادیم، از اوضاع و احوال اجتماعی خودمان مطلع می‌شدیم، از همه مهم‌تر با منظر جدیدی به اسلام نگاه می‌کردیم. تا آن وقت، این فکر که اسلام می‌تواند حکومت کند و یک جامعه‌ای را اداره کند و برای رسیدن به این هدف بایستی مبارزه کرد، فکر رایجی نبود، نه در جامعه و نه حتی در حوزه‌های علمیه. البته کسانی بودند در حوزه‌ها و در خارج از حوزه‌های علمیه که به این افکار معتقد بودند، اما خیلی در اقلیت بودند. دیدگاه معمولی و رایج بین طلبه‌ها این بود که باید درس خواند و ملّا شد و احکام شرعی و فقهی را به مردم آموزش داد.»

رهبر شهید انقلاب اسلامی در ادامه به تشریح آنچه که باعث شد ایشان برخلاف روال مرسوم حوزه علمیه، به این فکر بیفتند که اسلام می‌تواند حکومت کند و جامعه را اداره سازد، می‌پردازند و در این‌باره نقل می‌کنند: «ما به تدریج به این تفکر متفاوت درباره نقش اسلام در جامعه گرایش پیدا کردیم. کتاب‌هایی که در این‌باره بود آن وقت از عرب‌ها و یا از بعضی ایرانی‌ها، این‌ها را می‌خواندیم. از جمله کتاب‌هایی که ما را به این تفکر سوق داد، کتاب «تفسیرالمیزان» بود. در اینجا لازم است از استاد علامه‌ طباطبایی یاد کنم. اگرچه ایشان خودشان در جریان مبارزات، شرکت و دخالت فعالی به هیچ وجه نداشتند، اما کتابشان یک راهگشایی به سوی این تفکر برای ما بود.»

©‌ وبانگاه، خبرگزاری تسنیم

دکمه بازگشت به بالا