یادداشت| حکمرانی از جنس خدمت

حکمرانی یوسف؛ الگوی قرآنی مدیریت
قرآن کریم در داستان حضرت یوسف (علیهالسلام)، الگویی از حکمرانی شایسته ارائه میدهد. وقتی یوسف (علیهالسلام) داوطلب مسئولیت خزانهداری مصر میشود، صلاحیت خود را چنین معرفی میکند: «اجْعَلْنِی عَلَی خَزَائِنِ الْأَرْضِ إِنِّی حَفِیظٌ عَلِیمٌ» (یوسف: 55). علامه طباطبایی در تفسیر این آیه، دو ویژگی «حفیظ» و «علیم» را پایههای حکمرانی میداند: «امانتداری و تخصص» (طباطبایی، 1374، ج11: 283). اما در ادامه داستان میبینیم که یوسف (علیهالسلام) علاوه بر این دو، خصلتهای دیگری نیز دارد: سعه صدر در برابر برادران خاطی، شفافیت در مدیریت بحران قحطی، و فروتنی در اوج قدرت. رهبر شهید امت، حکمرانی خود را بر همین پایهها استوار کردند.
سه ویژگی شاخص در سیره مدیریتی رهبر شهید
یکم، امانتداری و پرهیز از تشریفات قدرت
اولین ویژگی حکمرانی رهبر شهید، «امانتداری» به معنای پرهیز از استفاده شخصی از قدرت و بیتالمال بود. برخلاف بسیاری از حاکمان که پس از رسیدن به قدرت، سبک زندگیشان دگرگون میشود، ایشان همان زندگی ساده طلبگی را حفظ کردند. منزل شخصیشان یک خانه معمولی و اجارهای بود، از اموال دولتی برای زندگی شخصی استفاده نمیکردند، و تشریفات و پروتکلهای رایج را به حداقل رسانده بودند. ایشان بارها فرمودند: «باید مراقب باشیم که قدرت، ما را تغییر ندهد. هر چه بالاتر میرویم، باید متواضعتر و سادهتر شویم.» (خامنهای، 1388). این همان «حفیظ» بودن قرآنی است: پاسداری از امانت در برابر وسوسه قدرت.
دوم، مردمداری و حضور در میان طبقات محروم
دومین ویژگی، «مردمداری» به معنای واقعی کلمه بود. حکمرانی ایشان نه از پشت میز، که در میان مردم جریان داشت. دیدار با خانواده شهدا در منازلشان، نشستن پای درد دل کارگران و کشاورزان، و حضور در جمع محرومان و مستضعفان، تصویری ماندگار از «حاکمی» ساخت که خود را «خادم» میدانست. این شیوه حکمرانی، تداعیکننده سیره امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) بود که میفرمود: «آیا به همین قناعت کنم که مرا امیرالمؤمنین بخوانند، اما در سختیهای روزگار با مردم شریک نباشم؟» (نهجالبلاغه، نامه 45). رهبر شهید در بیانات خود بارها تأکید کردند: «من خودم را سرباز و خادم مردم میدانم و هر چه دارم از دعای خیر همین مردم است.» (خامنهای، 1395).
سوم، مشورت و استفاده از خرد جمعی در عین قاطعیت
سومین ویژگی، «مشورت» همراه با «قاطعیت» بود. ایشان در فرآیند تصمیمگیری، از نظرات کارشناسان، نخبگان و منتقدان بهره میبردند، اما پس از تصمیمگیری، با قاطعیت در برابر فشارها میایستادند. این همان «علیم» بودن در کنار «حفیظ» بودن است؛ تخصص و دانایی در تصمیمسازی. نمونه روشن آن، ایستادگی بر سر برنامه هستهای و مذاکرات بینالمللی بود که علیرغم همه فشارها و تهدیدها، از خطوط قرمز نظام کوتاه نیامدند، اما در عین حال از مشورت با تیمهای کارشناسی و شنیدن نظرات مختلف غافل نشدند. ایشان فرمودند: «در نظام اسلامی، تصمیمگیریها باید بر اساس خرد جمعی باشد، اما وقتی تصمیم گرفته شد، همه باید تمکین کنند.» (خامنهای، 1390).
نتیجهگیری
سیره مدیریتی رهبر شهید امت را میتوان در سه عنوان خلاصه کرد: «امانتداری و پرهیز از تشریفات قدرت»، «مردمداری و زیستن در میان محرومان»، و «مشورت در تصمیمسازی همراه با قاطعیت در اجرا». این الگوی حکمرانی که ریشه در قرآن و سیره علوی دارد، نشان داد که میتوان در اوج قدرت، ساده زیست؛ در میان مردم بود؛ و بر سر اصول ایستاد. تبیین این سیره برای مدیران امروز جامعه، بهترین درس برای نزدیک شدن «قدرت» به «خدمت» است.منابع: · قرآن کریم. · طباطبایی، سید محمدحسین (1374). المیزان فی تفسیر القرآن.· نهجالبلاغه، نامه 45 (نامه به عثمان بن حنیف).· خامنهای، سید علی، بیانات: (1388)، (1390)، (1395). واژگان کلیدی: رهبر شهید امت، سیره مدیریتی، حکمرانی اسلامی، امانتداری، مردمداری.
ام البنین صیدانلو، مدرسه علمیه تخصصی شهید مطهری(ره) تنکابن.