یادداشت| چگونه روایتها سرنوشت بحرانها را تغییر میدهند؟

در چنین فضایی، فاصله میان واقعیت و برداشتی که از واقعیت در ذهن جامعه شکل میگیرد، گاه به اندازهای افزایش مییابد که خود به بخشی از بحران تبدیل میشود.
یادداشت محسن علیکرمی، کارشناس و تحلیلگر رسانه، بر این گزاره استوار است که در بحرانهای امروز، مدیریت صحنه بدون مدیریت روایت، دیگر کافی نیست:
در میدان نبرد امروز، آنچه افکار عمومی را تحتتأثیر قرار میدهد، صرفاً اصل وقوع یک حادثه نیست؛ بلکه کیفیت روایت آن حادثه است. تجربه نشان داده که بسیاری از بحرانها، پیش از آنکه در میدان شکل بگیرند، در فضای رسانهای و ذهن مخاطب ساخته میشوند. از همین رو، مدیریت روایت دیگر یک فعالیت جانبی رسانهای نیست، بلکه بخشی از مدیریت بحران محسوب میشود.
در شرایط بحرانی، خلأ روایت رسمی یا ناهماهنگی در اطلاعرسانی، بهسرعت با روایتهای متعدد و گاه متناقض پر میشود. هر رسانه، هر کانال و هر کاربر، بخشی از ماجرا را بازنشر میکند و در نهایت، مخاطب با انبوهی از اخبار، تصاویر و تحلیلهایی مواجه میشود که لزوماً بهمعنای وقوع رویدادهای جدید نیست، اما در ذهن او احساس گسترش بحران را ایجاد میکند. در چنین فضایی، آنچه رشد میکند، بیش از واقعیت، برداشت عمومی از واقعیت است.
این همان نقطهای است که مدیریت افکارعمومی و ادراک مورد توجه قرار میگیرد. معمولاً اگر روایت نخست با تأخیر، ابهام یا پراکندگی منتشر شود، فضای رسانهای بهطور طبیعی در اختیار روایتهای جایگزین قرار میگیرد.
نکته مهم دیگر آن است که شایعه و ابهام در افکارعمومی همیشه بر پایه اخبار جعلی شکل نمیگیرد. گاهی ضعف در سازماندهی اطلاعرسانی، نبود روایت واحد، انتشار اخبار ناقص، تعدد منابع غیررسمی و بازنشرهای بدون چارچوب، بهتنهایی برای ایجاد آشفتگی ذهنی در جامعه کافی است. در چنین شرایطی، رسانه ناخواسته به تقویت فضایی کمک میکند که شایعات در آن سریعتر از واقعیت گردش پیدا میکنند.
از این منظر، مأموریت رسانه تنها انتقال خبر نیست؛ بلکه مدیریت فضای ادراکی جامعه است. رسانه مسئول باید بتواند میان اطلاعرسانی و تکثیر هیجان مرز قائل شود. انتشار مستمر اطلاعات معتبر، بهروزرسانی شفاف، تفکیک اخبار تأییدشده از گزارشهای اولیه و جلوگیری از بازنشرهای تکراری و فاقد ارزش خبری، از الزامات مدیریت حرفهای بحران رسانهای است.
دستگاههای مسئول نیز باید بپذیرند که در عصر ارتباطات، سکوت رسانهای یا اطلاعرسانی قطرهچکانی، بهمعنای خالی گذاشتن میدان روایت است. هر دقیقه تأخیر در ارائه تصویری روشن از واقعیت، فرصتی برای شکلگیری روایتهای رقیب و افزایش نااطمینانی در افکار عمومی ایجاد میکند. در جنگ شناختی، سرعت بدون دقت آسیبزاست، اما دقت بدون سرعت نیز کارآمد نخواهد بود.
از این رو، ضروری است که مدیریت بحران در کشور، بیش از گذشته با پیوست رسانهای و ارتباطی همراه شود. همانگونه که برای مدیریت صحنه یک حادثه، فرماندهی واحد، هماهنگی میان دستگاهها و تصمیمگیری سریع اهمیت دارد، در عرصه اطلاعرسانی نیز وجود یک مرجع معتبر، روایت منسجم، پاسخگویی بهموقع و رصد مستمر فضای رسانهای، شرط اصلی جلوگیری از شکلگیری شایعات و تشدید بحران ادراکی است.