وقتی شرایط برابر نیست؛ امتحان سراسری چقدر عادلانه است؟

مادر مدام اخبار را دنبال میکند، پدر شاید در محل مأموریت باشد یا نگران امنیت خانواده، و نوجوانی که قرار است چند ساعت بعد پشت میز امتحان بنشیند، تلاش میکند میان اضطراب و درس، راهی برای تمرکز پیدا کند.
صبح که میشود، همان دانشآموز باید در همان ساعت، با همان سؤالها و همان ضوابطی امتحان بدهد که همسال او در شهری آرام، پس از یک شب خواب کافی و بدون دغدغه تجربه میکند. روی کاغذ، همهچیز برابر است؛ اما آیا در واقعیت هم برابری وجود دارد؟
بحث امروز، آسانتر شدن امتحانات یا کاهش استانداردهای آموزشی نیست. هیچ خانوادهای انتظار ندارد بهدلیل شرایط بحرانی، از ارزش علمی آزمونها کاسته شود. مسئله این است که عدالت آموزشی، فقط به یکسان بودن سؤالها و زمان برگزاری امتحان محدود نمیشود. عدالت، یعنی فراهم بودن حداقل شرایط برابر برای رقابت.
اگر قرار باشد نتیجه یک آزمون، میزان یادگیری دانشآموز را نشان دهد، باید پذیرفت که تمرکز، آرامش روان و امکان استراحت نیز بخشی از همان فرآیند یادگیری است.
دانشآموزی که چند شب متوالی با اضطراب، نگرانی یا بیخوابی روبهرو بوده، از نقطهای متفاوت نسبت به دیگران وارد جلسه امتحان میشود. این تفاوت را نمیتوان با یک برگه سؤال نادیده گرفت.
موضوع فقط قشم و بندرعباس هم نیست. هر نقطهای از کشور که درگیر شرایط بحرانی، ناامنی یا حوادث مستمر شود، با همین مسئله روبهرو خواهد شد. عدالت آموزشی نباید وابسته به جغرافیا باشد. اگر شرایط دانشآموزان متفاوت است، سیاست آموزشی نیز باید ظرفیت پاسخگویی به این تفاوت را داشته باشد.
در سالهای اخیر، نظام آموزشی ایران نشان داده است که در شرایط خاص، امکان اتخاذ تصمیمهای متفاوت را دارد. در دوران همهگیری کرونا، شیوه آموزش و حتی نحوه برگزاری بسیاری از آزمونها تغییر کرد، زیرا یک اصل پذیرفته شد؛ شرایط غیرعادی، تصمیمهای غیرعادی میطلبد. امروز نیز شاید جنس بحران متفاوت باشد، اما اصل ماجرا تغییری نکرده است.
در بسیاری از نظامهای آموزشی جهان نیز در زمان جنگ، بلایای طبیعی یا بحرانهای گسترده، برای دانشآموزان مناطق درگیر، راهکارهای جبرانی، زمانبندی متفاوت یا حمایتهای آموزشی پیشبینی میشود. هدف، امتیاز دادن نیست؛ هدف این است که بحران، آینده تحصیلی یک نوجوان را تعیین نکند.
ممکن است گفته شود امتحانات نهایی ماهیتی سراسری دارند و تصمیمگیری درباره آن در اختیار یک استان نیست. این نکته درست است؛ اما همین موضوع نشان میدهد که مسئله باید در سطح ملی دیده شود.
شاید امروز بیش از هر زمان دیگری لازم باشد وزارت آموزش و پرورش و نهادهای تصمیمگیر، برای چنین موقعیتهایی دستورالعملی روشن داشته باشند؛ دستورالعملی که نه عدالت را قربانی یکسانسازی کند و نه اعتبار آزمونهای سراسری را زیر سؤال ببرد.
عدالت، همیشه به معنای رفتار یکسان نیست. گاهی عدالت یعنی دیدن تفاوتها و تصمیم گرفتن متناسب با همان تفاوتها. دانشآموزی که شب را با اضطراب سپری کرده، نباید مجبور باشد بهای شرایطی را بپردازد که هیچ نقشی در شکلگیری آن نداشته است.
شاید امروز مهمترین پرسش پیش روی سیاستگذاران آموزشی همین باشد؛ آیا برگزاری یک امتحان در یک زمان مشخص، برای دانشآموزانی با شرایط کاملاً متفاوت، واقعاً عدالت آموزشی را محقق میکند؟ اگر پاسخ منفی است، اکنون زمان آن رسیده که برای روزهای بحران، پیش از آنکه دیر شود، راهحلی عادلانه اندیشیده شود.