700 سال تاریخ در گورستان سلطنتی سلطانیه/ روایت تازه از ایلخانان

سلطانیه، تنها یک شهر تاریخی یا میزبان بزرگترین گنبد آجری جهان نیست؛ اینجا روزگاری قلب تپنده حکومت ایلخانان، مرکز تصمیمگیری یکی از مقتدرترین دولتهای قرون میانه و شهری بود که شکوه آن، مورخان و جهانگردان را به شگفتی واداشته بود. هنوز هم در میان دیوارهای خاموش و آجرهای کهن این شهر، ردپای زندگی، قدرت، هنر و باور مردمانی دیده میشود که هفت قرن پیش در این سرزمین میزیستند.
اکنون پس از گذشت صدها سال، فصل دوم کاوشهای باستانشناسی ارگ سلطانیه بار دیگر نگاهها را به این میراث جهانی دوخته است؛ کاوشی که اگرچه در ظاهر تنها چند ترانشه و حفاری علمی است، اما در حقیقت تلاشی برای بازخوانی بخشهایی از هویت تاریخی ایران به شمار میرود.
شهری که هنوز رازهایش را پنهان کرده است
سلطانیه در حافظه تاریخی ایران، بیش از هر چیز با گنبد عظیم و باشکوه خود شناخته میشود؛ اثری که نهتنها نماد معماری ایرانی ـ اسلامی است، بلکه از مهمترین بناهای ثبتشده ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو نیز محسوب میشود.
اما آنچه کمتر درباره این شهر گفته شده، دنیای ناشناختهای است که در زیر خاک آن نهفته است؛ شبکهای از بناها، آرامگاهها، مسیرها، فضاهای آیینی و گورستانهایی که هنوز بخش بزرگی از آنها ناشناخته باقی مانده است.
باستانشناسان معتقدند هر فصل کاوش در این محوطه، میتواند قطعهای تازه از پازل تاریخ ایلخانان را کامل کند؛ پازلی که هنوز جای بسیاری از قطعات آن خالی است.
مقصد این بار؛ گورستان سلطنتی
فصل دوم کاوشهای ارگ سلطانیه این بار بر محدودهای متمرکز شد که در منابع تاریخی از آن با عنوان «گورستان سلطنتی» یاد شده است؛ مکانی که در مجاورت گنبد سلطانیه قرار دارد و سالهاست ذهن پژوهشگران تاریخ و باستانشناسی را به خود مشغول کرده است.
ابوالفضل عالی، مسئول کاوشهای باستانشناسی ارگ سلطانیه، در گفتوگو با خبرنگار تسنیم از پایان فعالیتهای میدانی این فصل خبر میدهد و میگوید: این مرحله از کاوشها که از ابتدای خردادماه آغاز شده بود، با دستیابی به اطلاعات ارزشمند درباره معماری و تدفینهای دوره ایلخانی به پایان رسید.
به گفته وی، این عملیات ادامه مطالعات فصل نخست بوده و با همکاری کارشناسان پایگاه میراث جهانی سلطانیه و نظارت معاونت میراثفرهنگی استان اجرا شده است.
کشفی فراتر از چند دیوار تاریخی
شاید در نگاه نخست، کشف بقایای معماری یا تدفینهای چند صد ساله چندان شگفتانگیز به نظر نرسد، اما برای باستانشناسان، هر دیوار، هر قطعه آجر، هر استخوان و هر لایه خاک، سندی زنده از گذشته است.
آنچه در این فصل از کاوش اهمیت دارد، دستیابی به اطلاعاتی درباره ساختار آرامگاههای زیرزمینی و شیوه تدفین در دوره ایلخانی است؛ اطلاعاتی که میتواند بخشی از ناشناختههای زندگی اجتماعی، باورهای مذهبی و آیینهای تدفین آن دوره را روشن کند.
این یافتهها همچنین به پژوهشگران کمک خواهد کرد تا محدوده موسوم به «ابوابالبر» را با دقت بیشتری بازسازی و شناسایی کنند؛ محدودهای که در عصر ایلخانی یکی از مهمترین بخشهای پیرامونی گنبد سلطانیه به شمار میرفت.
تاریخی که از میان ویرانیها سخن میگوید
سلطانیه طی هفت قرن گذشته روزهای آرامی را پشت سر نگذاشته است.پس از افول حکومت ایلخانان، بخش زیادی از بناهای این شهر در دورههای مختلف، بهویژه عصر تیموری و قاجار، تخریب یا متروک شد. بسیاری از ساختمانها فرو ریخت، مصالح ارزشمند آنها برای ساخت بناهای دیگر مورد استفاده قرار گرفت و بخشی از آثار نیز بر اثر عوامل طبیعی از میان رفت.با وجود این آسیبها، هنوز خاک سلطانیه ظرفیت شگفتزده کردن پژوهشگران را دارد.
عالی نیز با اشاره به همین موضوع تأکید میکند که با وجود تخریبهای گسترده، تیم کاوش موفق شده دادههای ارزشمندی از ساختار معماری آرامگاههای زیرزمینی و شیوههای تدفین استخراج کند؛ دادههایی که میتواند تصویری دقیقتر از سازمان فضایی این مجموعه تاریخی ارائه دهد.
از میدان کاوش تا آزمایشگاه
پایان عملیات میدانی، پایان پژوهش نیست؛ بلکه آغاز مرحلهای حساستر است.اکنون اشیاء، نمونهها، دادههای معماری و مستندات بهدستآمده وارد مرحله مطالعات آزمایشگاهی و تحلیلهای تخصصی شدهاند؛ جایی که متخصصان با بهرهگیری از روشهای علمی، تلاش میکنند سن، کارکرد، ویژگیهای معماری و جایگاه تاریخی یافتهها را مشخص کنند.
نتیجه این بررسیها قرار است در آینده نزدیک در قالب گزارشهای تخصصی و عمومی منتشر شود؛ گزارشهایی که میتوانند اطلاعات تازهای درباره یکی از مهمترین محوطههای تاریخی ایران در اختیار پژوهشگران و علاقهمندان قرار دهند.
سلطانیه؛ هنوز حرفهای ناگفته فراوان دارد
کارشناسان میراث فرهنگی معتقدند سلطانیه هنوز بهطور کامل شناخته نشده است.آنچه امروز از این شهر تاریخی در معرض دید گردشگران قرار دارد، تنها بخشی از مجموعهای عظیم است که روزگاری یکی از مهمترین پایتختهای جهان اسلام محسوب میشد. بخش قابلتوجهی از آثار این شهر همچنان زیر خاک قرار دارد و هر فصل کاوش میتواند ابعاد تازهای از تاریخ، معماری، شهرسازی و فرهنگ ایلخانان را آشکار کند.
به همین دلیل، استمرار کاوشهای علمی، حفاظت از عرصههای تاریخی، تأمین اعتبارات پژوهشی و معرفی عمومی یافتهها، نهتنها برای جامعه دانشگاهی، بلکه برای حفظ هویت تاریخی ایران نیز ضرورتی انکارناپذیر است.
تاریخ هنوز در سلطانیه نفس میکشد
سلطانیه، شهری نیست که تنها در کتابهای تاریخ باقی مانده باشد؛ این شهر هنوز زنده است. هر لایه از خاک آن، روایتی از شکوه، قدرت، باور و زندگی مردمانی را در خود حفظ کرده که قرنها پیش در این سرزمین زیستهاند.
امروز باستانشناسان، بیش از آنکه خاک را کنار بزنند، پرده از بخشی از حافظه تاریخی ایران برمیدارند؛ حافظهای که اگرچه قرنها در سکوت مدفون بوده، اما هنوز حرفهای بسیاری برای گفتن دارد.
شاید مهمترین دستاورد این کاوشها، تنها کشف چند سازه یا آرامگاه نباشد؛ بلکه یادآوری این حقیقت باشد که تاریخ، هیچگاه به پایان نمیرسد. کافی است لایهای از خاک کنار برود تا روایت تازهای از ایران، از دل زمین سر برآورد.


