چرا سیستان و بلوچستان قطب «معدن و صنعت ایران» نشد؟

در سالهای اخیر، همزمان با افزایش توجه به توسعه شرق کشور و تکمیل کریدورهای ترانزیتی، موضوع توسعه صنایع معدنی و جلوگیری از خامفروشی بیش از گذشته مورد توجه کارشناسان قرار گرفته است. بسیاری معتقدند آینده اقتصاد سیستان و بلوچستان نه در استخراج صرف منابع، بلکه در تکمیل زنجیره ارزش، ایجاد صنایع فرآوری و تبدیل ظرفیتهای طبیعی به ثروت پایدار نهفته است.
با وجود آغاز برخی پروژههای بزرگ معدنی، از جمله طرحهای ملی در حوزه مس، کارشناسان تأکید دارند که توسعه این بخش بدون ایجاد زیرساختهای حیاتی نظیر برق پایدار، آب صنعتی، گاز، حملونقل و شبکههای لجستیکی، با چالشهای جدی روبهرو خواهد بود. به همین دلیل، توسعه صنعتی استان تنها با افتتاح پروژههای معدنی محقق نمیشود، بلکه نیازمند نگاهی جامع به تمامی حلقههای زنجیره تولید است.
خامفروشی مواد معدنی، پراکندگی طرحهای صنعتی، کمبود سرمایهگذاری، ناترازی انرژی و ضعف هماهنگی میان دستگاههای اجرایی، از مهمترین موانعی هستند که موجب شده بخش قابل توجهی از ظرفیتهای اقتصادی استان همچنان بلااستفاده باقی بماند و فرصتهای اشتغال و سرمایهگذاری به شکل مطلوب ایجاد نشود.
کارشناسان حوزه صنعت بر این باورند که عبور از این شرایط، مستلزم تغییر رویکرد از مدیریت پروژهای به حکمرانی یکپارچه، برنامهریزی مبتنی بر آمایش سرزمین و توسعه صنایع پاییندستی است؛ رویکردی که بتواند علاوه بر افزایش ارزش افزوده، زمینه جذب سرمایهگذاران و ارتقای رقابتپذیری استان را نیز فراهم کند.
بررسی دقیق چالشها و ارائه راهکارهای اجرایی برای توسعه صنعت و معدن سیستان و بلوچستان، میتواند تصویری روشنتر از مسیر پیشروی این استان ارائه دهد؛ مسیری که تحقق آن، نقش مهمی در رونق اقتصادی شرق کشور و افزایش سهم استان از اقتصاد ملی خواهد داشت.
خبرگزاری تسنیم در گفتوگویی تفصیلی با آرمان بهاری، عضو کارگروه تخصصی آموزش، پژوهش و فناوری ادارهکل صنعت، معدن و تجارت سیستان و بلوچستان، ابعاد مختلف ظرفیتها، موانع و الزامات توسعه صنعتی و معدنی استان را بررسی کرده است.
آرمان بهاری، عضو کارگروه تخصصی آموزش، پژوهش و فناوری ادارهکل صنعت، معدن و تجارت سیستان و بلوچستان، در گفتوگو با خبرنگار تسنیم اظهار داشت: این استان از نظر منابع معدنی، موقعیت ژئواستراتژیک و ظرفیتهای توسعهای در شمار استانهای شاخص کشور قرار دارد، اما بهرهبرداری از این توانمندیها با ظرفیت واقعی استان فاصله زیادی دارد.
وی افزود: مسئله اصلی، کمبود منابع نیست، بلکه ناتوانی در تبدیل این منابع به ارزش اقتصادی است؛ مشکلی که از ضعف زیرساختها، ناترازی انرژی، خامفروشی، پراکندگی پروژهها، کمبود سرمایهگذاری و نبود مدیریت هماهنگ ناشی میشود.
ظرفیتهای معدنی؛ مزیتی که هنوز بالفعل نشده است
این پژوهشگر حوزه صنعت با اشاره به ذخایر معدنی استان گفت: سیستان و بلوچستان دارای 28 نوع ماده معدنی قطعی از جمله طلا، مس، کرومیت، منگنز، آنتیموان، تالک و سنگهای تزئینی است و معدن مس جانجا با 317 میلیون تن ذخیره قطعی، یکی از بزرگترین معادن مس کشور محسوب میشود.
بهاری ادامه داد: قرار گرفتن استان در کمربند جهانی فلزی ـ معدنی، دسترسی به آبهای آزاد، مرزهای گسترده، ظرفیت بالای انرژیهای تجدیدپذیر و جمعیت جوان، فرصت مناسبی برای تبدیل سیستان و بلوچستان به قطب صنعتی و معدنی شرق کشور فراهم کرده است، اما سهم استان از ارزش افزوده این بخش همچنان پایین مانده و خامفروشی بر فعالیتهای معدنی غلبه دارد.
کمبود زیرساخت مانع توسعه صنایع معدنی
وی با تأکید بر اینکه پروژههای بزرگ معدنی با محدودیتهای زیرساختی روبهرو هستند، اظهار کرد: تأمین آب صنعتی، برق، گاز، راههای دسترسی و شبکه حملونقل همچنان پاسخگوی نیازهای توسعه صنعتی استان نیست و حتی پروژههای بزرگی مانند معدن مس جانجا نیز با این چالشها مواجهاند.
به گفته این عضو هیئت علمی دانشگاه سیستان و بلوچستان، ناترازی انرژی و خاموشیهای برنامهریزینشده نیز در فصل گرما موجب کاهش بهرهوری واحدهای صنعتی و افزایش ریسک سرمایهگذاری شده است.
خامفروشی نتیجه ضعف ساختاری
بهاری خامفروشی را پیامد مجموعهای از مشکلات ساختاری دانست و افزود: نبود صنایع پاییندستی، ضعف سرمایهگذاری و کمبود زیرساختها موجب شده بخش معدن استان در نخستین حلقه زنجیره ارزش باقی بماند و نتواند از ظرفیتهای اقتصادی خود بهره کافی ببرد.
وی همچنین ضعف نظارت بر بازار، کمبود زیرساختهای لجستیکی، پراکندگی معادن، فاصله میان آمایش سرزمین و استقرار صنایع و همچنین دشواری جذب سرمایهگذار را از دیگر عوامل کندی توسعه صنعتی استان برشمرد.
شهرکهای صنعتی؛ توسعه زمینمحور به جای تولیدمحور
این استاد دانشگاه با انتقاد از وضعیت برخی شهرکهای صنعتی استان گفت: در بسیاری از این شهرکها، واگذاری زمین بر توسعه تولید غلبه داشته و با وجود انجام دیوارکشی و واگذاری اراضی، بخش قابل توجهی از واحدها هرگز به مرحله بهرهبرداری نرسیدهاند.
وی افزود: کمبود برق پایدار، آب صنعتی، گاز، شبکه فاضلاب، راه مناسب، پست برق اختصاصی، مخازن ذخیره آب و زیرساختهای ارتباطی، امکان شکلگیری تولید واقعی را در بسیاری از شهرکهای صنعتی با مشکل مواجه کرده است.
سه راهکار برای تحول صنعت و معدن استان
بهاری با اشاره به ضرورت اصلاح رویکردهای مدیریتی اظهار کرد: سیاستگذاری در حوزه صنعت و معدن اغلب پروژهمحور و واکنشی بوده و کمتر بر پایه آمایش سرزمین و برنامهریزی علمی انجام شده است؛ موضوعی که در کنار ضعف تأمین مالی، محدودیت ورود فناوریهای نوین و نبود هماهنگی میان دستگاهها، روند اجرای طرحهای بزرگ را با کندی مواجه کرده است.
وی سه راهکار کلیدی برای اصلاح این وضعیت پیشنهاد کرد و گفت: تشکیل ستاد یکپارچه راهبری صنعت و معدن استان، ایجاد پارکهای فرآوری معدنی برای تکمیل زنجیره ارزش و راهاندازی صندوق توسعه صنعتی و معدنی استان بهمنظور کاهش ریسک سرمایهگذاری و تکمیل طرحهای نیمهتمام، از مهمترین اقدامات مورد نیاز است.
بهاری در پایان تاکید کرد: در صورت اجرای این برنامهها و اصلاح ساختار شهرکهای صنعتی، سیستان و بلوچستان طی پنج تا 10 سال آینده میتواند به یکی از قطبهای مهم صنعتی و معدنی شرق کشور تبدیل شود؛ جایگاهی که علاوه بر کاهش خامفروشی، افزایش ارزش افزوده، رشد اشتغال، جذب سرمایهگذاری و بازگشت نیروهای متخصص را نیز به همراه خواهد داشت.
آنچه از این گفتوگو برمیآید، آن است که مسئله اصلی صنعت و معدن سیستان و بلوچستان، کمبود ظرفیت یا منابع طبیعی نیست؛ بلکه نبود زیرساختهای مناسب، ضعف در تکمیل زنجیره ارزش، ناهماهنگی مدیریتی و کمبود سرمایهگذاری، مهمترین موانع بهرهبرداری مؤثر از این ظرفیتها به شمار میروند.
کارشناسان معتقدند اگر سیاستگذاریها از نگاه کوتاهمدت و پروژهمحور فاصله گرفته و بر مبنای برنامهریزی علمی، آمایش سرزمین و توسعه صنایع پاییندستی انجام شود، بخش معدن میتواند به یکی از موتورهای اصلی رشد اقتصادی، اشتغال و توسعه پایدار استان تبدیل شود.
تکمیل زیرساختهای انرژی، حملونقل، آب صنعتی و شهرکهای صنعتی، در کنار ایجاد سازوکارهای مؤثر برای کاهش ریسک سرمایهگذاری، از مهمترین پیشنیازهایی است که میتواند مسیر ورود سرمایهگذاران و اجرای پروژههای بزرگ صنعتی را هموار کند.
سیستان و بلوچستان امروز در نقطهای قرار گرفته که تصمیمهای مدیریتی سالهای پیشرو، آینده اقتصادی آن را رقم خواهد زد. استفاده صحیح از ظرفیتهای معدنی، کاهش خامفروشی و حرکت به سمت تولید محصولات با ارزش افزوده بالاتر، میتواند جایگاه استان را در اقتصاد ملی و منطقهای به شکل محسوسی ارتقا دهد.
در نهایت، تحقق چشمانداز تبدیل سیستان و بلوچستان به قطب صنعتی و معدنی شرق کشور، نیازمند همافزایی دولت، بخش خصوصی، دانشگاهها و نهادهای تصمیمگیر است؛ مسیری که در صورت برنامهریزی منسجم و اجرای دقیق، علاوه بر رونق تولید و افزایش اشتغال، میتواند توسعه متوازن و پایدار را برای این استان راهبردی به ارمغان آورد.