خاطرات رهبر شهید از شرکت در درس آیتالله بروجردی

خاطرات رهبر شهید از تجربه متفاوت اولین منبر در نوجوانی
یکی از خاطرات جالبی که رهبر شهید انقلاب اسلامی نقل میکنند، مربوط به شرکت در کلاس درس مرحوم آیتالله بروجردی است. ایشان در اینباره روایت میکنند: «آن ایامی که ما در درس آیتالله بروجردی شرکت میکردیم، سن ایشان بالا رفته بود، با این حال شخصیت موقر، متین و پرابهتی داشتند. ابهت ایشان به گونهای بود که بسیاری از مقامات دولتی آن روز وقتی که به حضورشان میرسیدند، جرأت حرف زدن و اظهارنظر پیدا نمیکردند، با این حال وقتی که به کلاس درس میآمد و مینشست، تبدیل میشد به یک طلبه و پای درسش اشکال میکردند.»
شهید خامنهای (ره) خاطره خود از کلاس درس مرحوم آیتالله بروجردی را اینگونه ادامه میدهند: «از جمله اشکال کنندگانی که یادم هست الان آقای منتظری بودند، آیتالله منتظری همان وقتها در درس اشکال میکردند یکی همین آقای صافی است؛ آشیخ لطفالله صافی، ایشان هم در درس اشکال کرده و سؤالاتی مطرح میکردند. اینها اشکالکنندگان حسابی بودند. چند نفر دیگر هم بودند که اشکال میکردند خیلی اشکالاتشان موجه نبود. مرحوم آقای بروجردی گوشش سنگین بود و همه حرفها را نمی شنیدند. وقتی که ایشان میآمد آنجا سر کلاس مینشست، اشکالکنندهها بایستی بلند اشکال را بیان میکردند، گاه باید از جای خود بلند میشدند و صدایشان را بلند میکردند، آنوقت جالب این بود که اگر کسی اشکال میکرد و اشکالش درست و خوب و وارد بود، ایشان فوراً میشنید؛ مثلاً آقای منتظری عقب جلسه مینشستند از جای خود هم بلند نمیشدند، نزدیک منبر هم نمیرفت، تنها صدای خود را بالا میبرد. جالب اینکه تا ایشان اشکال میکردند، آقای بروجردی میشنید و اشکال ایشان را پاسخ میداد یا آقای صافی هم همینطور، البته آقای صافی پای منبر مینشست اما بلند نمیشد، همینطور یک نیمخیزی میشد مختصری صدایش را بلند میکرد آقای بروجردی میشنید. بعضیهای دیگر بودند بلند میشدند یک قدم هم جلو میآمدند، دستشان را هم دم دهنشان میگذاشتند و اشکالشان را داد میکشیدند، اما آقای بروجردی نمیشنید، یعنی وانمود میکرد که نشنیده است، اصلاً وقتی که حرف اینها تمام میشد انگار اینها حرف نزدند، دو مرتبه درس را ادامه میداد.»