روایت دانشآموزی که مشق ایثار را در میدان دفاع از وطن نوشت

شهید معظم عبدالناصر رشیدیان یکی از همین ستارههای درخشان دیار کردستان است؛ نوجوانی از شهرستان دیواندره که در خانوادهای روحانی و مؤمن پرورش یافت و از همان سالهای کودکی با مفاهیمی چون ایمان، مسئولیتپذیری، محبت به مردم و دفاع از حق آشنا شد.
وی متولد 30 آبان سال 1351 در شهرستان دیواندره بود، فرزند ملا سلیم و شکوفه که در محیطی سرشار از معنویت رشد کرد، هنوز نوجوانی بیش نبود و در کلاس اول راهنمایی تحصیل میکرد که ندای دفاع از میهن و انقلاب را شنید و تصمیم گرفت راهی جبهههای حق علیه باطل شود.
عبدالناصر، دانشآموزی بود که به خوبی میدانست مدرسه تنها در کلاس و کتاب خلاصه نمیشود، او جبهه را نیز مدرسهای بزرگ برای آموختن درس ایمان، شجاعت و فداکاری میدانست و با همین باور، سنگر مدرسه را برای مدتی ترک کرد تا در سنگر دفاع از کشور حضور یابد.
وی به عنوان بسیجی راهی مناطق عملیاتی شد، نوجوانی کمسن و سال اما با روحی بلند که در برابر دشمن بعثی ایستاد و نشان داد سن و سال، معیار بزرگی انسانها نیست، بلکه ایمان، اراده و میزان پایبندی به آرمانهاست که انسان را به قلههای افتخار میرساند.
هفدهم تیرماه سال 1367، در منطقه چناره هنگامی که آتش جنگ هنوز بر سرزمین ایران سایه افکنده بود، عبدالناصر رشیدیان بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید و آسمانی شد؛ نوجوانی که همچون یاران عاشورا جان خود را در راه حق تقدیم کرد و نامش در دفتر پرافتخار شهیدان این سرزمین ماندگار شد.
پیکر مطهر این شهید والامقام در گلزار شهدای زادگاهش، شهرستان دیواندره، آرام گرفت تا امروز مزارش زیارتگاهی برای مردم و یادآور نسلی باشد که با ایثار خود امنیت و آرامش را برای آیندگان به ارمغان آوردند.
وصیتنامهای از جنس ایمان و بصیرت
شهید عبدالناصر رشیدیان در وصیتنامه خود تصویری روشن از باورها و دغدغههای یک نوجوان مؤمن و انقلابی به یادگار گذاشته است؛ نوشتههایی کوتاه اما سرشار از معرفت که نشان میدهد این شهید نوجوان، مسیر خود را با آگاهی و ایمان انتخاب کرده بود.
وی در آغاز وصیتنامه خود با یاد خداوند و با اشاره به آیه شریفه «وَأَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّه» مینویسد: اینجانب عبدالناصر رشیدیان فرزند ملا سلیم رشیدیان چون از خانواده روحانی هستم و کشور و وطنم را دوست دارم، شخصاً سنگر مدرسه را رها کرده و به جبهههای حق علیه باطل اعزام میشوم.
این جمله کوتاه، عمق نگاه یک نوجوان به مفهوم دفاع را نشان میدهد؛ نوجوانی که حضور در جبهه را نه از روی احساسات زودگذر، بلکه از روی شناخت، عشق به وطن و احساس مسئولیت انتخاب کرده بود.
شهید رشیدیان در نخستین توصیه خود خطاب به دانشآموزان مینویسد: مدرسه سنگر انقلاب است؛ شرق و غرب از آن میترسند. آن را حفظ کنید تا بیگانگان و بیگانهپرستان به خاک میهن تعرض و تجاوز نکنند.
این نگاه، نشاندهنده درک عمیق او از نقش علم، آگاهی و تربیت نسل آینده در حفظ استقلال کشور است؛ او حتی در آخرین نوشتههای خود نیز اهمیت دانش و مدرسه را فراموش نکرد و آن را سنگری مهم در مسیر انقلاب دانست.
این شهید نوجوان در بخش دیگری از وصیتنامه خود بر اهمیت اتحاد و همبستگی میان مسلمانان تأکید کرده و آورده است: اتحاد و همبستگی در بین مسلمین که خدا در قرآن سفارش نموده فراموش نکنید، چون تفرقه باعث بدبختی مسلمین است.
وی همچنین با اشاره به جایگاه خانواده، از همسالان خود خواسته است که با پدر و مادر خود مهربان باشند و رضایت آنان را جلب کنند، چرا که رضایت خداوند را در رضایت والدین میدانست.
عبدالناصر رشیدیان در ادامه وصیتنامه خود بر اطاعت از رهبری تأکید کرده و نوشته است: اطاعت رهبر واجب است؛ مطیع فرمان و دستور امر او باشید.
آخرین پیام وی نیز دعوت به معنویت و یاد خداست؛ آنجا که مینویسد: یاد خدا باشید، زیرا یاد خدا آرامشدهنده قلبهاست.
امروز پس از گذشت سالها از شهادت این نوجوان دیواندرهای، وصیتنامه او همچنان پیامی زنده برای نسلهای مختلف دارد؛ پیامی که از ایمان، وحدت، احترام به خانواده، حفظ ارزشها و ایستادگی در برابر دشمن سخن میگوید.
شهید عبدالناصر رشیدیان رفت تا بماند؛ رفت تا ثابت کند نوجوانان این سرزمین نیز میتوانند در سختترین میدانها، بزرگترین حماسهها را رقم بزنند. نام او در کنار دیگر شهدای کردستان، روایتگر نسلی است که با خون خود، امنیت امروز ایران اسلامی را تضمین کردند.
