جهانبخش به جمع توجیه کنندگان نتایج تیم ملی پیوست: بهانه‌ها تکرار می‌شود؟

علیرضا جهانبخش، کاپیتان تیم ملی فوتبال، با ارائه دلایلی سعی در توجیه نتایج ضعیف ایران در جام جهانی داشت. این اظهارات در راستای همان دکترین «توجیه و قهرمان‌سازی از تیم شکست‌خورده» ارزیابی می‌شود.

علیرضا جهانبخش، بازیکن تیم ملی فوتبال، جدیدترین چهره‌ای است که برای توجیه نتایج ضعیف تیم ملی در جام جهانی وارد عرصه شده است. به نظر می‌رسد فدراسیون فوتبال و کادر فنی در حال اجرای یک “بازی رسانه‌ای” با افکار عمومی و کارشناسان هستند؛ روندی که در زمین چمن جام جهانی با فقدان برنامه برای برد و صعود همراه بود، اکنون در فضای رسانه‌ای با ارائه “هفت پلن” توجیهی در حال جبران است.

این موضوع که تیم ملی در میدان مسابقه و جام جهانی با نتایج ضعیف و حذف زودهنگام مواجه شد، امری آشکار است. با این حال، وقتی افراد مرتبط با این نتایج به تکرار استدلال‌های تکراری می‌پردازند، ناگزیر به بازگویی دلایل رد آن هستیم.

پس از بازگشت تیم ملی و مراسم استقبال که با حواشی همراه بود، “دکترین توجیه و قهرمان‌سازی از تیم شکست‌خورده” در دستور کار قرار گرفت. طبق این برنامه، افراد مختلفی مانند هومن فاضلی و علیرضا بیرانوند در رسانه‌ها حضور یافتند و اکنون نوبت به علیرضا جهانبخش رسیده است. پیش‌بینی می‌شود این رویکرد ادامه‌دار باشد و دیگر افراد نیز در قالب پست‌ها و اظهارنظرهایی، این “اتاق فکر” را در راستای “نهادینه کردن موفقیت در اذهان عمومی” نشان دهند.

واقعیت این است که در دهه‌های اخیر فوتبال ایران، افراد متخصص جای خود را به افراد متملق داده‌اند که با کمبودهای فنی و شخصیتی فراوان، کمبودهای علمی و تخصصی خود را با چاپلوسی در جلسات پشت پرده و ارائه بهانه در رسانه‌ها جبران می‌کنند. همین امر باعث می‌شود بازیکنان و مربیان در مواجهه با ناکامی‌ها، مدام از بی‌پولی، زمین‌های خراب و نداشتن امکانات صحبت کنند، در حالی که نسل‌های پیشین با امکانات کمتر، نتایج بهتری کسب می‌کردند.

این افراد برای حفظ موقعیت و منافع مالی و شهرتی خود، به هر اقدامی دست می‌زنند. هنگامی که به سطح ملی می‌رسند، تنها چیزی که بلدند، “بهانه‌جویی” است؛ تغییر کلمات به تحریم، بی‌عدالتی و دشمنی، همگی در راستای پر کردن جای خالی لیاقت است. آن‌ها با وجود درآمد سالانه میلیاردها تومان، در مواجهه با هر شکست، انبوهی از بهانه و توجیه تحویل می‌دهند.

حال، دلایل جهانبخش نیز در همین راستا قرار می‌گیرد. وی با متانتی که شایسته یک کاپیتان ملی است، تلاش کرده تا با ادبیات فوتبالی، کارنامه تیم ملی را توجیه کند. او عنوان کرد که بازی اول در هر تورنمنتی بسیار سخت است؛ واقعیتی که پیش از جام جهانی نیز هشدار داده شده بود، اما تیم به دلیل تصور رقابت آسان با نیوزیلند، این هشدارها را نادیده گرفت.

اشتباه در تصور رقابت با نیوزیلند به عنوان حریفی آسان، تقصیر خود تیم بود. این قاعده در فوتبال جهانی برای همه تیم‌ها صادق است؛ اگر تیم ملی هماهنگ نبود، نیوزیلند نیز در همان وضعیت قرار داشت. این بهانه، مشابه رویکرد تیم‌ها و مربیان در لیگ برتر است که تا هفته هفتم یا هشتم، تیم واقعی خود را نشان نمی‌دهند، گویی رقبایشان از ماه‌ها قبل در اردو بوده‌اند و حریفان تنها کار خود را دیر شروع کرده‌اند.

توجیه دیگر این است که بازیکن خارجی برای تطبیق با شرایط ایران به ماه‌ها زمان نیاز دارد، اما بازیکنانی مانند یاسر آسانی یا منیر الحدادی، حتی بدون آمادگی کامل بدنی، سطح فنی خود را نشان می‌دهند. حتی بازیکنانی چون لوکادیا، در همان دقایق حضور، کارایی خود را اثبات می‌کنند.

جهانبخش ادعا کرد که مردم به او گفته‌اند اگر بازی دوم یا سوم با نیوزیلند انجام می‌شد، حتماً آن‌ها را می‌بردند. این ادعا با توجه به تعارفی بودن ایرانیان و عدم بیان نظرات منفی در حضور یک نفر، قابل اتکا نیست. این توجیه نیز خنده‌دار است؛ زیرا در صورت بازی با تیم‌های قدرتمندی چون بلژیک، شاید نتایج بدتری رقم می‌خورد و دیگر امکان بازگشت وجود نداشت.

اینکه ایران در ۳ بازی، ۳ گل مردود داشت، نشانه بدشانسی است یا عدم تمرین کافی؟ شانس یک بار اتفاق می‌افتد، نه اینکه هر بار دفاع جا می‌ماند، بگوییم بدشانسی. در جام جهانی ۲۰۱۸ نیز گل سعید عزت‌اللهی مردود اعلام شد، اما کی‌روش و بازیکنان واکنشی این‌چنینی نداشتند. مگر توپ رقبا به دیرک نمی‌خورد یا در آفساید قرار نمی‌گرفتند؟ چرا آن زمان سکوت شد؟

حرف‌های فوتبالی جهانبخش در راستای اهداف غیرفوتبالی، یادآور ضرب‌المثل “برای یک اشتباه، هزار دلیل درست آوردن” است. استفاده از حرف درست در جای نادرست، توهین به شعور مخاطب است. این در حالی است که امیر قلعه‌نویی از خدا حرف می‌زند و جهانبخش و امثالهم از بدشانسی صحبت می‌کنند، بدون آنکه به اتفاقات مشابهی که به سود ایران رقم خورده، اشاره کنند.

جام جهانی شرایطی برابر برای همه تیم‌ها فراهم می‌کند. هر تیمی مزد تلاش خود را می‌گیرد و شانس، بدشانسی، داوری و شرایط زمین برای همه یکسان است. تیم ایران که با یک آفساید میلیمتری یا پنالتی خراب کرده، صعود نکرد، در طول تاریخ از همین اتفاقات لحظه‌ای سود برده است. زمانی که توپ شانسی وارد دروازه می‌شد، هنر و تخصص بود، اما وقتی در مقابل قطر به دیرک خورد، بدشانسی تلقی می‌شود.

به گزارش بخش ورزشی وبانگاه ، تا زمانی که قلعه‌نویی و تیمش به توجیه و بهانه‌جویی ادامه دهند، حقیقت پنهان نخواهد ماند. حقیقت این است که تیم ملی آنقدر از نمایش خوب و نتیجه موفق خالی بود که اکنون چاره‌ای جز چسبیدن به “اگر”ها و بافتن آسمان به زمین ندارند تا شاید راهی برای تبرئه خود و ماندن بر سفره منافع پیدا کنند.

©‌ وبانگاه , خبر ورزشی

دکمه بازگشت به بالا