اندیشه اقتصادی امام خامنه‌ای| باطل‌السحر جنگ اقتصادی

اگر ما در داخل توانستیم اقتدار اقتصادی به دست بیاوریم، به‌مثابه آهن‌ربایی است که شرکای جهانی را به جذب می‌کند.
به گزارش وِبانگاه به نقل از گروه امام و رهبری خبرگزاری تسنیم، مرکز مطالعات خبرگزاری تسنیم در سلسله یادداشت‌هایی به بازخوانی اندیشه اقتصادی شهید آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای پرداخته است که در ادامه، ششمین شماره آن با موضوع «بازخوانی نظریه توسعه متوازن و فقرزدایی در اندیشه اقتصادی شهید آیت‌الله سید علی خامنه‌ای» و با عنوان «باطل‌السحر جنگ اقتصادی» تقدیم نگاه مخاطبان محترم خبرگزاری تسنیم می‌شود.

اگر از کنار خیابانی بگذریم که تابلوی «اقتصاد مقاومتی» بر دیوار آن نصب شده، شاید نخستین تصویری که به ذهن می‌رسد، اقتصادی است که با چشمانی بسته و دندان‌هایی فشرده، ضربه‌های تحریم فلج‌کننده را تاب می‌آورد. این برداشت، اگرچه شاید رگه‌هایی از واقعیت را با خود دارد، اما با آنچه در منظومه فکری آیت‌الله شهید سیدعلی خامنه‌ای ترسیم شده، فاصله‌ای ژرف دارد. سخن گفتن از اقتصاد مقاومتی، سخن گفتن از یک «بازمعماری» است. طرحی که از تشخیص یک بیماری ساختاری کهنه در تن اقتصاد ایران آغاز می‌شود، اندام‌های اقتصاد ایران را از نو ترسیم می‌کند، و مسیر دستیابی به مصونیت و اقتدار را نه در انزوا، که در یک بازآرایی هوشمندانه جست‌وجو می‌کند. این یادداشت خواهد کوشید با بازخوانی بیانات رهبر شهید انقلاب، هندسه اصلی این طرح را از لایه‌های شعار و تکرار بیرون بکشد و به پرسشی پاسخ دهد: در اندیشه اقتصادی رهبر انقلاب، اقتصاد مقاومتی یک مسکن موقت برای روزهای بحران است یا نقشه راهی برای برپایی بنایی که طوفان‌های بیرونی در آن خللی وارد نسازد؟

مسئله، فراتر از آمار و ارقام است

هر طرح بزرگ، با فهم دقیق «زخم» آغاز می‌شود. در ادبیات رایج اقتصادی، مسئله ایران تورم دو رقمی، نوسان ارز، رکود سرمایه‌گذاری و کاهش قدرت خرید مردم خوانده می‌شود. این‌ها اما نشانه‌اند، نه خودِ بیماری. رهبر شهید در دیدار فرماندهان ارتش در 30 فروردین 1396 پرده از لایه پنهان‌تری برمی‌دارند: «مسئله اقتصاد از آن جهت جزو مسائل با اولویت درجه یک است که دشمن راه‌های طمعش را پیدا می‌کند. ما باید نگاه کنیم ببینیم انگیزه دشمن چیست، آن نقطه ضعفی که ممکن است دشمن از آن به ما ضربه بزند کجا است، آن را مسدود کنیم». این بیان، مسئله را از قاموس اعداد و ارقام خشک خارج می‌کند و بر بستر یک نبرد راهبردی می‌نشاند. اقتصاد ایران در این تصویر، تنها با یک سوءمدیریت مواجه نیست. در حقیقت امر، با «جنگ اقتصادی» روبه‌روست. هدف این جنگ نیز آشکار است: «می‌خواهند اقتصاد کشور را خراب کنند، وضع مردم بد باشد، جیب مردم خالی بشود… تا ناراضی بشوند» (30 شهریور 1395). بدین ترتیب، فشار بر سفره مردم، اهرمی برای گسستن پیوند اجتماعی و سیاسی ملت با حاکمیت تعریف می‌شود.

اما پرسش بنیادی‌تر این است که چرا اقتصاد ایران آماج چنین جنگی قرار گرفته است؟ پاسخ را باید در شکاف‌های ساختاری جست. نقطه‌ای کور در پیکره اقتصاد که فشار بیرونی را به بحران درونی تبدیل می‌کند. رهبر شهید در دیدار رمضانی مسئولان نظام در 30 شهریور 1397 با صراحت می‌گویند: «دشمن ما اتاق جنگ را برده است در وزارت خزانه‌داری». این تمثیل، اشاره به وابستگی‌های بودجه‌ای، تجاری و فناورانه‌ای دارد که اقتصاد کشور را به تکانه‌های بیرونی گره زده است. مادامی که نبض تولید، اشتغال و معیشت مردم با تصمیم‌های اتاق‌های فکر دشمن در نوسان باشد، هر تلاشی برای التیام زخم‌های سطحی، بی‌ثمر خواهد ماند. اقتصاد مقاومتی، از همین نقطه عزیمت می‌کند: مسدود کردن آن منفذهای آسیب‌پذیری که دشمن را به طمع می‌اندازد.

دو خوانش از مقاومت: تاب‌آوری یا بازآفرینی؟

در همین گام نخست، می‌توان دو تفسیر از اقتصاد مقاومتی را از یکدیگر بازشناخت. خوانش نخست، آن را واکنشی انفعالی می‌بیند. مجموعه‌ای از تدابیر حمایتی و مدیریت بحران که هدفش فقط «دوام آوردن» زیر فشار تحریم‌هاست. در این نگاه حداقلی، گویی اقتصاد ایران بیماری است که باید با داروهای مسکن، روزهای سخت را پشت سر بگذارد. اما بیانات رهبر شهید، پرده از افق بلندتری برمی‌دارد. ایشان در نخستین روز نوروز 1393 تعریفی ارائه می‌کنند که فرسنگ‌ها با این فهم فاصله دارد: «اقتصاد مقاومتی یعنی آن اقتصادی که مقاوم است. با تحریکات جهانی، با تکانه‌های جهانی، با سیاست‌های آمریکا و غیر آمریکا زیرورو نمی‌شود. اقتصادی است متکی به مردم». مقاومت در این تعریف، یک صفت موقت نیست. جوهره و بنیان اقتصاد است.

این تمایز، هنگامی روشن‌تر می‌شود که رهبر شهید در 29 بهمن 1393 تصریح می‌کنند: «اقتصاد مقاومتی یعنی ما بنای اقتصادی کشور را جوری تنظیم کنیم و ترتیب بدهیم که تکانه‌های جهانی در آن اثر نگذارد.» تعبیر «بنا» و «تنظیم بنا»، گویای آن است که با یک مهندسی مجدد روبه‌روییم، نه وصله‌کاری. غایت نیز تنها عبور از بحران نیست. ایشان در 17 دی 1393 می‌گویند: «اقتصاد مقاومتی یعنی کشور در مقابل تحریم‌ها مصونیت پیدا کند. کاری کنید که تحریم بی‌اثر بشود. کاری کنند اگر دشمن دلش نخواست تحریم را بردارد، به رونق کشور و پیشرفت کشور و رفاه مردم ضربه‌ای وارد نشود». در این بیان، تحریم از یک «تهدید» به یک «متغیر خنثی» بدل می‌شود. اقتصاد مقاومتی، طرحی برای بی‌اثر کردن دشمنی دشمن است، از رهگذر دگرگون کردن قاعده‌های بازی اقتصاد ملی. این دگرگونی است که یک سوی آن به درون‌زایی گره می‌خورد و سوی دیگرش به برون‌گرایی.

معماری پنج‌ضلعی: ارکانی که یکدیگر را کامل می‌کنند

اگر بخواهیم اسکلت این بنای اقتصادی را به تصویر بکشیم، با پنج ستون روبه‌رو می‌شویم که هر یک بدون دیگری، فرو می‌ریزد. رهبر شهید این ارکان را در همان پیام نوروزی 1393 یک‌جا ترسیم می‌کنند: درون‌زایی، برون‌گرایی، مردم‌بنیادی، دانش‌بنیانی و عدالت. نکته کلیدی در این هندسه، پیوستگی آن است. جداسازی یک رکن از بقیه، کل سازه را ناپایدار می‌کند. درون‌زایی بدون دانش، به تولید کم‌بازده می‌انجامد. برون‌گرایی بدون تکیه بر توان داخلی، نوعی وابستگی نو پدید می‌آورد. مردم‌بنیادی بدون عدالت، فرصت‌ها را میان گروهی محدود تقسیم می‌کند. و عدالت بدون تولید، چیزی جز تقسیم فقر نخواهد بود.

درون‌زایی، به تعبیر رهبر شهید، یعنی اقتصاد «از دل ظرفیت‌های خود کشور و خود مردم ما می‌جوشد» و «رشد این نهال، متکی است به امکانات کشور خودمان» (01/01/1393). این سخن، دعوت به رجوع به سرمایه‌های خفته در جغرافیا، معادن، نیروی انسانی جوان و روحیه کارآفرینی ایرانی است. اما درون‌زایی به هیچ‌روی به معنای درون‌گرایی و بستن مرزها نیست. ایشان با قاطعیت می‌گویند: «درون‌گرا نیست… درون‌زا است، اما برون‌گرا است؛ با اقتصادهای جهانی تعامل دارد، با اقتصادهای کشورهای دیگر با قدرت مواجه می‌شود». این «با قدرت مواجه شدن»، رمز تمایز برون‌گرایی در این طرح با الگوهای وابسته است. اقتصاد ایران باید چنان توانمند باشد که تعامل خارجی، نه از سر نیاز و اضطرار، که از موضع قدرت و انتخاب صورت گیرد. صادرات، واردات ضروری و جذب فناوری، همگی در این چارچوب جای می‌گیرند، به شرط آن که ستون اصلی ثبات و رشد، در درون کشور مستقر باشد.

سومین رکن، مردم‌بنیادی، قلب تپنده این منظومه است. رهبر شهید تصریح می‌کنند: «این اقتصاد، مردم‌بنیاد است؛ یعنی بر محور دولت نیست و اقتصاد دولتی نیست، اقتصاد مردمی است؛ با اراده مردم، سرمایه مردم، حضور مردم تحقق پیدا می‌کند» (01/01/1393).. در این تصویر، مردم دیگر «مصرف‌کنندگانی» منفعل نیستند که باید در صف دریافت خدمات و یارانه بایستند. کارآفرین، مبتکر، سرمایه‌گذار خرد، کارگر، کشاورز و صنعتگر، بازیگران اصلی میدان اقتصادند. چنین رویکردی، مسئولیت دولت را پایان نمی‌دهد، بلکه ماهیت آن را دگرگون می‌کند. دولت باید میدان را هموار کند، اطلاعات بدهد، ظرفیت‌سازی کند و موانع را از پیش پای فعالان بردارد. این همان «زمینه‌سازی» و «هدایت» هوشمندانه‌ای است که نیروی عظیم مردمی را به جریان اصلی اقتصاد بدل می‌کند.

دانش‌بنیانی، چهارمین رکن، موتور محرک همه اجزای پیشین است. رهبر شهید آن را «اساس کار در اقتصاد مقاومتی» و «یکی از اساسی‌ترین کارها» می‌نامند. اگر قرار باشد اقتصاد از ظرفیت‌های درونی بجوشد و در بازارهای جهانی با قدرت حضور یابد، این اتفاق بدون تبدیل دانش به محصول، فناوری به ارزش افزوده، و نیروی انسانی تحصیل‌کرده به ثروت ملی رخ نخواهد داد. شرکت‌های دانش‌بنیان، در این میان، حکم واسطه‌ای را دارند که حلقه مفقوده علم و صنعت را به هم پیوند می‌زنند و جهش تولید را ممکن می‌سازند.

پنجمین ستون، عدالت، هم جهت‌دهنده و هم ترازوی سنجش است. رهبر شهید می‌گویند: «این اقتصاد، عدالت‌محور است؛ یعنی تنها به شاخص‌های اقتصاد سرمایه‌داری اکتفا نمی‌کند. شاخص عدالت، یکی از شاخص‌های مهم در اقتصاد مقاومتی است». اما عدالت در این چارچوب، با توزیع منابع محدود به دست نمی‌آید. راه تحقق آن، فراهم کردن «امکان کار کردن و درآمد کسب کردن برای همه مردم» است. این نگاه، عدالت را از سطح حمایت‌های موقت به لایه فرصت‌های برابر و تولید ثروت فراگیر پیوند می‌زند.

تولید، ستون فقرات و حلقه اتصال

در میان این پنج رکن، یک عنصر نقش محور اتصال را بازی می‌کند: «تولید ملی». رهبر شهید در 9 اردیبهشت 1394، با صراحت می‌گویند: «ستون فقرات اقتصاد مقاومتی عبارت است از تقویت تولید داخلی». این تعبیر از آن رو راهگشاست که نشان می‌دهد همه ارکان پیشین، بدون گردش خون تولید، به اعضایی بی‌جان بدل می‌شوند. تولید داخلی، محل جوشش درون‌زایی، صحنه حضور مردم، آزمایشگاه دانش‌بنیانی و بستر عادلانه‌ترین شکل اشتغال است. رونق تولید، درآمد می‌آفریند، نیاز به ارز را مدیریت می‌کند، صادرات را ممکن می‌سازد و زنجیره‌های ارزش را در داخل شکل می‌دهد.

حساسیت این محور به حدی است که هر سیاست اقتصادی را باید در نسبت با آن سنجید. رهبر شهید هشدار می‌دهند: «اقتصاد مقاومتی با واردات بی‌رویه نمی‌سازد، با ضعف تولید نمی‌سازد؛ تولید داخلی را قوی کنند». (6 دی 1396). قوی کردن تولید نیز فقط تزریق نقدینگی یا اعطای تسهیلات نیست. مدیریت هوشمندانه واردات، مقابله واقعی با قاچاق کالا، ترجیح محصول داخلی در خریدهای دولتی و ایجاد فرهنگ مصرف کالای ایرانی، همگی بال‌های این سیاست‌اند. ایشان در همان سخنرانی، این زنجیره را به‌روشنی ترسیم می‌کنند: «ادارات حکومتی و دولتی، محصول داخلی را بر محصول خارجی مشابه ترجیح بدهند. مردم به تولید داخلی اقبال کنند. همه اینها باطل‌السحر تحریم دشمن است».

نقطه پایانی یک هندسه

برآیند نهایی این منظومه، تنها اقتصاد مقاوم نیست. رهبر شهید، رابطه با جهان را در این نقطه، از اساس دگرگون می‌بینند: «اگر ما در داخل توانستیم اقتدار اقتصادی به دست بیاوریم، آن‌ها خودشان می‌آیند دنبال ارتباط اقتصادی.» در این وضعیت، دیگر ایران نیست که برای جذب سرمایه و فناوری التماس می‌کند؛ بازار بزرگ، نیروی کار ماهر، ظرفیت‌های ترانزیتی و تولید رقابت‌پذیر، خود به‌مثابه آهن‌ربایی عمل می‌کند که شرکای جهانی را به همکاری متمایل می‌سازد. این همان درسی است که تاریخ معاصر ایران بارها آموخته. هرگاه ملت بر توان خود تکیه کرد، دست برتر را در میدان دیپلماسی یافت.

بی‌تردید، تحقق چنین تصویری، کوتاه‌مدت و ساده نیست. مقاومت‌های ساختاری در نظام بودجه‌ریزی نفتی، فرهنگ واردات، رانت‌های توزیعی و ذهنیت توسعه‌ای وابسته به بیرون، موانعی واقعی‌اند. اما نقشه راه، روشن است. طرح اقتصاد مقاومتی، هندسه‌ای است که رهبر شهید، با وسواس تمام، اضلاع آن را ترسیم کرده است. ایشان در 10 مرداد 1399، علاج نهایی را به زبان می‌آورند: «علاج تحریم فقط و فقط تکیه بر توانایی‌های ملی است. باید این توانایی‌ها را هر چه داریم نگه داریم، دنبال کشف توانایی‌های جدید باشیم و به آن‌ها تکیه کنیم و آن‌ها را احیا کنیم.»

این کلام، در واقع وصیت‌نامه اقتصادی رهبری است که اقتصاد مقاومتی را نه برای یک دوره اضطراری، که برای همیشه تاریخ ایران طراحی کرد. طرحی که اگر همانند یک بسته کامل و منسجم به اجرا درآید، طوفان‌های تحریم را به بادهایی بی‌اثر بدل می‌کند و کشتی اقتصاد ایران را به ساحل اقتدار و مصونیت می‌رساند.

اندیشه اقتصادی امام خامنه‌ای | آزادسازی مردم از انقیاد دولت و بازار

اندیشه اقتصادی امام خامنه‌ای | راهبرد عدالت‌محور در حکمرانی اقتصادی

اندیشه اقتصادی امام خامنه‌ای | اژدهای هفت‌سر و معمای فساد اقتصادی

اندیشه اقتصادی امام خامنه‌ای | اقتصاد مویرگی

اندیشه اقتصادی امام خامنه‌ای | توازن سرزمینی پیشران توسعه ملی

©‌ وبانگاه، خبرگزاری تسنیم

دکمه بازگشت به بالا