یادداشت| تجزیهطلبی جغرافیایی در جنوب و تجزیهطلبی اجتماعی در شمال

بی شک انقلاب اسلامی در سال 1357 پایانی بر این تجزیه طلبیها بود اما هیچگاه از دستور کار دشمنان ایران خارج نگردید و در طول 47 سال گذشته با وجود فراز و نشیبهای مختلف، به رهبری امامین انقلاب اسلامی این طراحیهای دشمنان خنثی شده اند.
در یک سال اخیر و با وجود تکرار الگوهای دهه 60؛ این راهبری بطور برجستهتری از سوی امام شهید تحت راهبردهای انسجام ملی، وحدت، اتحاد مقدس دنبال و در مراسم تشییع یک هفتهای امام شهید به دستاوردهای ویژهای دست یافتیم که همه تحلیلگران خارجی بدان اذعان نمودند.
اما همچنانکه امام سیدمجتبی خامنهای در پیام 7خرداد 1405 بهمناسبت سالروز افتتاح اولین دوره مجلس با تاکید بر صیانت از وحدت و پرهیز از اختلافات پوچ سیاسی و برجسته کردن تفاوتهای اجتماعی اشاره داشتند:”طرح و نقشهی کور دشمن پس از جنگ تحمیلی و فشار اقتصادی و محاصرهی تبلیغاتی و سیاسی، ایجاد تفرقه و تجزیهی اجتماعی برای جبران شکستهای میدان نظامی و به زانو درآوردن ملّت است” این تجزیه طلبی بطور خاص با هدف قرار دادن انسجام و وحدت ملی، تحت نقشههای کور ذیل میتواند تهدیدی عمیقتر، پایدارتر و مخربتر باشد؛
الف. تشدید شکافهای هویتی که با مهندسی هویتهای کاذب (شمالی _ جنوبی) آغاز شده است؛ هویت “ایران یکپارچه” را تقلیل و از درون آن هویتهای کاذب جغرافایی را میسازد و این شکل گیری حرکتهای تجزیه طلبانه اجتماعی در شبکههای اجتماعی را رقم زده است و با تضعیف روایتهای ملی و تقلیل آگاهی های فردی و اجتماعی، شکافهای هویتی در اجتماع را انگارهسازی میکنند.
ب. تخریب اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی؛ وضعیت صدرالاشاره اولین اثر خود را مستقیماً بر اعتماد به ساختارهای عمومی ( قوای حکومت و نهادهای حاکمیتی) و بین گروههای اجتماعی میگذارد و فرسایش سرمایه اجتماعی و در نتیجه شکستن روح و روحیه همبستگی ملی را بدنبال خواهد داشت و جامعه را از چشم انداز امید خوش بینانه به آینده بازخواهد داشت.
در این میان عدم مسئولیتپذیری ارگانهای ذیربط، عدم حمایت از حرکت مردم بعثت یافته و نیز عدم مقابله قانونی با نشر اطلاعات سازمان یافته و نفرتپراکن به ویژه تحت انگاره شمال و جنوب، علل و عوامل اصلی و تشدید کننده چنین وضعیتی را شکل می دهند.
ج. تشدید دو قطبیهای کاذب از طریق فضای مجازی و بعضی چهرههای شاخص؛ به تجربه دی ماه 1404، شبکههای مزدور خارجی و رسانههای اجتماعی با ایجاد روندهای کاذب مجازی و موازی، به شدت بر تجزیه طلبی اجتماعی تاثیر شناختی گذاشتهاند. این اقدامات منجر به آن میشود که افراد جامعه در روندهای کاذب، زیست مجازی داشته باشند و از روندهای اصلی و اصیل همسو با منافع و امنیت ملی بدور بمانند و غالباً در گردابهای میدان شناختی هضم بشوند؛ در این میان فقدان سواد شناختی و ادراکی و عدم قدرت تمیز ورود به میدانهای بُعد پنجم، عدم مسئولیتپذیری متولیان بن سازههای داخلی و بکارگیری بن سازههای خارجی به عنوان شبکه تسلیحاتی از سوی دشمن، فقدان منابع خبری قوی متنوع همسو ساز با روندهای اصلی داخلی این وضعیت را بغرنجتر میکند.
در چنین وضعیتی ما بیش از هر زمان دیگر به اقتدار در اعمال حاکمیت قانون از سوی قوه قضاییه در جامعه نیازمندیم و در این چارچوب میبایست از حقوق افراد و تمامیت ایران با هم صیانت شود. در غیر اینصورت با ورود به مرحله تجزیه طلبی اجتماعی و تضعیف مفاهیم ملی و کاستن آن به روابط گروهی خاص؛ در فضای مجازی شاهد شکلگیری منطقه الفراغهای موازی با حاکمیت در محیط فیزیکی میشویم.
بنابراین بطور کلی به موازات جنگ سخت و نیمه سخت با تجزیه طلبی جغرافیایی؛ مقابله با تجزیه طلبی اجتماعی کنونی در فضای مجازی لازم و ضروری است و البته نباید از نظر دور داشت که این یک ابر پروژه جوامع اطلاعاتی غربی، عبری و عربی است و نیازمند هوشیاری جامعه اطلاعاتی ایران است و این جز با یک ائتلاف مطلوب و هم پوشان تامین نخواهد شد. بدیهی است نادیده گرفتن این هشدار رهبری، ایران ما را در روزها و ماه های حساس پیش رو از بیداری و سرمایه های اجتماعی خود تهی خواهد کرد و به سمت بیثباتی سوق خواهد داد که این همان ساعت صفر تجاوز تجزیه طلبانه شمال و جنوب خواهد بود.