یادداشت| تحلیلی بر راهبرد ترکیبی جدید دشمن در سیستان و بلوچستان

در ارزیابی کارنامه میدانی گروهکهای تروریستی جنوب شرق، شواهد نشان میدهد این عناصر نه در جریان جنگ 12 روزه و نه در عملیاتهای مرتبط با جنگ رمضان، به واسطه اشراف دقیق و مقتدرانه دستگاههای امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی ایران، توفیق چندانی در کسب دستاورد ملموس برای کارفرمایان آمریکایی خود نداشتهاند. این ناکامیهای پیدرپی اکنون واشنگتن را واداشته است تا با همکاری و همافزایی سرویسهای جاسوسی رژیم صهیونیستی، یک طرح عملیاتی ترکیبی و پیچیده را برای این منطقه نهایی کنند.
بررسی نحوه انتخاب اهداف در شب درگیری، نشان از آن دارد که ایالات متحده درصدد است الگویی تلفیقی را پیادهسازی کند که در آن، «ورود ساحلی» با «نفوذ تروریستهای مزدور» از مرزهای جنوبی استان سیستان و بلوچستان ترکیب شده است. با این حال، باید توجه داشت که در جریان درگیریهای شبهای گذشته، زیرساختهای تهاجمی آمریکا در خلیج فارس و تنگه هرمز متحمل آسیبهای عمیقی شدهاند؛ امری که توان عملیاتی واشنگتن را در سطوح ساحلی و حتی هوایی به حداقل ممکن تقلیل داده و بهتبع آن، گزینه عملیات زمینی در محور جنوب شرق را به جذابترین(و البته پرمخاطرهترین) انتخاب برای آمریکاییها تبدیل کرده است.
با تکیه بر تجارب ارزشمند جنگی فرماندهان نظامی و بهرهگیری از مدل «امنیت مردممحور» در سیستان و بلوچستان، هرگونه تحرک گروهکهای تروریستی برای عبور از مرزها، میتواند به سهولت به قتلگاهی برای آنان بدل شود. در این میان، مردم غیور استان سیستان و بلوچستان که تاکنون فرصت حضور مستقیم در کارزار مواجهه با آمریکا را نیافته بودند، اکنون با انگیزهای مضاعف آماده دفاع و مقابله با دشمن و مزدوران منطقهای آن هستند. شاید مشیت الهی بر این تعلق گرفته باشد که این فرصت تاریخی برای مردم این خطه فراهم آید تا انتقام خونین شهدای مظلوم سالیان اخیر خود را از تروریستهای شرق کشور بازستانند.