یادداشت| برخیزید؛ چاره بهغیر جنگ نیست

او میگوید:
اگر پیلزوری وگر شیرچنگ
به نزدیک من صلح بهتر که جنگ
اما همین حکیم، هنگامی که همهی راههای مسالمتآمیز را بیثمر میبیند، میسراید:
چو دست از همه حیلتی در گسست
حلال است بردن به شمشیر دست
تاریخ معاصر ایران نیز برای بسیاری، یادآور همین منطق است. امام خمینی(ره) زمانی فرمان دفاع و جهاد را صادر کرد که ارتش عراق به فرماندهی صدامحسین بعثی به خاک ایران حمله کرد و بخشهایی از کشور را به اشغال درآورد. در آن شرایط، دفاع از سرزمین، استقلال و مردم، یک ضرورت بود و ملت ایران هشت سال در جنگ تحمیلی ایستادگی کرد و پیروز شد.
پس از پایان جنگ نیز، از نگاه بسیاری از ناظران، فشارها در قالب تحریمهای اقتصادی، جنگ رسانهای، فشارهای سیاسی، محدودیتهای علمی و فناوری و اقدامات امنیتی ادامه یافت.
در برههای هم نظریه «گفتوگوی تمدنها» که واضع آن یکی از رؤسای جمهوری ایران بود، به تجربه گذاشته شد که نتیجهای نداشت.
در سالهای بعد، مذاکرات هستهای نیز با فراز و نشیبهای فراوان همراه بود و خروج آمریکا از برجام، امید به تداوم آن توافق را از میان برد.
در حین یکی دیگر از مذاکرات، فرماندهان و در مذاکره بعدی، امام ما را به شهادت رساندند. پس از مذاکره مستقیم، تفاهمنامه امضاء اما هیچکدام از پیششرطها را اجرا نکردند بلکه به ما حمله کردند.
در چنین شرایطی، وقتی راههای گفتوگو بارها با مانع روبهرو میشود و تلاش برای حل اختلافات از مسیر دیپلماسی به نتیجه نمیرسد، این سخن حکیمانه سعدی برای بسیاری معنا مییابد:
چو دست از همه حیلتی در گسست
حلال است بردن به شمشیر دست
این بیت، دعوت به جنگطلبی نیست؛ بلکه بیان این اصل است که دفاع، هنگامی که همه راههای دیگر به بنبست رسیده باشد، میتواند آخرین راه برای پاسداری از امنیت، استقلال و عزت یک ملت تلقی شود.