فرسودگی کادر درمان؛ بحران خاموش بیمارستانهای همدان

این همان روی روشن نظام سلامت است؛ رویی که هر بار در بحرانها خود را نشان میدهد و ثابت میکند پرستاران، پیش از آنکه یک شغل داشته باشند، یک مسئولیت بر دوش دارند. اما پرسش اصلی اینجاست؛ آیا پس از پایان هر بحران، کسی از حال مدافعان سلامت میپرسد؟
بحران همیشه با انفجار، زلزله یا همهگیری آغاز نمیشود. گاهی بحران، آرام، بیصدا و روزبهروز در راهروهای بیمارستان شکل میگیرد؛ جایی که پرستاری با چند شیفت متوالی، مسئولیت مراقبت از بیمارانی را بر عهده دارد که هر کدام جانشان به دقت و تمرکز او وابسته است.
کمبود هزار پرستار در همدان یکبحران خاموش است
کمبود حدود یکهزار پرستار در استان همدان، فقط یک عدد در گزارشهای اداری نیست. این یعنی پرستاران موجود باید بار کاری نیروهایی را به دوش بکشند که هرگز استخدام نشدهاند.
وقتی یک پرستار به جای دو نفر کار میکند، خستگی دیگر یک مسئله شخصی نیست؛ به یک مسئله عمومی تبدیل میشود. خطای درمانی، کاهش کیفیت مراقبت، فرسودگی شغلی و حتی مهاجرت، همه حلقههای زنجیرهای هستند که در نهایت به تخت بیماری میرسند که انتظار دارد با آرامش و دقت درمان شود.در چنین شرایطی، کمبود نیروی انسانی دیگر مطالبه صنفی نیست؛ مطالبه سلامت عمومی است.
پرستار، هزینه نیست؛ سرمایه امنیت درمان است
سالهاست درباره خرید تجهیزات، توسعه بیمارستانها و ساخت مراکز درمانی سخن گفته میشود؛ اما کمتر کسی از مهمترین سرمایه نظام سلامت حرف میزند؛ انسانی که کنار تخت بیمار ایستاده است.
میتوان پیشرفتهترین دستگاهها را خرید، اما هیچ دستگاهی جای نگاه دقیق یک پرستار باتجربه را نمیگیرد. هیچ فناوری نمیتواند خستگی مزمنی را که از شیفتهای پیاپی بر جان پرستار نشسته، جبران کند.
کشورهایی که امروز پرستاران ایرانی را جذب میکنند، بیش از آنکه به مدرک آنها نیاز داشته باشند، به تجربه، تعهد و مهارتی نیاز دارند که سالها در بیمارستانهای همین کشور شکل گرفته است. اگر حفظ این سرمایه جدی گرفته نشود، فردا هزینه تربیت نیروی جایگزین، بسیار سنگینتر از هزینه نگهداشت نیروهای امروز خواهد بود.
بحران خاموش را پیش از آنکه فریاد شود، بشنویم
رئیس نظام پرستاری همدان میگوید بسیاری از پرستاران، با وجود امکان مهاجرت، هنوز به خاطر تعهد به مردم ماندهاند. این جمله بیش از آنکه امیدبخش باشد، هشداری جدی است؛ زیرا هیچ نظامی نمیتواند برای همیشه بر دوش ایثار بنا شود.
ایثار، جای سیاستگذاری را نمیگیرد. تعهد، جای برنامهریزی را پر نمیکند. و عشق به مردم، نمیتواند کمبود نیرو، فشار کاری و دغدغه معیشت را برای همیشه جبران کند.
بحران بیمارستانهای همدان، کمبود تخت یا ساختمان نیست؛ فرسودگی آرام سرمایه انسانی آن است. پرستارانی که در روزهای سخت، بیهیاهو کنار مردم ایستادند، امروز بیش از هر چیز به این اطمینان نیاز دارند که نظام سلامت نیز کنار آنها ایستاده است.
زیرا اگر روزی پرستار از پا بیفتد، بیمارستان همچنان روشن خواهد بود، دستگاهها همچنان کار خواهند کرد و تابلوها همچنان بر سردر مراکز درمانی خواهند ماند؛ اما چیزی که خاموش میشود، کیفیت مراقبتی است که جان مردم به آن وابسته است.
یادداشت از فائزه محمدی