کودک پشت فرمان؛ زنگ خطر یک کودک‌آزاری پنهان

رانندگی دختر 10 ساله با تریلی، فقط یک تخلف نیست؛ این ماجرا حقوق کودک را نشانه گرفته است
به گزارش بخش استان‌ها در وبانگاه به نقل از خبرگزاری تسنیم دفتر جزایر خلیج فارس، رانندگی یک دختر 10 ساله با تریلی در هرمزگان فقط یک تخلف رانندگی نیست؛ این اتفاق زنگ خطری درباره مرز میان اختیار والدین و حق کودک برای زندگی ایمن است.

گاهی کودک‌آزاری صدای گریه ندارد. کبودی روی دست و صورت هم ندارد. گاهی کودک‌آزاری پشت لبخند پدری پنهان می‌شود که با افتخار، فرمان یک تریلی چند ده تنی را به دست دختر 10 ساله‌اش می‌دهد و از کنار او لذت می‌برد. شاید همین تصویر، ترسناک‌تر از بسیاری از صحنه‌هایی باشد که تاکنون از کودک‌آزاری دیده‌ایم.

خبر رانندگی یک کودک با کشنده ولوو در جاده‌های هرمزگان فقط یک تخلف رانندگی نیست؛ این خبر، زنگ هشدار درباره نوعی از خشونت پنهان علیه کودکان است؛ خشونتی که نه با مشت و لگد، بلکه با قرار دادن کودک در موقعیتی رخ می‌دهد که کوچک‌ترین اشتباه می‌تواند آینده او را برای همیشه نابود کند.

سال‌های گذشته نیز نمونه‌هایی از رانندگی کودکان با خودروهای سواری، وانت و حتی ماشین‌آلات سنگین در نقاط مختلف کشور منتشر شده بود. هر بار چند روزی واکنش‌ها بالا گرفت و بعد همه چیز فراموش شد؛ اما سؤال اینجاست که تا چه زمانی باید منتظر حادثه‌ای غیرقابل جبران بمانیم؟

اگر همین دختر 10 ساله کنترل تریلی را از دست می‌داد چه می‌شد؟ اگر کامیون واژگون می‌شد؟ اگر برخوردی رخ می‌داد و این کودک دچار آسیب نخاعی می‌شد؟ اگر پدر و مادر در همان حادثه جان خود را از دست می‌دادند و کودکی برای تمام عمر روی تخت می‌ماند، چه کسی مسئول زندگی او بود؟ آیا می‌توان گفت این فقط یک اشتباه خانوادگی بوده است؟

جامعه معمولاً کودک‌آزاری را در تنبیه بدنی، توهین، گرسنه نگه داشتن یا محروم کردن کودک از تحصیل می‌بیند؛ اما آیا قرار دادن یک کودک پشت فرمان وسیله‌ای که حتی بسیاری از بزرگسالان از کنترل آن عاجزند، نوع دیگری از کودک‌آزاری نیست؟ آیا به خطر انداختن آگاهانه جان یک کودک، صرفاً یک تخلف رانندگی محسوب می‌شود؟

کودک، حق دارد در امنیت زندگی کند؛ حتی اگر کسی که امنیت او را به خطر می‌اندازد، پدر یا مادرش باشد. حق حیات و سلامت کودک، حقی نیست که والدین بتوانند درباره آن تصمیم بگیرند یا آن را به نمایش توانایی فرزندشان تبدیل کنند.

نکته امیدوارکننده در این پرونده، ورود پلیس و معرفی پدر به مراجع قضایی و روان‌شناختی است؛ اما این اقدام نباید پایان ماجرا باشد. این پرونده باید آغاز یک گفت‌وگوی ملی درباره مسئولیت والدین، آموزش حقوق کودک و برخورد قانونی با رفتارهایی باشد که جان کودکان را به بازی می‌گیرند.

شاید زمان آن رسیده باشد که در کنار قوانین راهنمایی و رانندگی، تعریف دقیق‌تری از «به خطر انداختن عمدی کودک» نیز مورد توجه قرار گیرد. همان‌گونه که بستن کمربند ایمنی برای کودک یک الزام قانونی است، سپردن فرمان خودرویی چندین تُنی به دست یک کودک نیز نباید صرفاً یک تخلف ساده تلقی شود؛ زیرا پیامد آن می‌تواند تا پایان عمر، هم برای همان کودک و هم برای خانواده‌های دیگری که بی‌گناه در جاده حضور دارند، ادامه داشته باشد.

امروز خوش‌شانس بودیم که پلیس قبل از وقوع فاجعه رسید. اما هیچ تضمینی وجود ندارد که دفعه بعد نیز مأموران چند دقیقه زودتر برسند. گاهی فاصله میان یک فیلمی که در فضای مجازی دست‌به‌دست می‌شود و یک پرونده سنگین مرگ یا معلولیت، فقط چند ثانیه است؛ ثانیه‌هایی که نباید با بی‌احتیاطی والدین از کودکان گرفته شود.

©‌ وبانگاه، خبرگزاری تسنیم

دکمه بازگشت به بالا