پیوند میدان و دیپلماسی ضرورت مقاومت در برابر جنگ ترکیبی دشمن

از این منظر، بیانیه اخیر محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، واجد نکات مهم و قابل توجهی از تأکید بر وحدت ملی، تبعیت از فرماندهی کل قوا، پیوند میدان و دیپلماسی، ضرورت مقاومت، حفظ امید اجتماعی و دعوت مردم به ایستادگی در برابر جنگ ترکیبی دشمن است.
با این همه، اهمیت این بیانیه، ضرورت نقدی منصفانه، دلسوزانه و درونگفتمانی را نیز دوچندان میکند و نخستین نکته، جایگاه گفتمان خونخواهی و انتقام در این بیانیه است و پس از مطالبه عمومی ملت در تشییع باشکوه رهبر شهید و نیز پیام رهبر معظم انقلاب به همین مناسبت، خونخواهی و انتقام از دشمن، به یکی از مطالبات ملی و محورهای راهبردی این مقطع تاریخی تبدیل شده است.
رهبر انقلاب در آن پیام، انتقام از دشمن را در کنار تجلیل از ایثار و بصیرت ملت، به یکی از ارکان اصلی روایت این برهه حساس بدل کردند و از این رو انتظار میرفت این گفتمان در بیانیه رئیس مجلس نیز جایگاهی پررنگتر، منسجمتر و محوریتر داشته باشد.
هرچند در متن، اشارهای به «انتقام خون رهبر شهیدمان» دیده میشود، اما این مفهوم به ستون فقرات بیانیه تبدیل نشده و در میان مباحث مربوط به دیپلماسی، اقتصاد و مدیریت جنگ، تا اندازهای کمرنگ جلوه میکند.
نکته دوم، نحوه روایت مسئله تنگه هرمز است؛ در بخشی از بیانیه آمده است که پس از اقتدار نیروهای نظامی، ترتیبات مربوط به تنگه هرمز در تفاهمنامه تثبیت شده است، هرچند ممکن است مقصود، تثبیت حقوقی دستاوردهای میدانی باشد، اما شیوه بیان میتواند این تلقی را ایجاد کند که جایگاه جمهوری اسلامی در تنگه هرمز، محصول تفاهم یا مذاکره بوده است، حال آنکه واقعیت راهبردی، خلاف این برداشت است.
اقتدار ایران در تنگه هرمز، محصول دههها قدرتسازی دفاعی، حضور مقتدرانه نیروهای مسلح و بازدارندگی میدانی جمهوری اسلامی است و اگر امروز دیپلماسی ایران از موضع اقتدار سخن میگوید، این اقتدار بر شانههای میدان استوار است، نه آنکه میدان، اعتبار خود را از دیپلماسی گرفته باشد.
سومین نکته، تبیین نسبت تصمیمات راهبردی با جایگاه ولایت است؛ بیانیه در آغاز، بهدرستی تأکید میکند که تشخیص جنگ یا مذاکره، بر عهده ولیامر مسلمین و فرمانده کل قواست، اما در بخشهای مربوط به تفاهمنامه، مذاکرات و دستاوردهای آن، انتظار میرفت نقش هدایت، تدبیر و طراحی کلان رهبر انقلاب با صراحت بیشتری بازتاب یابد.
همچنین شایسته بود موضع صریح رهبر معظم انقلاب درباره مذاکره، که در ادبیات سیاسی کشور با تعبیر «علیالاصول» شناخته میشود، به روشنی مورد اشاره قرار گیرد و تبیین این حقیقت که در جمهوری اسلامی، میدان، دیپلماسی و همه ابزارهای قدرت، اجزای یک راهبرد واحد تحت فرماندهی ولیفقیه هستند، میتوانست از هرگونه برداشت شخصی یا مصادره بخشی از دستاوردها جلوگیری کند.
چهارمین نکته، نسبت میان میدان و دیپلماسی است؛ بیانیه تلاش کرده است این دو را مکمل یکدیگر معرفی کند که رویکردی صحیح و واقعبینانه است اما در برخی فرازها، سهم دیپلماسی در روایت دستاوردها پررنگتر از سهم میدان به نظر میرسد.
تجربه سالهای گذشته نشان داده است که هر موفقیت دیپلماتیک جمهوری اسلامی، زمانی پایدار، مؤثر و قابل اتکا بوده که بر پشتوانه قدرت سخت، بازدارندگی و مقاومت استوار بوده است و هرچه این نسبت دقیقتر و متوازنتر روایت شود، زمینه سوءبرداشت نیز کاهش خواهد یافت.
در نهایت، شاید مهمترین انتظار از چنین بیانیهای، ارائه روایتی تمدنی از شرایط امروز ایران بود؛ روایتی که در آن مقاومت، خونخواهی، وحدت ملی، امید، میدان، دیپلماسی و تبعیت از ولایت، نه مفاهیمی پراکنده، بلکه اجزای یک منظومه فکری واحد باشند.
امروز ملت ایران، پس از تقدیم شهیدان بزرگ و خلق حماسهای کمنظیر در بدرقه آنان، بیش از هر زمان دیگری نیازمند متنی است که افزون بر تحلیل واقعبینانه شرایط، روح حماسه، مطالبه خونخواهی، امید به پیروزی و استمرار راه شهیدان را نیز در خود متجلی سازد.
منش و سیره رهبر شهید در مدیریت و ایستادگی الگویی ماندگار مسئولان است
نقد دلسوزانه، نه در تقابل با وحدت، بلکه در خدمت تعمیق و تقویت آن است. هرچه ادبیات مسئولان به منظومه فکری رهبر انقلاب و مطالبات برخاسته از متن جامعه نزدیکتر باشد، سرمایه اجتماعی نظام استوارتر و قدرت بازدارندگی جمهوری اسلامی در برابر دشمنان، افزونتر خواهد شد.
یادداشت از حجتالاسلام مهدی بصیرتی، رئیس اداره تبلیغات اسلامی کاشان