ابوطالبی: استکبارستیزی در نگاه رهبر شهید روی دیگر فلسفه بعثت انبیاست

عضو هیئت علمی موسسه امام خمینی (ره) توحید را محور اندیشه سیاسی رهبر شهید عنوان می‌کند.
خبرگزاری تسنیم – گروه امام و رهبری: اندیشه سیاسى اسلام در چند دهه اخیر شاهد تحولات عمده و نوآورى‌هاى ویژه‌ای بوده است. مهم‌ترین نقاط عطف در اندیشه سیاسى اسلام را مى‌توان در تحولات انقلاب اسلامى و آراء و رهبران این انقلاب راستین مردمی جست‌وجو کرد. در این راستا آراء و اندیشه‌هاى امام خمینى (ره) خود به عنوان بنیانگذار نخستین نظام سیاسى اصیل شیعى در ایران حائز اهمیت است. از سوی دیگر، اندیشه سیاسى رهبر شهید انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌اى (ره) به عنوان شارح، و میراث‌دار اندیشه بنیان‌گذار کبیر انقلاب اسلامی از نقش و جایگاه بسیار مهمی برخوردار است. بینش ژرف، حکیمانه و تجربه عملی رهبر شهید انقلاب اسلامی در کوران حوادث مختلف در دوران پربار حکمرانی 37ساله، اهمیت توجه به آراء و دستگاه مترقی معرفت سیاسى ایشان را بیش از پیش برجسته می‌سازد.

از همین‌رو در مجال پیش‌رو به سراغ حجت‌الاسلام مهدی ابوطالبی، عضو هیئت علمی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) و مدرس حوزه و دانشگاه رفتیم و با او درباره میراث مانای فکری و معرفتی رهبر شهید انقلاب اسلامی در حوزه اندیشه سیاسی هم‌کلام شدیم.

راه مهار آمریکای بدعهد، زورگو، تمامیت‌خواه و وحشی

در ادامه، مشروح این گفت‌وگو را از نظر می‌گذرانید:

تسنیم: در تبیین تفکر، مبانی معرفت‌شناختی و میراث ماندگار رهبر شهید انقلاب اسلامی در حوزه اندیشه سیاسی می‌توان از منظرهای گوناگونی وارد بحث شد. اگر موافق باشید، گفت‌وگو را از این نقطه آغاز کنیم که اساسا اندیشه سیاسی امام شهید امت، واجد چه مختصات و مولفه‌هایی است؟

ابوطالبی: بسم الله الرحمن الرحیم. پایه اندیشه سیاسی رهبر شهید به عنوان یک متفکر شیعی همان اندیشه سیاسی شیعه یعنی بحث ولایت است. ما در مبحث اندیشه سیاسی اسلام، میان نگاه‌های اسلامی و نگاه‌های غیراسلامی، بحث حاکمیت الله و ولایت الهی را داریم. وجه افتراق اندیشه سیاسی شیعه و اندیشه سیاسی اهل سنت، بحث ولایت به معنای ولایت انتصابی است؛ در مقابل آن، نگاه اهل سنت را داریم که مبتنی بر خلافت است و پس از رحلت پیامبر اکرم (صلی‌الله‌) این خلافت دیگر ماهیت الهی ندارد.

نگاه رهبر شهید به امر ولایت در عصر غیبت مبتنی بر نظریه نصب است

نکته بسیار مهم این است که بعضی ولایت در عصر غیبت را با نظریه نصب می‌بینند و برخی هم با نظریه انتخاب به آن می‌نگرند که البته در میان این دو، نظریه نصب، غالب است. گاهی هم دیده می‌شود که برخی می‌خواهند نظریه انتخاب را به رهبر شهید نسبت دهند اما در واقعیت این‌گونه نیست؛ بدین‌معنا ایشان در مباحث مبنایی‌شان حتی در کتاب «طرح کلی اندیشه اسلامی» هم به بحث ولایت با نگاه ولایت انتصابی می‌نگرند. از منظر رهبر شهید، حاکم چه معصوم و چه غیرمعصوم باشد، از جانب خداوند تعیین و نصب می‌شود و ما موظف به اطاعتیم. حال، گاهی این تعیین به نصب خاص است، مثل امام معصوم (علیه‌السلام) و پیامبر (صلی‌الله) و گاه به نصب عام است که مصداق آن، فقیه در عصر غیبت است. لذا نگاه رهبر شهید انقلاب اسلامی در این فقره کاملا مبتنی بر ولایت انتصابی است.

خوانش متمایز امام شهید نسبت به مفهوم ولایت

نکته‌ مهم در تبیین بحث ولایت از منظر رهبر شهید که شاید ما اکنون در مقطع پس از شهادت‌ ایشان نمود آن را می‌بینیم، این است که افراد معمولا ولایت را حاکمیت، زعامت و سرپرستی معنا می‌کنند اما ایشان ولایت را از ریشه‌اش می‌گیرد که به معنای قرب و نزدیکی است. امام شهید ما تعبیری دارند که می‌فرمایند ولایت، یک ارتباط عمیق عاطفی و قلبی میان مردم و ولی است، این ارتباط عمیق عاطفی و قلبی، برخاسته از یک اعتقاد است؛ آن اعتقاد، عبارت است از اینکه ولی، حجت خداست؛ حال، یا به معنای امام معصوم (علیه‌السلام) و یا به مثابه نائب امام (علیه‌السلام).

رهبر شهید، حاکمیت در نظام اسلامی را مرادف با الزام یا دستورات از بالا به پایین نمی‌دانند

شهید خامنه‌ای (ره) تاکید می‌کنند که حاکمیت در نظام اسلامی برخلاف دیگر نظام‌های سیاسی به معنای یک نوع الزام یا دستور از بالا به پایین نیست، بلکه یک رابطه قلبی عمیق است که مردم به خاطر آن از حاکم تبعیت و او را دنبال می‌کنند، نه بر اساس نگاهی مبتنی بر زور و قدرتی که بخواهد از بالا به پایین جاری ‌شود. از نظر من این نکته مهمی است.

تسنیم: با توجه به این نکته و ناظر به مبحث ولایت، نقش و جایگاه مردم در منظومه فکری رهبر شهید انقلاب اسلامی چگونه تبیین می‌شود؟

ابوطالبی: شهید خامنه‌ای به رغم آنکه ولایت را امری انتصابی می‌دانند -یعنی مردم نقشی در حقانیت و مشروعیت حاکم ندارند و این‌گونه نیست که بخواهند تعیین کنند حاکم کیست- با وجود این نقش مردم را در تحقق ولایت بسیار پررنگ می‌بینند. بدین‌معنا درست است که خداوند از طریق نصب خاص یا عام، حاکم را نصب و مردم پیروی می‌کنند، اما در هر صورت چه امام معصوم (علیه‌السلام) باشد و چه ولی فقیه، نقش مردم به اندازه‌ای پررنگ است که اولاً تحقق این ولایت بدون مردم امکان‌پذیر نیست و ثانیاً اگر حاکم -چه معصوم چه غیرمعصوم- فاقد مقبولیت مردمی باشد، به یک تعبیری ایشان می‌فرمایند که حکومتش مشروع نیست. البته مشروع نبودن حکومت، بدین معنا نیست که مردم به آن مشروعیت می‌بخشند.

از منظر شهید خامنه‌ای (ره) تحقق ولایت بدون مردم امکان‌پذیر نیست

در اینجا نکته مهمی وجود دارد که باید به آن توجه داشت. مشروعیت می‌تواند به معنای حقانیت حکومت و اینکه هرچه مردم بگویند حق است، باشد که در نگاه اسلامی اینطور نیست و حق، آن چیزی است که خدا ولو حاکم می‌گوید. نوع دیگری از مشروعیت هم مشروعیت فقهی و به معنای جواز شرعی است، بر مبنای آن می‌گوییم فلان کار مشروع یا نامشروع است. وقتی رهبر شهید انقلاب اسلامی می‌فرمایند که اگر حاکم مقبولیت نداشته باشد، حکومتش مشروع نیست، یعنی شرعاً حق تحمیل حکومت به مردم را ندارد؛ هرچند که حکومت حق اوست. مثل کسی می‌ماند که حقی دارد اما نمی‌تواند آن را از طریق اعمال زور کسب کند، بلکه باید از طرق قانونی آن حق رو به دست آورد. لذا ایشان نقش مردم را به عنوان عامل مشروعیت-به معنای حقانیت- نمی‌بینند، اما از سوی دیگر معتقدند که حاکم به وسیله زور نمی‌تواند حکومت را به مردم تحمیل کند و باید از اقبال عمومی لازم برخوردار باشد. پس نقش مردم، هم در فعلیت‌بخشی به حکومت مهم است و هم در اینکه اگر آنها همراهی نکنند، حاکم جواز تشکیل و تحقق حکومت را به دست نمی‌آورد. از این‌رو هم رهبر شهید انقلاب اسلامی و هم حضرت امام خمینی(ره) در باب حضور و مشارکت مردم تاکیدات بسیاری دارند. بنابراین مردم از منظر امام شهید، یکی از ارکان اصلی حکومت در نظام اسلامی محسوب می‌شوند و ولایت، عبارت از رابطه میان مردم و ولی است. لذا نظام اسلامی، نظامی است مبتنی بر ولایت؛ آن هم ولایتی که بدون حضور مردم نه تنها تحقق پیدا نمی‌کند بلکه ولی بدون اقبال عمومی، مجاز به تشکیل حکومت نیست.

امام شهید، توحید را محور سیاست می‌دانند

نکته دیگر در بحث حکومت و حاکمیت از نگاه رهبر شهید انقلاب اسلامی این است که ایشان محور سیاست را توحید می‌دانند و بحث را از توحید آغاز می‌کنند، در همین رابطه تعابیر بسیار جالبی دارند که در کتاب طرح کلی اندیشه اسلامی آمده است. رهبر شهید می‌فرمایند که اولا فلسفه ارسال انبیاء (علیهم‌السلام) عبادت خدا و پرهیز از اطاعت طاغوت است. «وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِی کُلِّ أُمَّهٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ.» این فلسفه ارسال انبیاء است. سپس ایشان می‌فرمایند که عبادت خدا و پرهیز از طاغوت، بحثی است که باید در همه عرصه های زندگی امتداد پیدا کند و در این‌باره مباحث مفصلی حول توحید اجتماعی و امتداد اجتماعی توحید در زندگی مردم دارند. به همین دلیل رهبر شهید انقلاب اسلامی، تقسیم‌بندی‌ای دارند که دست‌کم من آن را در آرای شخص دیگری ندیده‌ام. ایشان می‌فرمایند که اطاعت از خدا به دو شکل است؛ یک، اطاعت موردی است که بر مبنای آن، خداوند متعال به هر کسی تکلیفی محول ساخته است؛ اینکه به صورت فردی باید نماز بخواند، روزه بگیرد، حج برود، زکات بدهد و… این‌ها تکالیف فردی است که هرکس به صورت موردی باید انجام‌شان دهد. این همان اطاعت فردی است. اما نوع دیگری از اطاعت وجود دارد ایشان آن را اطاعت خطی می‌نامند؛ یعنی کاری که باید مجموع مردم با همراهی هم انجام دهند؛ یعنی اینکه مجموعه مردم باید به گونه‌ای عمل کنند که اهداف الهی برای سعادت انسان در بستر جامعه محقق شود. این معنای اطاعت خطی است.

اطاعت خطی، اطاعت موردی و اهمیت آنها از نظرگاه رهبر شهید

ایشان همچنین در ارتباط با اطاعت خطی به روایتی در کتاب شریف کافی استناد می‌کنند که خداوند می‌فرماید: «لَأُعَذِّبَنَّ کُلَّ رَعِیَّهٍ فِی اَلْإِسْلاَمِ دَانَتْ بِوَلاَیَهِ کُلِّ إِمَامٍ جَائِر لَیْسَ مِنَ اَللَّهِ وَ إِنْ کَانَتِ اَلرَّعِیَّهُ فِی أَعْمَالِهَا بَرَّهً تَقِیَّهً.» یعنی من، مردم مردمان مسلمانی را که ممکن است همگی از حیث فردی افراد باتقوایی باشند –یعنی شاخص اطاعت موردی را داشته باشند- اما ولایت حاکم جائر را پذیرفته‌اند. خداوند می‌فرماید من چنین مردمی را عذاب می‌کنم؛ به رغم آنکه به لحاظ فردی، افرادی مومن، مسلمان و متقی‌اند. حالا برعکس این هم هست و خداوند در ادامه می‌فرماید: «وَ لَأَعْفُوَنَّ عَنْ کُلِّ رَعِیَّهٍ فِی اَلْإِسْلاَمِ دَانَتْ بِوَلاَیَهِ کُلِّ إِمَامٍ عَادِلٍ مِنَ اَللَّهِ وَ إِنْ کَانَتِ اَلرَّعِیَّهُ فِی أَنْفُسِهَا ظَالِمَهً مُسِیئَهً.» یعنی مردمی که در اعمال فردی خود لغزش‌هایی داشته‌اند و موارد مربوط به اطاعت موردی را آن‌گونه که باید انجام نداده‌اند، اگر حاکمیت امام عادل را پذیرفته‌ باشند، خداوند می‌گوید که من از لغزش‌های فردی‌شان می‌گذرم.

تسنیم: با این توصیف، می‌توان نتیجه گرفت که اطاعت خطی در نگاه امام شهید امت نسبت به اطاعت موردی واجد اهمیت بیشتری است.

ابوطالبی: بله، رهبر شهید بر این نکته تاکید می‌ورزند که اطاعت خطی از اطاعت موردی مهم‌تر است و اطاعت خطی ذیل حاکمیت اسلامی اتفاق می‌افتد. این ترجمان دیگری از تعبیر حضرت امام (ره) است که فرمود: «الاسلام هو الحکومه.» یعنی اصل اسلام، حکومت است، اطاعت خطی است. از همین‌رو می‌بینیم که در مقطع پیش از وقوع انقلاب اسلامی به رغم آنکه مسجد وجود داشت، نماز خوانده می‌شد، مراجع تقلید بودند، روزه و حج و زکات و روضه امام حسین (علیه‌السلام) برقرار بود و مواردی از این دست تعطیل نبود، با وجود این، حکومت، حکومت غیرحق بود و به ترویج خلاف شرع می‌پرداخت. فلذا حضرت امام (ره) می‌فرمایند که اطاعت خطی در آن حکومت مفقود بود و نظام، اسلامی نبود. از همین‌رو ایشان سال 1342 می‌فرمایند که: «علمای اسلام! اسلام در خطر است.» چرا اسلام در خطر است؟ چون حکومت اسلامی نیست. لذا امام (ره) در همان زمان می‌فرمایند: « بزرگترین منکری که امروز وجود دارد، فقدان حکومت دینی است و از باب نهی از منکر باید قیام کرد.» همین نگاه در تعبیر رهبر شهید ذیل بحث اطاعت خطی مطرح می‌شود.

از دیدگاه رهبر شهید، مستکبران امروز همان طواغیت قدیم‌اند

نکته دیگر این است که شهید خامنه‌ای (ره) ناظر به آیات قرآن کریم، بحث توحید را مطرح کرده و سپس اطاعت موردی و خطی رو مورد طرح قرار می‌دهند و در ادامه، اطاعت خطی را در پیوند با حکومت و حاکمیت معنا می‌کنند. آیه‌ای که ایشان مورد استناد قرار می‌دهند، چه می‌گوید؟ «وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِی کُلِّ أُمَّهٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوت.» یعنی نسبت به خداوند، باید به صورت توامان، اطاعت فردی و اطاعت خطی داشته باشید، همچنین باید حکومت حق تشکیل دهید و از امام عادل اطاعت کنید. تازه به اینجا هم اکتفا نمی‌شود؛ بلکه «وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوت» هم لازم است. رهبر شهید در این‌باره می‌فرمایند که قدرت‌های استکباری امروز، همان طواغیت قدیم‌اند؛ مثل نمرودها، فرعون‌ها و امثالهم. لذا تعبیر ایشان این است که پیامبران (صلی‌الله‌) و ائمه (علیهم السلام) همواره با طواغیت زمان خود درگیر بوده‌اند. از این‌رو تعبیر رهبر شهید انقلاب اسلامی در کتاب «انسان 250 ساله» این است که همه ائمه (علیهم السلام) در پی تشکیل حکومت اسلامی بودند، ولو اینکه برخی موفق به این امر نشدند، و در ادامه قول معروف امام صادق (علیه‌السلام) را نقل می‌کنند که قرار بود در مقطعی حکومت تشکیل شود، اما عده‌ای کارشکنی و دهان‌لقی کردند و کار، خراب شد. ایشان می‌فرمایند که اجتناب از طاغوت همواره جریان داشته است، چرا خلفا مدام با ائمه (علیهم‌السلام) مشکل داشتند؟ چون از جانب ایشان خطر سیاسی احساس می‌کردند، و اِلّا خطر عبادی که برای خلفا مهم نبود.

استکبارستیزی؛ شاخص مهم انقلابی‌گری در نگاه رهبر شهید

تعبیر امروزی اجتناب از طاغوت، همان «استکبارستیزی» است. کما اینکه رهبر شهید می‌فرمایند یکی از شاخص‌های مهم انقلابی‌گری، استکبارستیزی است. فلذا شما می‌بینید که ایشان به همین دلیل، چنین قرص و محکم مقابل آمریکا می‌ایستند و می‌کوشند که سلطه آمریکایی‌ها و غرب‌ را نپذیرند، به همین دلیل هم نسبت به مذاکره با آمریکا بدبین‌اند؛ چرا که آنها را سلطه‌جو و استکبارگر می‌دانند و معتقدند که اختلافات ایران و آمریکا، ذاتی است و با گفت‌وگو حل نمی‌شود. اختلاف ذاتی به چه معناست؟ می‌فرمایند که آنها به دنبال سلطه و استکبارند و ما در پی استقلال و نفی سلطه هستیم، فلذا چگونه می‌توانیم با هم جمع شویم؟ یا او باید از خوی استکبارگر خود دست بردارد یا ما باید سلطه‌پذیر شویم. وقتی نه ما می‌خواهیم سلطه‌پذیر شویم و نه او می‌خواهد از استکبارگری‌اش دست بردارد، هیچ‌وقت نمی‌توانیم با هم کنار بیاییم. بر اساس همین منطق است که امام خمینی (ره) می‌فرمایند که «رابطه ایران و آمریکا رابطه گرگ و میش است.» بنابراین، استکبارستیزی در ادبیات رهبر شهید انقلاب اسلامی بسیار پررنگ و روی دیگری از مبحث فلسفه بعثت انبیاء (علیهم‌السلام) است.

از نظر شهید خامنه‌ای (ره) معنویت هم با استکبارستیزی ممزوج است

در همین رابطه، رهبر شهید، معنویت را به منزله فراغت از نگاه‌های مادی، حرکت به سوی نگره‌های معنوی، فرامادی و قرب به خدا می‌دانند. نکته بسیار جالب در شرح ایشان از معنویت، این است که می‌فرمایند در معنویت هم باید ماده استکبارستیزی وجود داشته باشد؛ بدین معنا انسان معنوی از منظر رهبر شهید، کسی است که زیر سلطه استکبار نمی‌رود و استکبارستیز است؛ زیرا اساسا بدون استکبارستیزی شما نمی‌توانید به خداوند نزدیک شوید. لذا ادبیات پررنگ و تعابیر ویژه شهید خامنه‌ای (ره) در باب مذاکره با آمریکا اعم از شرافتمندانه نبودن مذاکره، عاقلانه نبودن آن، به نفع نبودنش، مشکلی را حل نکردن آن و… همه و همه برآمده از وجه پررنگ و مشهود استکبارستیزی در اندیشه سیاسی ایشان است و روی دیگر مبحث توحید و اطاعت از خداوند محسوب می‌شود.

©‌ وبانگاه، خبرگزاری تسنیم

دکمه بازگشت به بالا