یادداشت|جنگ روایتها؛ آخرین سنگر دشمن پس از ناکامی در میدان

اما در کنار این تحولات، یک واقعیت مهم وجود دارد؛ دشمن پس از ناکامی در میدان سخت، تلاش خود را در میدان نرم و رسانهای افزایش میدهد. هدف اصلی این مرحله، نه تغییر نتیجه در عرصه نظامی، بلکه تغییر برداشت افکار عمومی از آن چیزی است که در میدان رخ داده است.
جنگ روایتها دقیقاً از همین نقطه آغاز میشود؛ جایی که هر طرف تلاش میکند خود را صاحب حق، قربانی و پیروز معرفی کند و مسئولیت بحران را متوجه طرف مقابل سازد.
در چنین شرایطی، یکی از راهبردهای اصلی جریان رسانهای مخالف، جابهجایی جای «عامل بحران» و «قربانی» است. کشوری که طی دهههای گذشته سابقه طولانی در تحریم، فشار سیاسی، مداخلات نظامی و بیثباتسازی منطقه داشته، تلاش میکند تصویری متفاوت از واقعیت ارائه دهد و مسئولیت پیامدهای اقدامات خود را به طرف مقابل نسبت دهد.
این عملیات رسانهای با بهرهگیری از شبکههای اجتماعی، ظرفیت رسانههای وابسته و برخی جریانهای سیاسی دنبال میشود؛ جریانی که تلاش دارد با برجستهسازی روایتهای خاص، اصل موضوع یعنی آغازگری تجاوز و نقض تعهدات را به حاشیه براند.
در این میان، حفظ انسجام داخلی اهمیت دوچندان پیدا میکند. تجربه تاریخی نشان داده است که دشمنان زمانی بیشترین فشار را وارد میکنند که احساس کنند جامعه هدف دچار شکاف، تردید یا فرسایش روحی شده است.
هدف جنگ ترکیبی، تنها آسیب زدن به زیرساختها یا توان نظامی نیست؛ بلکه کاهش اعتماد عمومی، تضعیف روحیه مقاومت و ایجاد اختلاف در داخل کشور نیز بخشی از این راهبرد است.
از همین منظر، جامعه در برابر این حجم از عملیات روانی نیازمند هوشمندی رسانهای است. هر خبر، تحلیل یا موضعگیری باید با دقت و در نظر گرفتن اهداف پشت پرده آن بررسی شود؛ چراکه در جنگ روایتها، گاهی یک برداشت نادرست میتواند به اندازه یک اقدام میدانی اثرگذار باشد.
موضوع دیگری که در این میان مطرح میشود، مسئله صلح و امنیت پایدار است. تجربه تاریخی بسیاری از کشورها نشان داده است که امنیت پایدار نه از مسیر عقبنشینی در برابر فشارها، بلکه از مسیر حفظ قدرت، افزایش توان بازدارندگی و تکیه بر ظرفیتهای داخلی به دست میآید.
قدرتهای بزرگ معمولاً زمانی پای میز مذاکره با احترام حاضر میشوند که طرف مقابل از توان دفاع از منافع خود برخوردار باشد. در مقابل، ضعف و عقبنشینی یکطرفه میتواند طرف مقابل را به طرح مطالبات بیشتر و افزایش فشارها ترغیب کند.
امروز منطقه در شرایطی قرار دارد که هر تصمیم و هر موضعگیری میتواند بر معادلات آینده اثرگذار باشد. در چنین فضایی، علاوه بر آمادگی نظامی، مدیریت افکار عمومی، تقویت امید اجتماعی و حفظ وحدت ملی از مهمترین الزامات عبور از بحرانهاست.
جنگ روایتها شاید به اندازه میدان نظامی دیده نشود، اما اثرگذاری آن کمتر از موشک و تجهیزات جنگی نیست. در این میدان، ملتی موفق خواهد بود که علاوه بر قدرت دفاع از سرزمین خود، توان دفاع از حقیقت و روایت درست وقایع را نیز داشته باشد.