تضمین شیطان توسط شیطان!

به عبارتی بهتر، ژوزف عون از اصلیترین حامی اشغالگران صهیونیست خواسته است تا پایبندی تل آویو به خروج از خاک لبنان را “تضمین” کنند! این مسئله به خودی خود نشان میدهد که اصالت تفاهم منعقد شده میان بیروت، تلآویو و واشنگتن به لحاظ حقوقی به اندازهای مخدوش است که حتی امضاکننده لبنانی آن، کمترین امیدی نسبت به اجرایی شدن همان سند ننگین نیز ندارد!
ژوزف عون این قاعده مسلم را فراموش کرده که اصلیترین عامل تضمین کننده خروج واقعی رژیم صهیونیستی از لبنان، نه تضمین دولت ترامپ بلکه حفظ موجودیت و سلاح مقاومت است. هیچ عاملی جز دفاع مسلحانه از سرزمین لبنان، منجر به عقب نشینی دشمن صهیونیستی از این کشور نخواهد شد.
از سوی دیگر، اساساً امکان ندارد دونالد ترامپ به مهره بازی خود در کاخ بعبدا (ژوزف عون) کمترین تضمینی در خصوص خروج رژیم صهیونیستی از خاک لبنان بدهد!
پذیرش تضمین دولت سرکش آمریکا به سود رژیم اشغالگر صهیونیستی (آن هم در پروندهای حساس مانند لبنان) مصداق نوعی ورود آگاهانه به چرخه ناامنی، بیثباتی و وابستگی است. در منطق سیاست بینالملل، تضمین زمانی معنا پیدا میکند که تضمینکننده از حداقلی از مشروعیت، مسئولیتپذیری، پایبندی به قواعد و بیطرفی نسبی برخوردار باشد.
اما هنگامی که خودِ تضمینکننده، کارنامهای مملو از تجاوز، اشغال، نقض تعهدات و یکجانبهگرایی دارد، تضمین او بیش از آنکه عامل امنیت باشد، به ابزاری برای تحمیل اراده، گسترش نفوذ و بازتولید بحران تبدیل میشود. مهمترین مخاطره چنین تضمینی، فروکاستن امنیت ملی لبنان به اراده و محاسبات آمریکاست که اساساً منافع خود را بر هر اصل و تعهدی مقدم میداند. دولت سرکش، تضمین را نه به عنوان یک تعهد اخلاقی یا حقوقی، بلکه به مثابه اهرم نفوذ سیاسی و امنیتی علیه بیروت و منطقه بهکار میگیرد.
در این وضعیت، کشور پذیرنده تضمین یعنی لبنان رسما قدرت تصمیمگیری مستقل خود را از دست میدهد و در موضوعات کلیدی، از سیاست خارجی تا ترتیبات دفاعی و منطقهای، ناگزیر میشود صرفا ملاحظات تضمینکننده را در اولویت قرار دهد. این همان نقطهای است که تضمین، از یک ابزار حمایتی ظاهری به مکانیسم محدودسازی و متعاقبا نابودی حاکمیت ملی لبنان تبدیل میشود.
در چنین شرایطی خشم غیرتمندانه حزب الله و دیگر گروههای مقاومت در لبنان نسبت به تفاهم ننگینی که دولت نواف سلام با واشنگتن و تل آویو منعقد ساخته، کاملا مشروع و قابل درک است. بدون شک مقاومت لبنان و منطقه، زیر بار مشروعیتبخشی به اشغالگری و توحش صهیونیستها و آمریکا نخواهد رفت.
وقتی دولت لبنان تضمین آمریکا را میپذیرد، عملاً این پیام را مخابره میکند که میتوان از مسیر زور، اشغال، تهدید و نقض قواعد بینالمللی، به جایگاه تضمینکننده امنیت دیگران رسید. این امر نه تنها از منظر اخلاق سیاسی و حقوق بینالملل زیانبار است، بلکه به تضعیف هنجارهای استقلال، برابری حاکمیتها و رد مداخلهگری نیز منجر میشود.
هرچند کمترین امیدی در خصوص درک این واقعیت مطلق توسط دولت غربگرای لبنان وجود ندارد.