یادداشت| راهبرد عبور از جنگ ایدئولوژیک آخرالزمانی

پس از حوادث جنگ غدیر (خرداد1404) و به خصوص رمضان (اسفند 1404)که به شهادت قائد شهید امت و تعدادی از فرماندهان و شهروندان بیگناه ملت ایران منجر شد خواست امام سیدمجتبی خامنهای همصدا با ملت، انتقام و قصاص جنایتکاران بوده و هست لذا ما باید همزمان به طرح و نقشهکشی و اقدامات عملیاتی در حوزههای مختلف و افراد گوناگون بپردازیم.
متاسفانه در نظام تصمیمگیری کشور باوجود تاکیدات مکرر قائد شهید امت مبنی بر شناخت دوست و دشمن و اتخاذ تدابیر از پیش و اقدام بهموقع شاهد رفتارهای مقطعی و نقطهای وفاقد جهتگیری کلی در نسبت با دوستان و دشمنان در داخل، منطقه و نظام بین الملل بودیم که ذکر جزئیات ما را از موضوع اصلی دور میکند.
ماهیت اندیشه مدرن غربی دکارتی است که با جمله معروف “من می اندیشم پس هستم” هم انسان غربی را فاعل شناسا معرفی نموده و هم جهان را سوژه کرده و هم از دیگری غیریتسازی کرده، لذا این اندیشه نه تنها با دیگری گفتگو نمیکند بلکه درون خود نیز به دلیل ماهیت نیهیلیستیک به نفی و حذف رقبای درون پارادایمی پرداخته و جنگ جهانی اول و دوم و سرد موید این است. همچنین تقابل با روسیه و چین در دکترین آمریکا وغرب اثبات این ادعاست چه برسد به جمهوری اسلامی که پارادایمی مستقل دارد.
پیشتر اشاره کردیم که آمریکاییها از دکترین ” مرد دیوانه” برای دومین بار در 70 سال گذشته استفاده کردند و رژیم کودککش نیز با جمهوری اسلامی وارد جنگ پینگ پونگی شده که طبیعتا آنها نیز دکترین خود را دارند. همواره پلکانی ترور کردند تا ما واکنشی و انفعالی باشیم در حالیکه آمریکاییها با آنها تقسیم کار کردند به نحوی که آنها نیز پس از جنگ رمضان از حرکت کل به جز رفتند. یعنی به جای جنگ تمام عیار نظامی مثل رمضان در یک جنگ ترکیبی به پلنهای مختلفی میپردازند: حک بانکها، ترور، ایجاد ناامنی در شرق، تحریک تجزیه طلبها، تحریک برخی همسایهها، استفاده از خاک کشورهای عربی (عربستان، امارات، اردن، قطر، بحرین، کویت و آخرعمان).
آمریکاییها به اسم آتشبس با تمرکز بر مناطق جنوب به عنوان تولید کننده نفت و شریانهای اقتصادی به دنبال ایجاد بحران برای ایران هستند لذا با پرواز پهپاد و هواپیما به دنبال تست وضعیت راداری و پدافند ایراناند تا پس از واکنش ایران مجددا به زدن رادارها، پدافند، پایگاه و شهر موشکی(نقطه پرتاب موشکها) و مناطق نفتی و صد البته شهروندان بیگناه (هم باهدف انتقام هم باهدف ناراضی کردن مردم) میپردازند. به عبارتی نقطه به نقطه به شکل مقطعی به دنبال اهداف و خطی به دنبال تضعیف قدرت ایران هستند و از آن سو رژیم کودککش به دنبال ضعیف کردن مقاومت در لبنان و همین روند در عراق با خلع سلاح مقاومت.
اما ما باید از وضعیت انفعالی و تدافعی بیرون بیاییم و از شکل واکنشی خارج شویم. چرا که در این حالت زمان و مکان حمله را آنان تعیین میکنند، همینطور سطح درگیری را آنان مدیریت میکنند به نحوی که شروع کننده و پایاندهنده باشند. پس از انجام عملیاتهای مد نظر و حمله احتمالی ایران در همان سطح آنان پایان عملیات را اعلام میکنند و باز وارد ترمیدور جنگ، مذاکره، آتش بس (که از قضا بسیاری از برنامههایشان در همین برهه زمانی اجرا و اقدام میشود) میشویم.
با توجه به شناختی که دکترین آمریکا ورژیم کودککش داریم و همکاری کشورهای کوچک عربی منطقه در این جنگ با ما خصومتشان مسجل است طبق قوانین بین المللی ما حق دفاع از خود را داریم و با توجه به تکرار این وضعیت به مسئولان جمهوری اسلامی یادآوری میکنیم که تداوم مماشات با دشمن و همکاران آنان در منطقه به تکرار حوادث تلخ پیش آمده منجر میشود. دشمن با شرکای استراتژیک خود از همه خط قرمزها عبور کرده، پس مانیز باید هزینه کار آنان را بالا ببریم.
نگارنده پیشنهاد میکند تمامی پایگاه های سیاسی آمریکایی در منطقه خنثی گردد، تنگه هرمز نه تنها باید بسته بماند بلکه ما نیز باید از ظرفیت تمدنی و خط مقاومت برای ایجاد بحران برای نظم غربی استفاده کنیم وتنگه باب المندب نیز بسته شود؛ به نحوی که باز کردن هر دو تنگه باید ماهها طول بکشد و به ایجاد بحران انرژی برای آنان دامن بزند تا فشار مردم کشورشان آنان را از اتخاذ رویکرد خصمانه منع کند. همچنین خروج از ان پی تی باید عملیاتی شود. همچنین پیگیری حقوقی از نهادهای بین المللی برای دریافت غرامت از متحدین دشمن و محاکمه سران سیاسی آنها، توقیف کشتیها ودارایی های آنان در خلیج فارس نیز امکان پذیر است.
در کل وحدت استراتژیک با بهره گیری از نقاط ژئوپلتیک و رویکرد واحد و مشخص توسط افراد و مجموعههای مختلف در جمهوری اسلامی و استفاده از ظرفیتهای جبهه مقاومت و نظام بین الملل و کشورهای دوست در برابر این جنگی که رنگ وبوی آخرالزمانی گرفته و ایدئولوژیک گشته امری است اجتناب ناپذیر که برای تحقق حق ملت ایران و انتقام و قصاص جنایتکاران و رسیدن به تمدن مهدوی ضرورتی است انکار ناپذیر که شرط عملی شدن موارد مذکور در گرو نکات بیان شده است.