تداوم یک عهد؛ از بیعت تا تثبیت راهبرد مقاومت

پاسخ رهبر انقلاب به حزب الله برخلاف روایت دشمن از انتقال رهبری در ایران، روایت ثبات، استمرار و انسجام است.
به‌گزارش گروه امام و رهبری خبرگزاری تسنیم، مهدی شکیبایی کارشناس ارشد بین‌الملل و رئیس فرهنگسرای رسانه در یادداشتی با عنوان «تداوم یک عهد؛ از بیعت تا تثبیت راهبرد مقاومت» نوشت: انتشار پاسخ رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، به پیام بیعت دبیرکل حزب‌الله لبنان، اگرچه بیش از چهار ماه پس از ارسال نامه جناب شیخ نعیم قاسم صورت گرفت، اما از منظر راهبردی، صرفاً پاسخ به یک پیام تبریک نبود؛ بلکه تثبیت یک معادله سیاسی ـ امنیتی و ارسال چندین پیام هم‌زمان به بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای بود.

پاسخ رهبر معظم انقلاب به نامه بیعت دبیرکل و رزمندگان حزب‌الله لبنان

نامه شیخ نعیم قاسم دبیرکل حزب الله لبنان که تنها یازده روز پس از شهادت آقای شهید ایران آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای اعلی الله مقامه و چند روز پس از انتخاب رهبر جدید انقلاب اسلامی نگاشته شد، بیش از آنکه یک پیام تشریفاتی باشد اعلام استمرار یک پیمان تاریخی بود. در این نامه، حزب‌الله نه از آغاز رابطه‌ای جدید، بلکه از تداوم همان عهدی سخن گفت که پیش‌تر با امام خمینی(ره) و آیت‌الله خامنه‌ای (ره)بسته بود. این ادبیات نشان می‌دهد که در نگاه حزب‌الله، پیوند با جمهوری اسلامی، پیوندی شخص‌محور نیست؛ بلکه رابطه‌ای مبتنی بر یک مکتب، یک آرمان و یک منظومه فکری است.

در مقابل، پاسخ رهبر انقلاب نیز دقیقاً بر همین نقطه تأکید دارد. ایشان ضمن تجلیل از جایگاه حزب‌الله به عنوان «پیشگام گروه‌های جهادی»، از ادامه خط‌مشی رهبر شهید انقلاب در حمایت از مقاومت سخن می‌گویند. این عبارت، مهم‌ترین پیام راهبردی این نامه است؛ یعنی انتقال رهبری در ایران، کوچک‌ترین خللی در سیاست کلان جمهوری اسلامی نسبت به جبهه مقاومت ایجاد نکرده و نخواهد کرد.

اما شاید مهم‌ترین بخش این پیام، جمله‌ای باشد که برای نخستین‌بار به‌صورت رسمی، یک مطالبه مشخص جمهوری اسلامی را در قبال تحولات لبنان بیان می‌کند؛ اینکه «حفظ تمامیت ارضی لبنان و رفع کامل و بدون قید و شرط تجاوز رژیم صهیونیستی»، شرط نخست هرگونه تفاهم درباره پایان جنگ تحمیلی است. این گزاره، از یک سو حمایت ایران از لبنان را از سطح مواضع اخلاقی به سطح یک راهبرد سیاسی ارتقا می‌دهد و از سوی دیگر، چارچوبی روشن برای آینده تحولات منطقه ترسیم می‌کند.

از منظر رسانه‌ای نیز زمان انتشار این پاسخ قابل توجه است. فاصله چندماهه میان نامه و پاسخ، که به احتمال زیاد با ملاحظات امنیتی و حفاظتی رهبر جدید مرتبط بوده، موجب شد انتشار این پیام در مقطع کنونی، خود به یک رویداد رسانه‌ای مستقل تبدیل شود. در شرایطی که دشمنان تلاش داشتند انتقال رهبری در جمهوری اسلامی را با روایت‌هایی از تزلزل، ابهام یا گسست همراه کنند، این پاسخ عملاً روایت دیگری را تثبیت کرد؛ روایت ثبات، استمرار و انسجام.

همچنین ادبیات به‌کاررفته در این نامه، سرشار از مفاهیم قرآنی، ارجاع به سنت جهاد و تکریم مردم لبنان است. این موضوع نشان می‌دهد که در نگاه رهبر جدید انقلاب، مقاومت صرفاً یک سازمان نظامی نیست، بلکه یک جریان اجتماعی و مردمی است که پایداری آن بر دوش ملت‌های مقاوم استوار است.

این مکاتبه را باید فراتر از یک تبادل پیام میان تهران و بیروت ارزیابی کرد. این دو نامه، سندی از استمرار گفتمان مقاومت در دوران جدید، تجدید بیعت یک جریان اثرگذار منطقه‌ای با رهبری جمهوری اسلامی، و اعلام رسمی تداوم سیاست‌های راهبردی ایران در حمایت از محور مقاومت است. به همین دلیل، اهمیت این رویداد نه در متن دو نامه، بلکه در پیام‌های سیاسی، امنیتی و رسانه‌ای نهفته در میان سطور آن است؛ پیام‌هایی که هم برای دوستان اطمینان‌بخش است و هم برای دشمنان، حامل این واقعیت که تغییر اشخاص، به معنای تغییر مسیر جبهه مقاومت نخواهد بود.

©‌ وبانگاه، خبرگزاری تسنیم

دکمه بازگشت به بالا