رسانه ملی؛ سنگر جنگ روایتها، نه سیبل تسویهحسابهای سیاسی

امروز صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران تنها یک شبکه تلویزیونی یا رادیویی نیست؛ بلکه مهمترین قرارگاه رسانهای کشور در برابر جبههای است که با صدها شبکه ماهوارهای، هزاران رسانه برخط، ارتشهای سایبری و سرمایهگذاریهای چند میلیارد دلاری، تلاش میکند افکار عمومی ایران را تحت تأثیر قرار دهد. در چنین میدانی، هرگونه قضاوت درباره عملکرد رسانه ملی باید با شناخت دقیق از مختصات این نبرد صورت گیرد.
قائد شهید امت بارها از جهاد تبیین به عنوان یک فریضه قطعی و فوری یاد کردهاند و رسانهها را از مهمترین ابزارهای تحقق این مأموریت دانستهاند. بطوریکه معظم له تأکید کردهاند: “امروز دشمن با جنگ نرم و جنگ شناختی به میدان آمده است.” در چنین شرایطی، طبیعی است که رسانه ملی بخش قابل توجهی از ظرفیت خود را برای مقابله با عملیات روانی دشمن، خنثیسازی شایعات، روشنگری و تقویت روحیه عمومی جامعه به کار گیرد.
امام خمینی(ره) نیز سالها پیش جایگاه صداوسیما را با تعبیر ماندگار “دانشگاه عمومی” تبیین کردند؛ دانشگاهی که باید انسانساز، فرهنگساز و هدایتگر جامعه باشد. این نگاه نشان میدهد که رسانه ملی صرفاً یک رسانه خبری نیست، بلکه نهادی راهبردی در حفظ هویت، فرهنگ، امنیت ملی و استقلال کشور محسوب میشود.
نگاهی به عملکرد رسانه ملی در حوادث و بحرانهای سالهای اخیر نیز نشان میدهد که این سازمان در بسیاری از مقاطع حساس توانسته نقش تعیینکنندهای در مدیریت افکار عمومی ایفا کند. از پوشش حوادث امنیتی و مقابله با روایتسازی رسانههای معاند گرفته تا تبیین ابعاد جنگ ترکیبی دشمن، انعکاس دستاوردهای علمی، دفاعی و فناوری کشور، روایت مقاومت مردم در بحرانها، پوشش گسترده انتخابات، حضور میدانی در حوادث طبیعی و همچنین اطلاعرسانی در مقاطع حساس منطقهای، همگی بخشی از مأموریتی است که رسانه ملی بر دوش داشته است.
در جریان جنگ شناختی، هدف اصلی رسانههای معاند، ایجاد یأس، بیاعتمادی، دوقطبیسازی و شکاف میان مردم و حاکمیت است. صداوسیما در برابر این پروژه، تلاش کرده با تولید محتوا، گفتوگوهای تخصصی، برنامههای تحلیلی و پوشش میدانی، روایت رسمی کشور را به افکار عمومی منتقل کند. بیتردید این مسیر خالی از خطا نیست و هیچ رسانهای را نمیتوان مصون از اشتباه دانست، اما نادیده گرفتن این حجم از فعالیت و تقلیل عملکرد رسانه ملی به چند برنامه یا چند مجری، داوری منصفانهای نخواهد بود.
البته حمایت از رسانه ملی به معنای مصون دانستن آن از نقد نیست. اتفاقاً رسانهای که خود مطالبهگر شفافیت و پاسخگویی است، باید بیش از دیگران پذیرای نقدهای کارشناسی باشد. ارتقای کیفیت برنامهها، افزایش تنوع دیدگاهها، تقویت گفتوگوهای تخصصی، بهرهگیری از نیروهای خلاق و جوان، توجه بیشتر به مطالبات مردم و پرهیز از هرگونه رفتار سلیقهای، از جمله مطالباتی است که میتواند به افزایش سرمایه اجتماعی رسانه ملی کمک کند.
در عین حال، نباید فراموش کرد که رسانه، بهویژه در شرایط حساس کشور، صرفاً یک بازیگر سیاسی نیست. رسانه مسئولیت دارد همه ابعاد منافع ملی را در نظر بگیرد؛ منافعی که شامل امنیت ملی، انسجام اجتماعی، امید عمومی، حفظ اقتدار کشور، اعتماد مردم و تقویت سرمایه اجتماعی نظام است. اگر نقدی مطرح میشود، باید در چارچوب همین منافع و با هدف اصلاح باشد، نه به گونهای که خوراک تبلیغاتی برای دشمنان ایران فراهم کند یا به تضعیف ارکان کشور بینجامد.
امروز بیش از هر زمان دیگر، ایران نیازمند همافزایی همه ظرفیتهای رسانهای است. صداوسیما، رسانههای مکتوب، خبرگزاریها، رسانههای برخط و فعالان فضای مجازی، هر یک مسئولیتی در قبال افکار عمومی دارند. اختلاف نظر و نقد، لازمه حیات رسانهای است، اما این اختلافها نباید اصل منافع ملی و مصالح کشور را تحتالشعاع قرار دهد.
رسانه ملی نیز همچون سایر نهادهای کشور باید همواره در مسیر اصلاح، نوآوری و افزایش اعتماد عمومی حرکت کند؛ اما این اصلاح، زمانی ثمربخش خواهد بود که بر پایه انصاف، واقعبینی و درک صحیح از شرایط جنگ شناختی علیه ملت ایران صورت گیرد. در میدان نبرد روایتها، آنچه بیش از همه اهمیت دارد، حفظ انسجام ملی، دفاع از حقیقت و صیانت از منافع ایران اسلامی است؛ هدفی که باید فصل مشترک همه رسانهها، مسئولان و دلسوزان کشور باشد.
امروز دشمنان جمهوری اسلامی بیش از آنکه به دنبال شکست نظامی ایران باشند، به دنبال فروپاشی سرمایه اجتماعی، ایجاد بیاعتمادی عمومی و تخریب نهادهای اثرگذار کشور هستند. یکی از اصلیترین اهداف این پروژه، رسانه ملی است؛ زیرا صداوسیما تنها رسانه فراگیر کشور است که در بزنگاههای حساس، روایت رسمی جمهوری اسلامی را به میلیونها مخاطب داخلی و خارجی منتقل میکند. طبیعی است که هرچه اعتبار این رسانه نزد افکار عمومی کاهش یابد، میدان برای روایتسازی رسانههای وابسته به بیگانگان بازتر خواهد شد.
امام شهید امت بارها هشدار دادهاند که امروز دشمن با جنگ شناختی وارد میدان شده است؛ جنگی که هدف آن تغییر محاسبات مردم، ایجاد یأس، دوقطبیسازی و سلب اعتماد عمومی است. در چنین میدانی، تضعیف رسانه ملی، خواه ناخواه در راستای همان پروژهای قرار میگیرد که اتاقهای فکر دشمن سالها برای آن برنامهریزی کردهاند.
همانطور که بیان شد، هیچکس مدعی نیست که صداوسیما بینقص است و رسانه ملی نیز باید همواره در معرض نقد کارشناسانه، اصلاح ساختارها، ارتقای کیفیت برنامهها و افزایش سرمایه اجتماعی قرار داشته باشد؛ اما میان نقد اصلاحگر و تخریب سرمایه ملی فاصلهای جدی وجود دارد. نقدی که به بهبود عملکرد بینجامد، ارزشمند است، اما هجمهای که اصل اعتبار رسانه ملی را هدف قرار دهد، در نهایت بیش از آنکه به اصلاح کمک کند، خوراک تبلیغاتی برای رسانههای معاند فراهم میآورد.
نباید فراموش کرد که صداوسیما، رسانه یک دولت، یک قوه یا یک جناح سیاسی نیست. بر اساس قانون اساسی، این سازمان رسانه جمهوری اسلامی ایران است؛ رسانهای که مأموریت آن پاسداری از هویت ملی، ارزشهای اسلامی، انسجام اجتماعی، منافع عمومی و امنیت ملی است. تغییر دولتها، مجالس و سلیقههای سیاسی، مأموریت صداوسیما را تغییر نمیدهد. این رسانه باید فراتر از رقابتهای جناحی حرکت کند و صدای ملت ایران باشد؛ نه تریبون یک جریان سیاسی و نه ابزار رقابتهای زودگذر.
کارکرد رسانه ملی نیز صرفاً به پوشش اخبار محدود نمیشود. در بحرانهای امنیتی، حوادث طبیعی، انتخابات، مقابله با شایعات، دفاع از دستاوردهای علمی و فناوری، تبیین سیاستهای کلان کشور و مقابله با عملیات روانی دشمن، صداوسیما بارها نقش تعیینکنندهای در مدیریت افکار عمومی ایفا کرده است. اگر امروز رسانههای معاند با صرف هزینههای هنگفت، بخش مهمی از توان خود را صرف تخریب صداوسیما میکنند، این خود نشاندهنده اهمیت و اثرگذاری این رسانه در معادلات جنگ روایتهاست.
بنیانگذارکبیر انقلاب اسلامی، حضرت امام خمینی(ره) صداوسیما را دانشگاه عمومی نامیدند؛ تعبیری که نشان میدهد این رسانه صرفاً یک ابزار اطلاعرسانی نیست، بلکه نهادی برای فرهنگسازی، آموزش، ارتقای آگاهی عمومی و هدایت جامعه است. چنین نهادی باید تقویت شود، اصلاح شود و از ظرفیتهای آن برای افزایش همبستگی ملی بهره گرفته شود، نه آنکه اعتبارش در کشاکش منازعات سیاسی آسیب ببیند.
در عین حال، این مسئولیت متوجه خود رسانه ملی نیز هست که بیش از پیش بر عدالت رسانهای، انعکاس دیدگاههای متنوع در چارچوب قانون، توجه به مطالبات مردم، پرهیز از نگاههای سلیقهای و حفظ بیطرفی حرفهای تأکید کند. رسانه ملی هرچه بیشتر به مردم نزدیک شود و اعتماد عمومی را تقویت کند، موفقتر خواهد بود.
بنابراین امروز بیش از هر زمان دیگری، همه رسانهها، مسئولان و فعالان سیاسی باید بدانند که منافع ملی بر هر منفعت جناحی مقدم است. اختلافنظرها نباید به گونهای بیان شود که به سرمایههای راهبردی کشور لطمه بزند. صداوسیما متعلق به همه مردم ایران است؛ رسانهای فراجناحی، که در خدمت مردم، نظام، انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران است و همزمان با حفظ روحیه نقدپذیری، از تبدیل شدن به میدان نزاعهای سیاسی و بسترسازی برای سوءاستفاده دشمنان جلوگیری می کند.
آنچه باید معیار قضاوت درباره رسانه ملی باشد، میزان پایبندی آن به مصالح کشور، حفظ وحدت ملی، تقویت امید اجتماعی، دفاع از حقیقت و صیانت از منافع جمهوری اسلامی ایران است؛ زیرا در میدان جنگ روایتها، تضعیف رسانه ملی، تنها یک رسانه را هدف قرار نمیدهد، بلکه یکی از مهمترین ابزارهای دفاع نرم جمهوری اسلامی را نشانه میگیرد.
نائبعلی هداوند، کارشناس رسانه