مقاومت در برابر ماشین جنگی آمریکا، ضرورت یا انتخاب؟

در این باره توجه به پاسخ رهبر انقلاب حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای، به نامه اعلام بیعت و وفاداری دبیرکل و رزمندگان مؤمن و شجاع حزبالله دارای اهمیت است. این پیام حاوی یک عبارت بنیادین است: «امروز که ملّتهای جهان از ظلم و بیداد دشمنان جنایتکار و نابودکنندهی حرث و نسل به ستوه آمدهاند، راهی جز جهاد و مقاومت، پیشرو نمانده است…». برای درک این پیام و آن ضرورت تاریخی که مقاومت را ناگزیر میکند، لازم است روندی را که به این نقطه انجامید، بازخوانی کنیم. در این میان باید توجه داشت که این ملت جنگ را برنگزید، بلکه جنگ بر او تحمیل شد.
پاسخ رهبر معظم انقلاب به نامه بیعت دبیرکل و رزمندگان حزبالله لبنان
درباره سناریوی از پیش طراحیشدهی تحریم، جنگ ادراکی و شورش خیابانی
دشمن در سالهای منتهی به جنگ بهخوبی میدانست که رویارویی مستقیم با قدرتی منطقهای با عمق استراتژیک، هزینهای سنگین در پیخواهد داشت. از اینرو راهبرد فرسایش ترکیبی و فروپاشی از درون را بر دو بازوی درهمتنیده بنا نهاد.
نخست، تحریمهای فلجکنندهی اقتصادی،
دوم، جنگ ادراکی و شناختی.
در نظریههای نوین ارتباطات و جنگ شناختی، آنچه اهمیت مییابد واقعیت بهخودیخود نیست، بلکه نحوهی ادراک افکار عمومی از آن واقعیت است. دشمن کوشید با فشار اقتصادی سهمگین، پدیدهای را در جامعه پدید آورد که در جامعهشناسی به محرومیت نسبی شهرت دارد. تد رابرت گر نظریه پردازی است که تاکید میکند همین محرومیت نسبی عامل اصلی شورشها است.
ماشین رسانهای دشمن این محرومیت را یکسره به ناکارآمدی دولت فروکاست تا نقش تحریمهای فلج کننده آمریکایی را از انظار پنهان کند. حاصل این دستکاری ادراکی، کاهش موقت سرمایهی اجتماعی حکومت و شکلگیری اقلیتی پرسروصدا و افراطی بود که به نوعی سندرم استکهلم جمعی مبتلا شدند و به دشمن و قاتل ملت خود اعتماد کردند و دولت خویش را مسبب مشکلات پنداشتند. همین نیرو بود که در روزهای منتهی به جنگ، در 18 و 19 دی در خیابانها آشوب برپا کرد تا زمینه را برای حمله ارتش متجاوز فراهم سازد.
رستاخیز میهنی و فروپاشی توهم پیروزی دشمن
با این همه، جامعهشناسی جوامع برخوردار از هویت تاریخی و مذهبی نشان میدهد که معادلات خطی غرب همواره در برابر مؤلفههای تمدنی این جوامع ناکام میمانند. ایستادگی و شهادت مظلومانهی رهبر و فرماندهان نظامی و مسئولین سیاسی در این نبرد نابرابر، همچون شوکی بر پیکرهی جامعه عمل کرد. اینجا بود که پدیدهای که در روانشناسی سیاسی به اثر اجتماع حول پرچم شناخته میشود، رخ نمود. آن بخش از تودهی مردم که زیر بمباران رسانهای دچار تردید شده بودند، با دیدن خون ریختهشدهی خدمتگزارانشان در تقابل با دشمنی آشکار، در نگرششان نسبت به نظام اسلامی بازنگری کردند. مرزهای دوست و دشمن که در غبار جنگ ادراکی محو شده بود، بار دیگر با خون شهدا ترسیم شد.
ابرقدرت متجاوز، بر پایهی اشتباه محاسباتی، میپنداشت که با آغاز جنگ نظامی و فعالسازی آن اقلیت مسحورشده در خیابان، ساختار کشور ظرف چند روز فرومیریزد. اما خروش شبانه و میلیونی اکثریت مردم در دفاع از وطن، این محاسبه را به بایگانی تاریخ سپرد. آحاد جامعه با حضور خود سدی در برابر فروپاشی خیابان ایجاد کردند و توامان در میدان رزم نیز نیروهای مسلح توانستند ضربات نظامی سنگینی به توان تهاجمی آمریکا وارد سازند، بهگونهای که ماشین جنگی متجاوز آسیب جدی ببیند و هیمنه نمادین آن در جهان دچار خدشه شود.
جنگ عادلانه یا جنگطلبی؟
اکنون که جنگ در فاز تقابل و ضربات نظامی ادامه دارد، همینجاست که ماشین جنگ ادراکی دشمن زخمخورده، با رویکردی فرافکنانه، دفاع و مقاومت مشروع ما را به جنگطلبی متهم میکند. دشمنی که با بمبافکن به قصد تجزیه ایران و غارت انرژی حمله کرده، ملتی را که در حال دفع تجاوز اوست، در رسانههای فارسی زبان خود جنگطلب میخواند.
باید این حقیقت تاریخی را بهروشنی بیان کرد که این ملت در پی جنگ نبود. منطق روابط بینالملل گواه است که کشوری که برای نشاندادن حسننیت خویش پذیرفته بود سطح غنیسازی هستهایاش را برای مدتی طولانی به صفر برساند، تمام مسیرهای مسالمتآمیز و دیپلماتیک را پیموده است. دشمن تمامیتخواه، این انعطاف را نشانهی ضعف پنداشت و جنگ را با آرزوی پیروزی مطلق آغاز کرد.
بر پایهی نظریهی جنگ عادلانه که متفکرانی چون مایکل والزر بر آن تأکید دارند، توسل به زور تنها زمانی توجیه اخلاقی مییابد که برای دفاع از خود و بهعنوان آخرین راه در برابر تهاجمی وحشیانه صورت گیرد. حملات نظامی نیروی دفاعی ایران، نه توسعهطلبی سرزمینی است و نه اشغالگری، بلکه پاسخی متناسب برای بازگرداندن موازنهی بازدارندگی و ثبات به سرزمینی است که استکبار در پی تکهتکهکردن آن بود. پر واضح است که آنکه به سوی متجاوز به خانهاش شلیک میکند، جنگ طلب نیست؛ مدافع است. این را متاسفانه برخی جریانهای سیاسی داخلی همراهی کننده با جنگ ادراکی دشمن نمیفهمند.
مقاومت بهمثابه ضرورت تاریخی
در دل این کارزار پیچیده است که پیام رهبر شهید معنا مییابد. ایشان با ارجاع به مفهومی قرآنی که مصداق بارز آن، آمریکا است، این دشمن را نابودکنندهی حرث و نسل خواندند؛ یعنی نابودکنندهی زیرساختهای اقتصادی، منابع طبیعی، خانواده و نسل انسانها.
عبارت راهی جز جهاد و مقاومت پیش رو نمانده است، توصیفی دقیق و نه شعاری از یک جبر ژئوپلیتیک است. در مکتب نئورئالیسم روابط بینالملل، آنگونه که کنت والتز تبیین میکند، در نظامی آنارشیک که قدرت برتر قصد نابودی طرف مقابل را دارد، هیچ دادگاه، قانون بینالمللی یا دیپلماسی موقتی نمیتواند بقا را تضمین کند، مگر تولید توازن قدرت و بازدارندگی عملی. در برابر دشمنی که نرمش را پلهای برای تجاوز میداند، راهی جز ایستادگی همهجانبه باقی نمیماند.
مردمی که در خیابانها ایستادند تا حامی اقدامات دفاعی نظامیان خود باشند، برخلاف روایت رسانههای بیگانه، عاشقان جنگ نبوده و نیستند، بلکه آگاهترین افراد به ضرورت دردناک این دفاع بودند. آنان دریافتهاند که صلح خیالی زیر سایهی تسلیم، به معنای اسارت ابدی و نابودی آیندهی نسلهاست.
در رویکرد دورکیمی علوم اجتماعی، باور جمعی و آرمانهای مشترک الهی به شکلگیری جوشش جمعی میانجامد؛ همین انرژی ایمان به حقانیت مسیر بود که به سرباز و شهروند مدافع توان بخشید تا در برابر بزرگترین ابرقدرت جهان بایستد و محاسبات مادی آن را برهم زند.
سخن آخر
دفاع ملی، پاسداری از موجودیت یک تمدن در برابر توحش مدرن است. این ماشین تبلیغاتی و نظامی آمریکا بود که از بستر مطالبات داخلی سوءاستفاده کرد و برای تجزیه و دستاندازی بر ثروت ملی این سرزمین، دست به تجاوز نظامی زد. متهمکردن نیروهای نظامی و مردمان آگاه کف خیابان به خشونتطلبی و جنگ طلبی، تلاشی ناکام از سوی استعمارگری است که طعم تلخ بازدارندگی ما را در میدان چشیده و از دستیابی به اهداف اشغالگرانهاش بازمانده است.
امروز که گزینههای مدارا در برابر توحش بیمرز دشمن بسته شده، هر پاسخی که به سوی مقر متجاوز روانه میشود، دفاعی از حق حیات ایرانیان است و هر کس که به دفاع از کیان خود به میدان میآید، پرچمدار صلحی است که در پس پیروزی مجاهدانه در انتظار ملت است. چنانکه رهبر انقلاب فرمودند، در مقابله با قاتلان بشریت، ایستادگی، یک ضرورت تاریخی، اخلاقی و الهی برای رسیدن به فجر ظفر است.
تداوم یک عهد؛ از بیعت تا تثبیت راهبرد مقاومت
پیام راهبردی و معیار رهبر معظم انقلاب؛استقامت تا رفع کامل اشغال لبنان