خاطرات رهبر شهید از سفر خانوادگی پنهانی به عتبات

رهبر شهید پیادهروی اربعین را از منسکی بومی به آیینی جهانی تبدیل کرد
رهبر شهید انقلاب اسلامی در بخشی از خاطرات خود، روایت جالبی را از سفر خانوادگی پنهانی و پرماجرایشان به عتبات مقدسه در دوره پهلوی مخلوع نقل میکنند و در اینباره میگویند: «در کودکی با پدر، مادر، برادر بزرگم و خواهرم – خواهری که بعد از من است- سفری به عتبات داشتیم. بچههای بعدی به دنیا نیامده بودند، خواهرهای بزرگتر را هم به این سفر نبرده بودند. سفر 6 ماه طول کشید. از مشهد تا تهران، سه شب در راه بودیم. در تهران اتفاقاً آن منزلی که ساکن شده بودیم در سهراه امینحضور بود. من سهراه امینحضور را از آن سال میشناسم. غربت آن سفر هنوز در ذهن من وجود دارد؛ برای اینکه قاچاقی این سفر انجام شد، قرار بود پدرم گذرنامه بگیرد و ما را به کربلا ببرد و بعد، خود به مکه مشرف شده و برگردد، به او گذرنامه ندادند. ما قاچاقی به این سفر رفتیم. از اهواز و خرمشهر با بلم به بصره رفتیم.»
شهید خامنهای (ره) در ادامه نقل میکنند: «شبهای سختی را گذراندیم، ابوخصیب و ابوفلوس را پشت سرگذاشتیم. دو قاچاقچی همراهمان بودند، یکی راهنما بود و دیگری بلمچی، خوشبختانه مردمان خوبی بودند. با زحمت زیادی، شب راه میرفتیم، روز در نخلستان میخوابیدیم تا اینکه به بصره رسیدیم. در بصره دیگر تقریباً از خطر جسته بودیم. منزل یک عالمی بود از علمای بصره آنجا وارد شدیم، یک روز یا دو روز آنجا ماندیم و بعد نجف رفتیم. چند ماهی در نجف، کربلا، کاظمین و سامرا بودیم، سفر خیلی خوبی بود… بعد از 6 ماه برگشتیم. خاطرات زیادی از این سفر در ذهن دارم.»