از پیراهن رونالدوی فیک تا مادرید؛ داستان الهام‌بخش یان دیومانده

یان دیومانده، پدیده ساحل عاجی که رویاهای خود را با پیراهنی فیک از رونالدو آغاز کرد، اکنون در آستانه انتقال به رئال مادرید قرار دارد و داستان زندگی او فراتر از استعداد فوتبالی‌اش، الهام‌بخش است.

به گزارش بخش ورزشی وبانگاه ، یان دیومانده، وینگر جوان و مستعد ساحل عاجی که این روزها خبر انتقال احتمالی‌اش به رئال مادرید گوش فوتبال‌دوستان را پر کرده است، نه تنها با توانایی‌های فنی خود، بلکه با سرگذشت پر فراز و نشیب و الهام‌بخش خود توجه‌ها را به خود جلب کرده است.

این ستاره جوان در دوران کودکی، با الهام از کریستیانو رونالدو، رویای فوتبالیست شدن را در سر می‌پروراند. او حتی پیراهنی تقلبی از منچستریونایتد داشت که نام «رونالدو» و شماره ۷ را با دست روی آن نوشته بود. این نمادی از آرزوهای بزرگ او در شرایطی بود که فقر و سختی بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی‌اش محسوب می‌شد.

دیومانده در نامه‌ای احساسی که توسط رسانه «The Players’ Tribune» منتشر شد و بیش از ۸ میلیون بازدید را به خود اختصاص داد، از مسیر دشوار زندگی، روزهای فقر و تلاش‌های بی‌وقفه‌اش برای رسیدن به فوتبال حرفه‌ای پرده برداشت. او این نامه را به خواهر فقیدش، روکسان، تقدیم کرد و خاطراتی از دوران کودکی مشترک، زندگی ۲۵ نفره در یک خانه در آبیجان، رویای تماشای تلویزیون و حتی دزدی سیب‌زمینی برای رفع گرسنگی را بازگو کرد.

وینگر ساحل عاجی به یاد می‌آورد که چگونه با وجود لقب «روبرتو کارلوس» به خاطر قدرت شوت‌هایش، قهرمان واقعی او CR7 بود. او از تجربه زندگی تنها در سن ۹ سالگی در تیم اینتر فوت سود کوموئه و سختی‌های آن دوران صحبت کرد. اولین کفش فوتبال واقعی‌اش تجربه‌ای فراموش‌نشدنی بود که پس از سال‌ها بازی با صندل‌های پلاستیکی سفید به دست آورد.

نقش خواهرش روکسان در این مسیر بسیار پررنگ بود؛ او ۱۰ ساله بود اما رویاهای برادرش را باور داشت و حتی در نقش یک مدیر برنامه، او را برای ادامه مسیر تشویق می‌کرد. روکسان تنها کسی بود که به توانایی‌های یان ایمان داشت، در حالی که دیگران او را مسخره می‌کردند. رؤیاهای آن‌ها شامل رفتن به فرانسه، داشتن آپارتمان شخصی و ثروتمند شدن یان بود تا خواهرش دیگر نگران هیچ چیز نباشد.

تجربه ۱۵ سالگی در آمریکا برای تحصیل نیز با دلتنگی شدید و دشواری در یادگیری زبان همراه بود. دیومانده به یاد می‌آورد که چقدر با فرهنگ آنجا تفاوت داشت و چقدر خانه را دوست داشت. او همچنین به دوران تست در باشگاه‌های مختلف اروپایی مانند بورنموث، چلسی، رنجرز، المپیاکوس و کریستال پالاس اشاره کرد که علیرغم استعدادش، هیچ‌کدام حاضر به امضای قرارداد نشدند و این امر باعث شد او با رویای نیمه‌تمام به آفریقا بازگردد.

اما با وجود همه این سختی‌ها، خواهرش روکسان هیچ‌گاه دست از باور او برنداشت. قرارداد با لگانس نقطه عطفی بود که اشک‌هایشان را از خوشحالی پر کرد. اما در غم‌انگیزترین بخش داستان، او خبر مرگ خواهر ۱۵ ساله‌اش را دریافت کرد که به دلیل مسمومیت در یک مهمانی جان باخت. این ضایعه، حفره‌ای عمیق در وجود دیومانده ایجاد کرد.

با وجود این درد و فقدان، یان دیومانده تصمیم گرفت از این اندوه به عنوان نیروی محرکه استفاده کند. او متعهد شد که تمام رویاهایی که با خواهرش داشت را محقق کند و نام او را در سراسر جهان پرافتخار سازد. او تأکید کرد که هر کاری که در زمین فوتبال انجام می‌دهد، برای خواهرش است.

جالب اینجاست که دیومانده در بخشی از این نامه به پیراهنی که پس از بازی مقابل رئال مادرید با کیلیان امباپه عوض کرد، اشاره می‌کند. این یادآور خاطراتی است که با خواهرش هنگام تماشای امباپه در تلویزیون داشت و روکسان معتقد بود که برادرش بهتر از اوست.

با وجود آنچه در ابتدا به نظر می‌رسید هدفش ثروتمند شدن باشد، دیومانده دریافت که پول می‌تواند تاثیرات مخربی بر افراد و خانواده‌ها بگذارد. او تمام درآمد خود را به خانه می‌فرستاد و به نقطه‌ای رسید که دیگر پول برایش اولویت نداشت؛ بلکه تنها تمرکز او بر فوتبال بود تا ثابت کند خواهرش در مورد او اشتباه نکرده است. حتی در لایپزیخ، با رسیدن ۹۰ دقیقه زودتر به تمرینات، لقب «آلمانی» را از هم‌تیمی‌هایش گرفت و نشان داد که چگونه سختی‌ها او را به بازیکنی حرفه‌ای‌تر تبدیل کرده است.

داستان یان دیومانده، روایت تلخ و شیرین مواجهه با فقر، از دست دادن عزیزان، اما در نهایت غلبه بر سختی‌ها و دنبال کردن رویاها با اتکا به خاطرات و باور کسانی است که به او عشق ورزیده‌اند.

©‌ وبانگاه , خبر ورزشی

دکمه بازگشت به بالا