یادداشت|جنگلبان؛ نگهبان خاموش سرمایه‌های سبز زمین

وقتی تخریب و تغییر اقلیم سرعت گرفته، این جنگلبان است که با کمترین امکانات، حافظ طبیعت می‌ماند.
خبرگزاری تسنیم، یادداشت- سرهنگ عیسی گلبینی، فرمانده یگان حفاظت منابع طبیعی گلستان| 31 جولای، روز جهانی جنگلبان، تنها یک مناسبت در تقویم جهانی نیست؛ فرصتی است برای مکث کردن، اندیشیدن و دیدن انسان‌هایی که شاید کمتر در قاب رسانه‌ها دیده شوند، اما بخش مهمی از امنیت زیستی، پایداری محیط‌زیست و آینده سرزمین به تلاش و فداکاری آنان وابسته است.

جنگلبانان در دورترین نقاط، در دل جنگل‌ها، مراتع و عرصه‌های طبیعی، در گرمای طاقت‌فرسای تابستان و سرمای سخت زمستان، در مسیرهای صعب‌العبور و گاه در شرایطی پرخطر، مسئولیت حفاظت از سرمایه‌هایی را بر عهده دارند که متعلق به یک فرد، یک سازمان یا حتی یک نسل نیست؛ بلکه میراث مشترک همه ایرانیان و امانتی برای نسل‌های آینده است.

شعار امسال روز جهانی جنگلبان با عنوان «جنگلبانان؛ نگهبانان سیاره‌ای در حال تغییر»، به‌درستی بیانگر شرایطی است که حافظان طبیعت امروز با آن روبه‌رو هستند. جهان در حال تغییر است و آثار تغییرات اقلیمی، خشکسالی‌های طولانی، کاهش منابع آب، افزایش دمای هوا، کاهش تنوع زیستی، تخریب زیستگاه‌ها و افزایش احتمال وقوع آتش‌سوزی‌های گسترده، فشار بر منابع طبیعی را بیش از گذشته افزایش داده است.

در کنار این چالش‌های طبیعی، عوامل انسانی نیز بر پیچیدگی مأموریت حفاظت افزوده‌اند؛ از قاچاق چوب و محصولات جنگلی گرفته تا تخریب و تصرف اراضی ملی، آتش‌سوزی‌های ناشی از بی‌احتیاطی، تغییر کاربری غیرمجاز، چرای خارج از ظرفیت، ساخت‌وسازهای غیرمجاز و فعالیت‌هایی که به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم تعادل اکولوژیک عرصه‌های طبیعی را تهدید می‌کنند.

در چنین شرایطی، جنگلبان در خط مقدم ایستاده است؛ اما پرسش مهم این است که آیا جامعه به‌درستی می‌داند جنگلبان با چه واقعیت‌هایی در میدان مواجه است؟ آیا می‌دانیم حوزه استحفاظی یک نیروی حفاظتی تا چه اندازه می‌تواند گسترده باشد؟ آیا می‌دانیم یک جنگلبان برای رسیدن به یک نقطه از عرصه، گاهی باید ساعت‌ها در مسیرهای دشوار حرکت کند؟ آیا می‌دانیم که بسیاری از نیروهای حفاظتی در شرایطی خدمت می‌کنند که امکانات و تجهیزات آنان همواره متناسب با وسعت مأموریت و حجم تهدیدها نیست؟ و آیا می‌دانیم پشت یک گزارش تخلف، یک عملیات گشت و بازرسی یا یک حضور در عرصه، چه میزان مسئولیت، فشار و گاه خطر نهفته است؟

اخبار استان گلستان , جنگل , جنگل های هیرکانی ,

واقعیت این است که حفاظت از منابع طبیعی، کاری نیست که بتوان آن را پشت میز انجام داد. جنگلبان باید در میدان باشد؛ جایی که گاه تلفن همراه آنتن ندارد، مسیر دسترسی مناسب وجود ندارد، شرایط جوی نامساعد است و فاصله تا نزدیک‌ترین مرکز امدادی یا خدماتی بسیار زیاد است. او باید عرصه‌ای وسیع را با نیروی انسانی محدود پایش کند و در صورت مشاهده تخلف، در چارچوب قانون اقدام کند. گاهی یک تماس تلفنی در نیمه‌های شب، یک گزارش مردمی درباره وقوع آتش‌سوزی یا مشاهده تخریب و تصرف، آغاز مأموریتی است که تا ساعت‌ها بعد ادامه پیدا می‌کند. در بسیاری از موارد نیز جنگلبان باید همزمان با چندین تهدید و چندین نقطه بحرانی مواجه باشد؛ در حالی که منابع انسانی و لجستیکی در اختیار او محدود است.

این واقعیت را باید پذیرفت که میان وسعت مسئولیت جنگلبان و امکاناتی که برای انجام این مسئولیت در اختیار او قرار دارد، همواره تناسب مطلوب وجود ندارد. هنگامی که از یک نیروی حفاظتی انتظار داریم از عرصه‌ای وسیع حفاظت کند، باید به همان اندازه به تأمین نیروی انسانی، خودروهای مناسب، تجهیزات ارتباطی، امکانات اطفای حریق، ابزارهای پایش و فناوری‌های نوین توجه شود.

حفاظت از منابع طبیعی در دنیای امروز دیگر صرفاً با حضور فیزیکی نیروها در عرصه امکان‌پذیر نیست و باید از ظرفیت فناوری، پایش هوشمند، پهپادها، سامانه‌های ارتباطی و تجهیزات روزآمد نیز بهره گرفت. با این حال، در کنار همه فناوری‌ها، همچنان نیروی انسانی آموزش‌دیده و متعهد، ستون اصلی حفاظت از طبیعت است و این نیرو باید مورد حمایت قرار گیرد.

از سوی دیگر، جنگلبان در میدان حفاظت با یک نوع متخلف مواجه نیست. این تصور که همه متخلفان منابع طبیعی افرادی سازمان‌یافته و حرفه‌ای هستند، با واقعیت‌های اجتماعی موجود در بسیاری از مناطق همخوانی ندارد. گاهی جنگلبان با فردی مواجه می‌شود که به دلیل فقر، بیکاری یا مشکلات معیشتی مرتکب تخلف شده است؛ گاهی با فردی مواجه است که گرفتار اعتیاد و آسیب‌های اجتماعی است و ممکن است حتی در فاصله کوتاهی چندین بار مرتکب تخلف شود و هر بار برای نیروهای حفاظتی، فرآیند شناسایی، برخورد قانونی و تشکیل پرونده را به دنبال داشته باشد.

باید یک روز با او به عرصه رفت، مسیرهای طولانی و صعب‌العبور را طی کرد، گرمای تابستان را تحمل کرد، سرمای زمستان را چشید، در سکوت و تنهایی جنگل گشت زد و لحظه‌ای را تصور کرد که یک گزارش آتش‌سوزی یا تخریب به دست او می‌رسد و باید بدون تأخیر خود را به محل حادثه برساند. آن‌گاه شاید بهتر بتوان فهمید که حفاظت از طبیعت، فقط یک عنوان شغلی نیست؛ بلکه نوعی سبک زندگی و مسئولیتی سنگین است که بسیاری از جنگلبانان سال‌های عمر خود را برای آن صرف کرده‌اند.

اخبار استان گلستان , جنگل , جنگل های هیرکانی ,

مظلومیت جنگلبان، البته نباید به معنای قرار دادن او در برابر مردم یا ایجاد تقابل میان حافظان طبیعت و جامعه تلقی شود. برعکس، جنگلبان و مردم باید در یک جبهه قرار داشته باشند. جنگلبان از چیزی حفاظت می‌کند که متعلق به مردم است. جنگل، مرتع، خاک، آب و تنوع زیستی، سرمایه مشترک جامعه‌اند و حفاظت از آن‌ها بدون مشارکت مردم امکان‌پذیر نیست. یک شهروند می‌تواند با گزارش به‌موقع آتش‌سوزی، جلوگیری از روشن کردن آتش در مناطق حساس، خودداری از خرید محصولات حاصل از قاچاق منابع طبیعی و همکاری با نیروهای حفاظتی، نقشی بسیار مهم در این مسیر ایفا کند.

رسانه‌ها نیز در این میان مسئولیتی مهم بر عهده دارند. رسانه می‌تواند صدای طبیعت باشد؛ می‌تواند واقعیت‌های میدان را به جامعه منتقل کند و فاصله میان مردم و حافظان طبیعت را کاهش دهد. همان‌گونه که رسانه باید تخلف و قصور احتمالی را مطالبه کند، باید تلاش‌ها و دشواری‌های نیروهای حفاظتی را نیز به تصویر بکشد. جامعه نیاز دارد هر دو سوی ماجرا را ببیند؛ هم مشکلات و کاستی‌ها را و هم زحمات و فداکاری‌های کسانی را که در خط مقدم حفاظت ایستاده‌اند.

امروز بیش از هر زمان دیگری باید به این باور برسیم که حفاظت از منابع طبیعی، مأموریت یک دستگاه یا یک سازمان نیست. این مسئولیتی ملی است که نیازمند همکاری همه بخش‌هاست. دستگاه‌های اجرایی، دستگاه قضایی، نیروهای انتظامی، رسانه‌ها، شوراها، دهیاری‌ها، سازمان‌های مردم‌نهاد و در نهایت خود مردم، هر کدام حلقه‌ای از زنجیره حفاظت هستند. اگر یکی از این حلقه‌ها ضعیف باشد، طبیعت آسیب خواهد دید و هزینه آن را همه جامعه پرداخت خواهند کرد.

در استان گلستان، این مسئولیت اهمیت دوچندانی دارد. گلستان، سرزمین جنگل‌های ارزشمند هیرکانی، مراتع، زیستگاه‌های متنوع و پهنه‌های طبیعی کم‌نظیر است؛ سرمایه‌ای که نه فقط برای مردم این استان، بلکه برای تمام کشور ارزشمند است. حفاظت از این میراث طبیعی، مسئولیتی بزرگ است که بخش قابل توجهی از آن بر دوش جنگلبانان و نیروهای یگان حفاظت قرار دارد؛ نیروهایی که در کنار سایر همکاران منابع طبیعی، روز و شب خود را وقف صیانت از این سرمایه ملی کرده‌اند.

در چنین شرایطی، حمایت از جنگلبان باید از سطح شعار فراتر رود. باید بهبود شرایط معیشتی، افزایش انگیزه، تأمین تجهیزات، تقویت نیروی انسانی، توسعه فناوری‌های نوین، آموزش مستمر، حمایت حقوقی و تقویت جایگاه اجتماعی این نیروها به‌عنوان یک ضرورت مورد توجه قرار گیرد. جنگلبانی که امنیت، آرامش و پشتیبانی لازم را داشته باشد، با توان بیشتری می‌تواند از طبیعت حفاظت کند. سرمایه‌گذاری برای حمایت از جنگلبان، هزینه نیست؛ سرمایه‌گذاری برای حفظ منابع طبیعی و آینده کشور است.

روز جهانی جنگلبان، فرصتی است تا یاد کنیم از جنگلبانانی که در راه انجام وظیفه جان خود را از دست داده‌اند و به خانواده‌های آنان ادای احترام کنیم. همچنین باید قدردان همه جنگلبانان و نیروهای حفاظتی باشیم که امروز در خط مقدم ایستاده‌اند؛ انسان‌هایی که شاید نام بسیاری از آنان را ندانیم، اما بخشی از امنیت زیستی و طبیعی سرزمین، حاصل تلاش شبانه‌روزی آنان است.

اخبار استان گلستان , جنگل , جنگل های هیرکانی ,

جنگلبان نگهبان سرمایه‌ای است که متعلق به همه مردم است. وقتی در برابر تصرف می‌ایستد، از حق عمومی دفاع می‌کند؛ وقتی با قاچاق چوب مقابله می‌کند، از جنگل و آینده فرزندان ما حفاظت می‌کند؛ وقتی در گرما و سرما به عرصه می‌رود، برای حفظ خاک، آب، پوشش گیاهی و تنوع زیستی تلاش می‌کند. او ممکن است مانند هر انسان دیگری خسته شود، نگران شود و دغدغه معیشت و خانواده داشته باشد، اما با وجود همه این دشواری‌ها، همچنان در میدان می‌ماند.

شاید اکنون زمان آن رسیده باشد که پیش از قضاوت درباره جنگلبان، او را ببینیم؛ نه فقط در لحظه‌ای که با یک متخلف مواجه شده، بلکه در تمام روزها و شب‌هایی که بی‌صدا از طبیعت حفاظت می‌کند. باید او را در گرمای تابستان و سرمای زمستان، در مسیرهای سخت، در دل آتش‌سوزی‌ها و در دورترین نقاط عرصه‌های طبیعی دید. باید دانست که پشت هر هکتار عرصه حفاظت‌شده، پشت هر آتش مهارشده و پشت هر درختی که امروز پابرجاست، تلاش انسان‌هایی قرار دارد که شاید کمتر دیده شده‌اند، اما نقش آنان در آینده این سرزمین بسیار بزرگ است.

اینجا جنگلبان با یک واقعیت پیچیده اجتماعی مواجه است؛ از یک سو وظیفه دارد قانون را اجرا و از منابع طبیعی حفاظت کند و از سوی دیگر می‌بیند که بخشی از تخلفات، ریشه در آسیب‌هایی دارد که حل آن‌ها اساساً در اختیار یک دستگاه تخصصی حفاظت از منابع طبیعی نیست.

اما در سوی دیگر این میدان، متخلفانی نیز وجود دارند که انگیزه آنان نه نیاز معیشتی، بلکه سودجویی و منفعت‌طلبی است. کسانی که منابع طبیعی را فرصتی برای کسب درآمد می‌بینند و با توجه به افزایش ارزش اقتصادی زمین، به دنبال تصرف، تغییر کاربری یا بهره‌برداری غیرمجاز از اراضی هستند. این دسته از تخلفات، ماهیتی متفاوت دارد و مقابله با آن نیازمند عزم جدی، هماهنگی دستگاه‌های مختلف و برخورد قانونی بازدارنده است. جنگلبان در چنین شرایطی گاهی در برابر منافع اقتصادی قابل توجهی قرار می‌گیرد؛ در حالی که خود او با حقوق و امکانات محدود، مسئولیت حفاظت از سرمایه‌ای عمومی را بر عهده دارد که ارزش آن برای جامعه و نسل‌های آینده قابل محاسبه با معیارهای اقتصادی روزمره نیست.

اینجاست که باید درباره حمایت از جنگلبان، فراتر از یک نگاه احساسی و مناسبتی صحبت کرد. جنگلبان بیش از آنکه به ترحم نیاز داشته باشد، به حمایت واقعی، قانونی، تجهیزاتی و اجتماعی نیازمند است. اگر از او انتظار داریم در برابر تخریب، تصرف، قاچاق و سودجویی بایستد، باید ابزار لازم برای انجام این مأموریت را نیز در اختیارش قرار دهیم. اگر از او می‌خواهیم در شرایط دشوار در میدان حاضر شود، باید امنیت شغلی و حمایت حقوقی لازم را برای او فراهم کنیم. اگر قرار است جنگلبان در برابر منافع اقتصادی بزرگ و انگیزه‌های سودجویانه مقاومت کند، باید مطمئن باشد که قانون از او حمایت می‌کند و در مسیر انجام وظیفه، تنها نخواهد ماند.

اخبار استان گلستان , جنگل , جنگل های هیرکانی ,

موضوع دیگری که نیازمند توجه جدی است، بحث بازدارندگی قوانین و تناسب مجازات با خسارت واردشده به منابع طبیعی است. منابع طبیعی، دارایی شخصی نیست که بتوان خسارت آن را صرفاً با معیارهای مالی کوتاه‌مدت سنجید. وقتی یک عرصه جنگلی یا مرتعی تخریب می‌شود، آثار آن ممکن است سال‌ها و حتی دهه‌ها باقی بماند. از بین رفتن پوشش گیاهی می‌تواند فرسایش خاک، کاهش نفوذ آب، تشدید روان‌آب‌ها، افزایش خطر سیلاب، کاهش تنوع زیستی و آسیب به زیستگاه‌ها را به دنبال داشته باشد. بنابراین، لازم است در سیاست‌گذاری‌های قانونی، میان نوع تخلف، میزان خسارت، ارزش اکولوژیک عرصه و پیامدهای بلندمدت آن تناسب منطقی برقرار باشد و مجازات‌ها به گونه‌ای طراحی شوند که نقش واقعی خود را در پیشگیری و بازدارندگی ایفا کنند.

البته این سخن به معنای نادیده گرفتن شرایط اجتماعی افراد یا برخورد یکسان با همه متخلفان نیست. قانون باید شرایط، انگیزه و ابعاد هر تخلف را مورد توجه قرار دهد؛ اما در عین حال، جامعه باید اطمینان داشته باشد که تعرض به منابع طبیعی و سرمایه‌های ملی، هزینه‌ای متناسب با خسارت وارده دارد. نمی‌توان انتظار داشت یک جنگلبان در میدان با تخریب و تصرف مقابله کند، اما سازوکارهای قانونی به اندازه کافی قدرت بازدارندگی نداشته باشند. حفاظت از منابع طبیعی زمانی موفق خواهد بود که زنجیره پیشگیری، کشف، برخورد، رسیدگی و اجرای قانون در کنار یکدیگر به‌صورت هماهنگ عمل کنند.

در این میان، نباید از فشار روانی و اجتماعی واردشده بر جنگلبانان نیز غافل شد. گاهی یک مأمور حفاظتی در فضای مجازی، بدون آنکه همه ابعاد یک حادثه یا مأموریت برای افکار عمومی روشن باشد، مورد قضاوت قرار می‌گیرد. انتشار یک فیلم کوتاه یا تصویری محدود از یک اتفاق، ممکن است زمینه شکل‌گیری قضاوتی گسترده درباره عملکرد یک فرد یا مجموعه را فراهم کند؛ در حالی که واقعیت یک مأموریت ممکن است بسیار پیچیده‌تر از آن چیزی باشد که در چند ثانیه تصویر دیده می‌شود.

بی‌تردید، نقد عملکرد دستگاه‌های اجرایی و مطالبه‌گری عمومی، حق مسلم جامعه است و هیچ سازمانی نباید خود را از نقد و پرسش مصون بداند. اما نقد زمانی می‌تواند به اصلاح و پیشرفت منجر شود که بر پایه اطلاعات دقیق، شناخت واقعیت‌های میدانی و رعایت انصاف شکل گرفته باشد. جنگلبان نیز مانند هر انسان دیگری حق دارد که پیش از قضاوت درباره عملکردش، شرایطی که در آن مأموریت خود را انجام داده است، دیده شود. شاید بد نباشد پیش از هر قضاوتی، از خود بپرسیم یک جنگلبان با چه تعداد نیرو، چه میزان تجهیزات و چه وسعتی از عرصه مواجه است و در یک روز کاری چند بار ممکن است با موقعیت‌های دشوار و پیش‌بینی‌نشده روبه‌رو شود.

در حقیقت، شاید بهترین راه برای شناخت جنگلبان، دیدن او در میدان باشد؛ نه در پشت میز و نه در قاب یک تصویر کوتاه.

روز جهانی جنگلبان، روز دیدن انسان‌هایی است که از طبیعت حفاظت می‌کنند؛ انسان‌هایی که برای حفاظت از سرمایه‌های ملی، به حمایت ملی نیاز دارند.

بیایید همراه و همگام با جنگلبان باشیم. بیایید واقعیت‌های میدان را بشناسیم، نقد را با انصاف همراه کنیم، از تلاش‌های حافظان طبیعت قدردانی کنیم و برای تقویت جایگاه و حمایت از آنان مطالبه‌گر باشیم. آینده طبیعت، تنها به اراده جنگلبان وابسته نیست؛ به تصمیم و همراهی همه ما بستگی دارد.

جنگلبانان، نگهبانان سیاره‌ای در حال تغییرند؛ اما برای آنکه بتوانند از طبیعت حفاظت کنند، خود نیز به حمایت، پشتیبانی و همراهی جامعه نیاز دارند. بیایید جنگلبان را ببینیم؛ پیش از آنکه طبیعت را از دست بدهیم.

©‌ وبانگاه، خبرگزاری تسنیم

دکمه بازگشت به بالا