درنگی بر راهپیمایی تمدنی اربعین از منظر شهید آیتالله خامنهای

وقتی از اربعین سخن گفته میشود، نخستین تصویری که به ذهن میآید، جادهای است که از نجف به کربلا میرسد؛ جادهای مملو از زائرانی که با زبانها، ملیتها و سنهای مختلف، زیر یک پرچم حرکت میکنند. اما در نگاه امام شهید، آیتالله خامنهای، اربعین فقط یک سفر زیارتی یا حتی یک اجتماع مذهبی عظیم نیست. این راهپیمایی، نشانه ظهور یک ظرفیت تاریخی و تمدنی است؛ ظرفیتی که میتواند پیوندهای درونی امت اسلامی را بازسازی کند، پیام عاشورا را به زبان امروز به جهان برساند و الگویی متفاوت از زندگی جمعی پیش روی انسان معاصر قرار دهد.
شهید آیتالله خامنهای بارها اربعین را پدیدهای «معجزهگون و معجزهآسا» توصیف کردند؛ تعبیری که نشان میدهد از نظر ایشان، ابعاد این حرکت را نمیتوان فقط با محاسبات عادی سیاسی و اجتماعی توضیح داد. میلیونها انسان، بدون آنکه دستگاه تبلیغاتی متمرکزی آنان را بسیج کند، سختی راه را به جان میخرند و در مسیری طولانی حرکت میکنند. ایشان در توصیف این جاذبه اشاره کردند که اربعین «راه عشق است؛ منتها نه عشق مجنونانه، عشق همراه بصیرت». در این بیان، عاطفه از آگاهی جدا نیست. زائر تنها از سر شور قدم برنمیدارد؛ او میداند به کدام تاریخ تعلق دارد و برای چه آرمانی راه میرود. همین ترکیب عشق و بصیرت است که راهپیمایی اربعین را از یک هیجان گذرا به یک کنش معنادار جمعی تبدیل میکند.
خاطرات رهبر شهید از سفر خانوادگی پنهانی به عتبات
برای فهم جنبه تمدنی اربعین، باید به برداشت شهید آیتالله خامنهای از خود واقعه عاشورا و روز اربعین بازگشت. در نگاه ایشان، عاشورا با شهادت امام حسین (علیهالسلام) پایان نیافت؛ آنچه پس از عاشورا رخ داد، بخش مکمل نهضت بود. حضرت زینب و امام سجاد (علیهماالسلام) با روشنگری در کوفه و شام، اجازه ندادند دستگاه اموی روایت خود را بر تاریخ تحمیل کند. بازگشت کاروان اهلبیت به کربلا در روز اربعین نیز آغاز یک حرکت مستمر بود. به تعبیر رهبر انقلاب، «اربعین در حادثه کربلا یک شروع بود.» این شروع، هم حقیقت عاشورا را بازگو میکرد و هم مؤمنان پراکنده را گرد یک خاطره و هدف مشترک جمع میساخت.
از همین رو، اربعین در بیان ایشان «رسانه پرقدرت عاشورا» است؛ رسانهای که نه با استودیو و فرستنده، بلکه با حضور انسانها، با قدمهای آنان و با تجربهای زنده و تکرارشونده پیام خود را منتقل میکند. اربعین از همان نخستین سال، فقط یک مراسم یادبود نبود. اجتماع دوباره بازماندگان کربلا، بنیهاشم، یاران اهلبیت و دوستداران امام حسین در کنار مزار او، پایه حرکتی را گذاشت که بعدها به قیامها و جوششهای اجتماعی مختلف انجامید. به همین دلیل، رهبر شهید انقلاب روز اربعین را نخستین شکاف در فضای اختناق پس از عاشورا میدانستند؛ روزی که به تعبیر ایشان، عقده فروخورده مؤمنان «اولین نشتر را خورد».
این ویژگی رسانهای در جهان امروز اهمیت بیشتری پیدا کرده است. در فضایی که افکار عمومی زیر فشار انبوه خبرها، تصویرها و روایتهای جهتدار قرار دارد، راهپیمایی اربعین یک پیام عینی و دشوار برای انکار است. آیتالله شهید خامنهای آن را «یک فریاد رسا و یک رسانه بیهمتا» میدانستند. پیام این رسانه نیز روشن است؛ منطق امام حسین، منطق دفاع از حق، ایستادگی در برابر ظلم، طغیان، گمراهی و استکبار است.
اربعین فقط یادآوری یک مصیبت تاریخی نیست؛ بازخوانی یک معیار اخلاقی و سیاسی برای زمان حال است. زائر با حرکت خود اعلام میکند که کربلا به گذشته تعلق ندارد و همچنان درباره آزادی، عدالت، کرامت و مقاومت با انسان امروز سخن میگوید. در این راهپیمایی، پیام عاشورا نه در قالب یک سخنرانی رسمی، بلکه در رفتار میلیونها انسان به نمایش درمیآید. کسی که روزها پیاده راه میرود، سختی تحمل میکند، غذای خود را با دیگری تقسیم میکند و به انسانی ناآشنا خدمت میرساند، بخشی از پیام را با عمل خود بیان میکند.
بعد دیگر این حرکت، توانایی آن در ساختن یک هویت بزرگ و فراتر از مرزهای ملی است. در راهپیمایی اربعین، ملیت از بین نمیرود، اما در مرکز توجه نیز باقی نمیماند. ایرانی، عراقی، پاکستانی، لبنانی، آذربایجانی، آفریقایی و اروپایی در کنار هم قرار میگیرند؛ شیعه در کنار اهلسنت و حتی گاه پیروان ادیان دیگر حرکت میکنند. تفاوتها حذف نمیشوند، اما درون یک تجربه مشترک معنا پیدا میکنند.
این وضعیت را از نگاه ایشان میتوان «کلانهویت اربعین» مینامد؛ هویتی دربرگیرنده که در برابر خردشدن پیوندهای انسانی و غلبه فردگرایی افراطی مقاومت میکند. در این فضا، انسان نه مصرفکننده است و نه گردشگر؛ مهمان است، خادم است، همراه است و گاهی بیآنکه دیگری را بشناسد، خود را مسئول آسایش او میداند. افراد با فرهنگها، زبانها و آداب متفاوت وارد مسیر میشوند، اما همگی در یک مناسک مشترک سهیماند. همین همزمانی تفاوت و همبستگی، یکی از مهمترین ویژگیهای هویت تمدنی اربعین است.
این تجربه، اربعین را به نمایشگاهی زنده از برخی عناصر تمدن اسلامی تبدیل میکند. تمدن تنها با ساختن شهر، دانشگاه، صنعت و فناوری شکل نمیگیرد؛ هر تمدنی پیش از آن به یک جهان اخلاقی نیاز دارد، یعنی باید روشن کند انسان مطلوب آن کیست و رابطه انسانها با یکدیگر چگونه باید باشد. در اربعین، بخشهایی از این جهان اخلاقی بهصورت عینی دیده میشود؛ بخشش بدون انتظار، خدمت بینامونشان، تحمل سختی، مقدم دانستن دیگری، مهماننوازی، برادری و حضور داوطلبانه.
خاطرات رهبر شهید از گفتوگو به زبان مورس در زندان پهلوی!
میلیونها وعده غذا، جای خواب، خدمات درمانی و امکانات ساده زندگی، غالباً از سوی مردم عادی و بدون منطق سود اقتصادی فراهم میشود. این صحنه، در برابر فرهنگی قرار میگیرد که ارزش هر چیز را با قیمت و منفعت فردی میسنجد. صاحب یک موکب، ممکن است درآمد و پسانداز یک سال خود را برای پذیرایی چندروزه از زائران هزینه کند، بیآنکه نامش جایی ثبت شود یا انتظار پاداشی دنیایی داشته باشد. این رفتار، صرفاً یک اقدام خیرخواهانه نیست؛ نشانه نوع دیگری از نگاه به انسان و جامعه است.
شهید آیتالله خامنهای بهویژه بر مهماننوازی مردم عراق تأکید میکردند و آن را رفتاری عاشقانه و معنوی در دنیای مادی امروز میدانستند. از نظر ایشان، این کرامت هنوز آنگونه که باید شناخته نشده است. در واقع، موکب فقط محل توزیع غذا و استراحت نیست؛ واحد کوچکی از یک جامعه آرمانی است که در آن، صاحبخانه اصرار دارد بهترین داشته خود را به مهمان بدهد. گاهی میزبان عراقی حتی زبان زائر را نمیفهمد، اما میان آن دو رابطهای شکل میگیرد که از بسیاری از قراردادهای رسمی محکمتر است.
بااینحال، تمدنی بودن اربعین تنها به نمایش اخلاق فردی محدود نمیشود. در نگاه رهبر انقلاب، این حرکت میتواند زمینه همگرایی امت اسلامی را نیز فراهم کند. ایشان میگفتند: «اگر ظرفیتهای کشورهای اسلامی به هم برسند، این دستها در هم گره بخورند، آن وقت امت اسلامی نشان خواهد داد که عزت الهی یعنی چه؛ تمدن عظیم اسلامی را به جوامع عالم نشان خواهند داد.» در ادامه نیز تصریح میکنند که راهپیمایی اربعین میتواند «یک وسیله گویایی برای تحقق این هدف» باشد.
این جمله، جایگاه اربعین را در افقی بزرگتر روشن میکند. اربعین تمرین کنار هم قرار گرفتن ظرفیتهاست؛ تمرین اعتماد، همکاری و احساس سرنوشت مشترک میان ملتهایی که سالها با مرزهای سیاسی، اختلافات قومی و تبلیغات تفرقهافکن از یکدیگر دور نگه داشته شدهاند. در مسیر اربعین، همکاری میان مردم ایران و عراق نمونه روشنی از این ظرفیت است. دو ملتی که در مقطعی از تاریخ درگیر جنگی طولانی بودهاند، اکنون در یک تجربه مردمی و معنوی، رابطهای سرشار از محبت و اعتماد میسازند. این پیوند، بیش از آنکه نتیجه توافقهای اداری باشد، از متن جامعه برخاسته است.
از این منظر، اربعین نوعی عبور موقت از منطق سخت دولت ـ ملت نیز هست. مرزها همچنان وجود دارند و رعایت قانون و مقررات سفر ضروری است، اما معنای اصلی حرکت در جایی فراتر از مرز شکل میگیرد. زائر ایرانی وارد عراق میشود، ولی خود را در سرزمینی کاملاً بیگانه احساس نمیکند؛ میزبان عراقی نیز زائر را صرفاً تبعه کشوری دیگر نمیبیند. آنچه میان آنان پیوند میسازد، حافظه دینی و فرهنگی مشترک است.
به همین دلیل، اربعین نماد گذار از دولتمحوری صرف به نوعی تمدنمحوری است؛ وضعیتی که در آن فرهنگ، هویت و پیوندهای مردمی، در کنار دولتها به بازیگر مؤثر مناسبات منطقهای و جهانی تبدیل میشوند. این تحلیل نشان میدهد قدرت فقط در نهادهای رسمی خلاصه نمیشود و اجتماعات بزرگ مردمی نیز میتوانند بر جغرافیای سیاسی اثر بگذارند.
در نگاه شهید آیتالله خامنهای، اربعین همچنین مظهر «عزت اسلامی» و «قوت جبهه مقاومت» است. این قوت پیش از آنکه نظامی باشد، فرهنگی و معنوی است. تصویری که اربعین میسازد، تصویر جامعهای منفعل، منزوی و پراکنده نیست؛ جامعهای است که میتواند با وجود فشارها و اختلافها، حول یک حقیقت مشترک گرد هم آید. از همین رو، ایشان تأکید میکنند که اگر دلهای مسلمانان، اعم از شیعه و سنی، نسبت به یکدیگر صاف باشد و اهانت، سوءظن و سوءنیت کنار گذاشته شود، عزتی بزرگ برای اسلام پدید خواهد آمد. اربعین در این معنا، فقط نشانه وحدت نیست؛ مدرسه وحدت است.
اما هر ظرفیت بزرگی ممکن است در سطح ظاهر متوقف شود. خود شهید آیتالله خامنهای هشدار دادند که شکر این نعمت تنها به شرکت در راهپیمایی نیست. زائر باید روحیات اربعین را پس از بازگشت نیز حفظ کند که یعنی برادری، مهربانی، توجه به ولایت، آمادگی برای تحمل سختی و ترجیح تلاش بر راحتطلبی. اگر اربعین صرفاً به چند روز شور معنوی محدود شود و در رفتار اجتماعی، مسئولیتپذیری، اخلاق کاری و رابطه با دیگران اثری نگذارد، بخش مهمی از پیام آن از دست میرود. تمدن با تجربههای کوتاه ساخته نمیشود؛ زمانی شکل میگیرد که این تجربهها به عادت، نهاد و سبک زندگی تبدیل شوند.
در کنار مردم، مسئولان نیز وظیفه دارند مسیر این حرکت را آسان، امن و منظم کنند. رهبر شهید انقلاب تسهیل سفر برای مشتاقان را یکی از شاخههای شکر نعمت اربعین میدانستند و در عین حال بر رعایت مقررات تأکید میکردند. این نکته مهم است، زیرا نگاه تمدنی به اربعین با بینظمی سازگار نیست. اگر این راهپیمایی قرار است نمونهای از توانایی امت اسلامی باشد، باید کرامت زائر، امنیت، بهداشت، حملونقل و احترام به مردم میزبان در آن جدی گرفته شود. شور مردمی زمانی به قدرت تمدنی پایدار تبدیل میشود که با عقلانیت، برنامهریزی و مسئولیت همراه باشد.
خاطرات رهبر شهید درباره عمل به رسالتی که امام (ره) بر دوش ایشان نهادند
در نهایت، اربعین در منظومه فکری شهید آیتالله خامنهای یک آیین صرفاً سوگوارانه نیست؛ حرکتی است که گذشته، حال و آینده را به هم پیوند میدهد. ریشه آن در عاشورا و روشنگری حضرت زینب است، صورت امروزین آن در حضور میلیونی مردم دیده میشود و افقش به تمدن نوین اسلامی میرسد. این تمدن، باید همزمان از ایمان، علم، پیشرفت، معنویت، عدالت و کرامت انسانی برخوردار باشد. اربعین هنوز خود آن تمدن نیست، اما نمونهای فشرده و الهامبخش از امکان آن است.
شاید راز ماندگاری این راهپیمایی نیز در همین باشد: هر زائر با پای خود حرکت میکند، اما تجربهای جمعی میسازد؛ هر موکب در نقطهای کوچک خدمت میکند، اما تصویری جهانی پدید میآورد؛ هر سلام به امام حسین، پیوندی میان یک انسان و یک حقیقت تاریخی است، اما مجموع این سلامها به صدایی تبدیل میشود که مرزها را پشت سر میگذارد. از نظر شهید آیتالله خامنهای، اربعین زمانی به معنای کامل خود نزدیک میشود که این صدا فقط در جاده نجف تا کربلا شنیده نشود، بلکه در رفتار فردی، مناسبات اجتماعی و همکاری ملتهای مسلمان ادامه یابد. آن روز، راهپیمایی اربعین نه فقط نشانه یک تمدن، بلکه یکی از راههای ساختهشدن آن خواهد بود.