آتش برای دهمین بار در میانکاله زبانه کشید/ سریالی که پایان ندارد

امروز دوشنبه، دوازدهم مردادماه، برای دهمین بار در کمتر از یک ماه، آتش در بخشهایی از پناهگاه حیاتوحش میانکاله زبانه کشید و بار دیگر پوشش گیاهی این ذخیرهگاه کمنظیر طبیعی را طعمه خود کرد.
تکرار پیدرپی آتشسوزیها در یکی از مهمترین زیستبومهای ایران، این پرسش جدی را پیش روی افکار عمومی و مسئولان قرار داده است که چرا میانکاله این روزها تا این اندازه در برابر حریق آسیبپذیر شده و چه عواملی پشت پرده این سلسله آتشسوزیها قرار دارد؟
بر اساس گزارش خبرنگاران محلی، با شدت گرفتن آتش و دشواری دسترسی زمینی به برخی نقاط، قرار است یک فروند بالگرد برای مشارکت در عملیات اطفای حریق به منطقه اعزام شود تا از گسترش بیشتر آتش جلوگیری شود.
همزمان، محیطبانان، نیروهای یگان حفاظت محیطزیست و گروههای عملیاتی از نخستین ساعات وقوع حادثه وارد میدان شدند و عملیات مهار آتش را آغاز کردند. همچنین تجهیزات اطفای حریق، ماشینآلات سنگین، تانکرهای آب و نیروهای پشتیبان نیز برای کنترل شرایط به منطقه اعزام شدهاند.
میانکاله یکی از ارزشمندترین زیستگاههای طبیعی کشور و مأمن هزاران پرنده مهاجر، گونههای نادر گیاهی و جانوری و یکی از مهمترین ذخیرهگاههای زیستکره جهان به شمار میرود و هر بار که شعلههای آتش بخشی از این پهنه را در بر میگیرد، تنها علفزارها نمیسوزند؛ بخشی از سرمایه طبیعی ایران، زیستگاه گونههای ارزشمند و میراثی که طی هزاران سال شکل گرفته، در معرض نابودی قرار میگیرد.
آنچه نگرانیها را دوچندان کرده، تکرار این حوادث در فاصله زمانی کوتاه است. ثبت 10 آتشسوزی در کمتر از یک ماه، دیگر یک اتفاق معمولی نیست و ضرورت بررسی دقیق علل وقوع این حریقها، تقویت سامانههای پایش، افزایش تجهیزات اطفای حریق، بهرهگیری از فناوریهای نوین برای رصد منطقه و برخورد قاطع با عوامل احتمالی انسانی را بیش از هر زمان دیگری آشکار میکند.
در شرایطی که فصل گرما و خشکی پوشش گیاهی، احتمال گسترش آتش را افزایش داده است، انتظار میرود همه دستگاههای مسئول با بسیج امکانات، ضمن مهار کامل این حریق، برنامهای جامع برای پیشگیری از تکرار چنین رخدادهایی تدوین کنند؛ چرا که میانکاله، میراث طبیعی یک استان یا یک منطقه نیست، بلکه سرمایهای ملی است که حفاظت از آن، مسئولیتی فراتر از مرزهای جغرافیایی مازندران به شمار میرود.
اکنون نگاهها به میانکاله دوخته شده است؛ به سرزمینی که این روزها بیش از همیشه، به جای آواز پرندگان مهاجر، صدای شعلههایی را میشنود که نباید اینقدر تکراری میشدند.
میانکاله در محاصره آتش
دهمین آتشسوزی پناهگاه حیاتوحش میانکاله در کمتر از یک ماه، بار دیگر این ذخیرهگاه ارزشمند زیستکره را در کام دود و شعله فرو برد؛ حریقی که امروز آغاز شده و با گسترش آن در پوشش گیاهی منطقه، خبرنگاران محلی هم از درخواست اعزام بالگرد برای مهار آتش خبر میدهند. تکرار این حوادث، پرسشهای جدی درباره آمادگی دستگاههای مسئول برای حفاظت از یکی از مهمترین زیستبومهای کشور ایجاد کرده است.میانکاله دیگر تنها با آواز پرندگان مهاجر و نسیم تالاب شناخته نمیشود؛ این روزها بوی دود و خاکستر نیز به بخشی از هویت این منطقه ارزشمند تبدیل شده است.
هنوز حریقهای پیدرپی هفتههای گذشته از ذهن دوستداران محیط زیست پاک نشده که بار دیگر شعلههای آتش از ظهر امروز بخشهایی از پوشش گیاهی این پناهگاه حیاتوحش را در بر گرفت. دهمین آتشسوزی در کمتر از یک ماه، نشان میدهد بحران میانکاله دیگر یک حادثه مقطعی نیست، بلکه به معضلی جدی و تکرارشونده تبدیل شده که اگر برای آن چارهای اساسی اندیشیده نشود، خسارتهای جبرانناپذیری بر پیکره طبیعت شمال کشور وارد خواهد کرد.
شعلههای آتش که در بخشی از پناهگاه حیاتوحش میانکاله آغاز شد و به دلیل پوشش گیاهی خشک، وزش باد و دشواری دسترسی به کانونهای حریق، به سرعت گسترش یافت. بر اساس گزارشهای میدانی، نیروهای محیط زیست، منابع طبیعی، آتشنشانی و نیروهای محلی برای مهار آتش وارد عمل شدهاند اما وسعت آتشسوزی و شرایط منطقه باعث شده درخواست اعزام بالگرد نیز مطرح شود.میانکاله یکی از مهمترین ذخیرهگاههای زیستکره جهان و ارزشمندترین زیستگاههای طبیعی ایران است که هر سال میزبان هزاران پرنده مهاجر، گونههای نادر گیاهی و جانوری و بخشی از تنوع زیستی کشور است. اما این منطقه در هفتههای اخیر بیش از آنکه مأمن حیات باشد، میدان نبرد با آتش شده است.
تکرار آتشسوزیها در یک ماه اخیر، نشان میدهد مسئله فراتر از یک اتفاق طبیعی است. کارشناسان محیط زیست معتقدند خشکسالی، افزایش دما، خشک شدن پوشش گیاهی، بیاحتیاطی برخی افراد و در برخی موارد احتمال دخالت عوامل انسانی، از مهمترین دلایل وقوع این حریقهای پیدرپی به شمار میرود.هر بار که بخشی از میانکاله میسوزد، تنها بوتهها و نیزارها از بین نمیروند؛ زیستگاه پرندگان، خزندگان، پستانداران کوچک، حشرات و چرخه طبیعی اکوسیستم نیز آسیب میبیند. بازسازی چنین زیستگاهی شاید سالها زمان ببرد و برخی خسارتها هرگز قابل جبران نباشد.
کارشناسان بارها هشدار دادهاند که میانکاله به تجهیزات تخصصی اطفای حریق نیاز دارد. نبود بالگرد مستقر، دشواری دسترسی خودروهای آتشنشانی به عمق تالاب و کمبود امکانات سبب میشود در ساعات اولیه، آتش فرصت گسترش پیدا کند و عملیات مهار با دشواری بیشتری همراه شود.این در حالی است که در بسیاری از کشورهای دارای تالابهای حساس، سامانههای پایش هوشمند، پهپادهای شناسایی، برجهای دیدهبانی و تیمهای واکنش سریع به صورت دائمی مستقر هستند تا کوچکترین دود نیز پیش از تبدیل شدن به یک بحران مهار شود.
تکرار آتشسوزیها در میانکاله، زنگ خطری جدی برای مدیران محیط زیست و مسئولان اجرایی است. اگرچه نیروهای عملیاتی در هر حادثه با تمام توان وارد میدان میشوند، اما واقعیت این است که مدیریت بحران تنها به خاموش کردن آتش محدود نمیشود؛ پیشگیری، آموزش، پایش مستمر و تجهیز منطقه، حلقههای مفقوده حفاظت از این ذخیرهگاه ارزشمند هستند.اکنون نگاه فعالان محیط زیست به نتیجه عملیات اطفای حریق دوخته شده است. همه امیدوارند آتش هرچه سریعتر مهار شود، اما دغدغه اصلی این است که آیا این آخرین آتشسوزی میانکاله خواهد بود یا باید منتظر یازدهمین و دوازدهمین حریق نیز باشیم؟
میانکاله تنها متعلق به مازندران نیست؛ سرمایهای ملی و میراثی جهانی است که حفاظت از آن وظیفه همه دستگاههای مسئول و مطالبه جدی افکار عمومی به شمار میرود. تداوم این آتشسوزیهای زنجیرهای، ضرورت بازنگری در شیوه مدیریت، افزایش تجهیزات اطفای حریق، استقرار بالگردهای تخصصی، تقویت یگان حفاظت و برخورد قاطع با عوامل انسانی احتمالی را بیش از هر زمان دیگری آشکار کرده است.امروز میانکاله دوباره در آتش میسوزد؛ اما پرسش اصلی این است که تا چه زمانی این نگین ارزشمند طبیعت ایران باید قربانی کمبود امکانات، ضعف پیشگیری و تکرار بحرانهایی باشد که هر بار بخشی از سرمایه طبیعی کشور را به خاکستر تبدیل میکنند؟