رئیس مرکز آمار ایرانگفت: تجربه جنگ به ما آموخت که شاخصهایی مثل ‘تابآوری’ را باید وارد مدل تصمیمگیری کنیم.
به گزارش بخش سیاسی وبانگاه به نقل از گروه دانشگاه خبرگزاری تسنیم، غلامرضا گودرزی، رئیس مرکز آمار ایران با اشاره به عملکرد این نهاد در دوران جنگ تحمیلی اخیر، تصریح کرد: «وظیفه ما تولید آمارهای شفاف و قابلدفاع است و خوشبختانه در این مسیر، هیچ گونه فشار یا مداخلهای از سوی هیچ نهادی احساس نشد. در اوج جنگ، نه دولت و نه مجلس حتی یک فشار برای تغییر آمار به مرکز نیاوردند و این نشان از سطح رو به رشدی از بلوغ نظام تصمیمگیری کشور دارد و افتخاری بزرگ برای نظام تصمیمگیری و نظام آماری کشور محسوب میشود.»وی افزود: این موفقیت حاصل سالها تلاش برای نهادینهسازی «عقلانیت و شفافیت در انتشار گزارشهای آماری» و توجه ویژه در سالهای اخیر به این مهم است؛ هم ما در مجموعه خود، تولید آمار درست را حق مردم و تصمیمگیران میدانیم و تلاش کردیم این باور را در زنجیره تولید و انتشار آمار رسمی، بهویژه در میان کارشناسان و ذینفعان مرکز آمار و شبکه همکاران آن در سراسر کشور، نهادینه کنیم و هم سازمان برنامه و بودجه، مدیریت ارشد و مدیران آن همکاری و مساعدتهای مناسب و قابلتوجهی با مرکز داشتند که نمونههای بارز آن در سرشماری کشاورزی، سرشماری نفوس و مسکن و تحول نظام آماری نمایان است. بیمناسبت نیست اگر در همینجا ذکری از مجموعه سالها حمایت، ارشاد و سخنان انگیزشبخش و مؤثر رهبر شهید انقلاب در خصوص نقش آمار و اطلاعات و مرجعیت مرکز آمار داشته باشیم.عضو هیئت علمی دانشکده معارف اسلامی و مدیریت دانشگاه امام صادق علیهالسلام در بخش دیگری از سخنان خود، با اشاره به برخی محدودیتهای مدلهای کلاسیک تحقیق در عملیات در مواجهه با بحران، خاطرنشان ساخت: «در دوران جنگ، تعداد زیادی از مدیران و کارمندان را دیدیم که با وجود خطرات شدید، حاضر به ترکِ محل کار یا پستهای سازمانی خود نشدند و تلاش کردند تا تولید گزارشهای آماری کشور به تأخیر نیفتد. شاید منطق مدلهای رایج رفتاری میگفت که این افراد نباید در محل کار حاضر شوند، اما عشق به خدمت و تعهد سازمانی، مدلهای ذهنی برخی از افراد را به چالش کشید.»اکتفا به کتابهای مدیریت در جنگ «کماثر» استوی افزود: «این همان نقطهای است که دانش مدیریت آکادمیک کمتر به آن پرداخته است و بار دیگر ثابت میکند که مدیریت در متن بحرانها و جنگها با آنچه در کتابهای مدیریت میخوانید، کاملاً متفاوت است.»این استاد دانشگاه با اشاره به تفاوت بنیادین مدیریت در شرایط جنگی با شرایط عادی، تصریح کرد: «مدیرانی که در این دوره موفق عمل کردند، کسانی بودند که به جای تکیه صرف بر فرمولهای کلاسیک، توانستند در کنار دانش مدیریت، با بهرهگیری از فرهنگ سازمانی، انعطافپذیری و تصمیمگیریِ موقعیتمحور، از سرمایههای انسانی خود در سختترین شرایط استفاده کنند. تجربه جنگ به ما آموخت که باید شاخصهایی مانند “تابآوری” و “انگیزه نیروی انسانی” را بیش از پیش وارد مدلهای تصمیمگیری کنیم؛ شاخصهایی که در کمتر کتاب مرجعی از آنها نامی برده شده است.»بسیاری از خبرگان وظیفه مرکز آمار را نمیدانند
وی در پاسخ به پرسشی درباره نقش مرکز آمار در سناریوسازیِ آینده، با شفافسازیِ مرزهای وظایف سازمانی، تأکید کرد که انجام هرگونه پیشبینی اقتصادی یا طراحی سناریوی پساجنگ، «رفتاری غیرحرفهای» است و ممکن است شائبه «آمارسازی» را متبادر کند و این وظیفه بر عهده نهادهای برنامهریز نظیر سازمان برنامه و بودجه است.
گودرزی در این بخش نیز نگاهی انتقادی به ذهنیت برخی اساتید دانشگاه داشت و گفت: «متأسفانه بسیاری از خبرگان و اساتید، وظیفه ذاتی مرکز آمار را مد نظر قرار نمیدهند و انتظار انجام کارهایی را دارند که اساساً در اصول حرفهای و معروف به دهگانه آماری دنیا تعریف نشده است.» گودرزی در جمعبندی سخنان خود، با آرزوی صلح و آرامش برای جوامع بشری، بر لزوم مقاومت در برابر ظلم تأکید کرد و گفت: «اگرچه جنگ، پدیدهای ویرانگر است، اما تجربه آن برای مدیران کشور، یک کارگاه عظیم آموزشی بود که ثابت کرد دانش مدیریتِ صرفاً کتابخانهای، به تنهایی در میدان مقاومت کارایی ندارد و باید این تجارب بهموقع خود مدون شود و به دانشجویان و علاقهمندان منتقل گردد.»