مجاهدت حسین‌وار خامنه‌ای شهید؛ تجلی انسان 250ساله در عصر انقلاب اسلامی

آقای شهید ایران، حسینی زیست، حسینی خون خود را در راه مکتب امام شهیدش تقدیم کرد و به شهادت رسید.
به گزارش وِبانگاه به نقل از گروه امام و رهبری خبرگزاری تسنیم، حسین ملک‌زاده، پژوهشگر حوزه اندیشه ولایت در یادداشتی با عنوان «مجاهدت حسین‌وار خامنه‌ای شهید؛ تجلی انسان 250ساله در عصر انقلاب اسلامی» نوشت:

“انسان، با فطرتی خداجو و حقیقت‌طلب آفریده شده است. این حقیقت‌جویی، او را همواره در جست‌وجوی مقصدی قرار داده که بتواند آرامش، سعادت و کمال حقیقی را برای او به ارمغان آورد. تاریخ بشر نیز راوی همین جست‌وجوی پایان‌ناپذیر است؛ جست‌وجویی که ادیان و مکاتب مختلف، هر یک به فراخور جهان‌بینی خود، پاسخی برای آن عرضه کرده‌اند و انسان‌ها را به سوی آنچه سعادت می‌پنداشتند، فراخوانده‌اند.

در این میان، ادیان الهی با اتصال به سرچشمه وحی، مسیر هدایت را از عرصه گمان به ساحت حقیقت کشاندند و سرانجام دین مبین اسلام، به عنوان کامل‌ترین برنامه الهی برای هدایت بشر، بر قلب مطهر خاتم پیامبران حضرت محمد مصطفی صلی‌الله‌علیه‌وآله نازل شد تا آخرین و جامع‌ترین نسخه هدایت انسان را در اختیار او قرار داده و پویایی این دین، رمز مانایی آن در ادوار مختلف تاریخ باشد.

تشییع رهبر شهید؛ از سوگ اجتماعی تا رخداد تمدنی

غایت اسلام، تنها دعوت انسان به مجموعه‌ای از عبادات فردی یا فضایل اخلاقی نیست، بلکه ساخت جامعه‌ای است که در آن، انسان در پرتو حاکمیت الهی مسیر کمال را طی کند ، استعدادهای خود را در مسیر خداوند به جریان انداخته و در مسیر تحقق فرامین الهی کوشش کند. در چنین جامعه ای که رهبر شهید انقلاب اسلامی از آن به عنوان کارخانه انسان سازی یاد می کنند، در راس آن خداوند قرار دارد، قوانین الهی معیار اداره جامعه قرار گرفته، ساختارهای سیاسی، فرهنگی و اقتصادی بر مدار توحید سامان می‌یابد و روابط اجتماعی بر پایه عدالت، معنویت و کرامت انسانی شکل می‌گیرد. در چنین بستری، انسان فرصت می‌یابد تا هویت حقیقی خویش را بازیابد و جامعه نیز به محیطی برای رشد ایمان و فضیلت های اخلاقی تبدیل شود. مدینه النبی در دوران حیات رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وآله مصداق تام جامعه اسلامی بود.

باید توجه داشت که شکل گیری چنین جامعه ای اتمام کار نیست؛ بلکه آغاز مرحله صیانت از این جامعه در برابر امواج تحریف، بدعت و استحاله فرهنگی است. در این مرحله، حفظ آن در برابر جریان های فکری و فرهنگی فعال در محیط پیرامونی ضرورتی دو چندان می یابد که جلوگیری از استحاله، تحریف و بدعت امری واجب است. از سوی دیگر نظام فکری این جامعه در معرض معارضینی است که بقای آن را با منافع خویش ناسازگار می دانند. از همین رو، حفظ جامعه اسلامی تنها با مراقبت از مرزهای جغرافیایی آن تحقق نمی‌یابد، بلکه پیش از آن، نیازمند صیانت از مرزهای فکری، اعتقادی و هویتی جامعه است؛ چراکه اگر شخصیت مستقل امت اسلامی دستخوش استحاله شود، موجودیت جامعه نیز دیر یا زود از درون فرو خواهد ریخت.

با تمام تفاسیر فوق، صیانت از هویت این جامعه که میراث دار دین پیغمبر خاتم است، امری ضروری بوده و خداوند حکیم اصل ولایت را بدین منظور در بطن دین اسلام قرار داده است. ولایت، صرفاً یک ساختار سیاسی یا رابطه‌ای عاطفی میان حاکم و مردم نیست؛ بلکه پیوندی عمیق و هویت‌بخش میان مؤمنان است که آنان را حول یک ایمان، یک مقصد و یک جبهه متحد می‌سازد. جامعه‌ای که افراد آن دارای منظومه فکری مشترک‌اند، ناگزیر می بایست بیش از هر چیز به یکدیگر متصل باشند تا از خطر اضمحلال هویتی و فرهنگی مصون بمانند و هویت مستقل خویش را از دست ندهند. چنانکه بیان شد، اصل ولایت در واقع پیوندی است که ضامن مانایی، استقامت و استمرار جامعه اسلامی در برابر جبهه باطل است.

«ولی جامعه»محور این پیوستگی و نقطه تمرکز اراده امت و محور هم‌افزایی نیروهای مؤمن است؛ نقطه‌ای که همه جریان‌های درونی جامعه به آن متصل می‌شوند، از آن الهام می‌گیرند و حرکت خود را با هدایت آن تنظیم می‌کنند.

ولیّ جامعه با شناخت دقیق میدان، آگاهی از ظرفیت‌های امت و تشخیص مصالح و مفاسد، دیده‌بان هویت امت و پرچمدار حرکت تاریخی اسلام است؛ او استعدادها را در جایگاه مناسب قرار می‌دهد، از فرسایش نیروهای مؤمن جلوگیری کرده و حرکت‌های پراکنده را به جریانی واحد تبدیل می‌کند. در پرتو چنین رهبری‌ای، جامعه اسلامی نه‌تنها از تشتت و فرسایش درونی مصون می‌ماند، بلکه توان عبور از بحران‌ها و حرکت به سوی آرمان‌های تمدنی اسلام را نیز پیدا می‌کند.

درنگی بر راهپیمایی تمدنی اربعین از منظر شهید آیت‌الله خامنه‌ای

با استناد به آیه شریفه «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ» با ختم نبوت سلسله ولایت الهی منقطع نمی شود. اسلام، آخرین دین الهی است و باید تا پایان تاریخ توان پاسخ‌گویی به نیازهای انسان را داشته باشد؛ ازاین‌رو، خداوند متعال، هم‌زمان با پایان یافتن سلسله نبوت، سازوکار استمرار هدایت را نیز در متن دین قرار داد. واقعه غدیر، صرفاً اعلام جانشینی امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام نبود، بلکه نقطه آغاز جریان ولایت در امت اسلامی و تضمین‌کننده استمرار حیات اسلام تا پایان تاریخ به روز شمار می‌رفت؛ حقیقتی که با نزول آیه شریفه «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی» به کمال رسید و نشان داد که بقای اسلام، در گرو استمرار ولایت است.

پرچم هدایت امت در دست ائمه اطهار قرار گرفته و هر یک به فراخور شرایط سیاسی جامعه، نوعی مبارزه حاد را در دستور کار خود قرار داده و اسلام را از گزند بدعت ها و انحرافات حفظ نموده اند. روزی بازگشت به اصول اسلامی و مبارزه در راه تحقق آن خط مشی حکومت علوی را رقم می زند و در دوره ای به اقتضا شرایط، «صلح الحسن» پرشکوه ترین نرمش قهرمانانه در تاریخ رقم میخورد. آنگاه که نیاز بیداری و هدایت مردم اقتضا کند، امام حسین علیه السلام با جان و مال خود قیام می کند و خون او امت به خواب رفته را هوشیار کرده و به پیکیر بی جان اسلام جان دوباره می بخشد.

در این منظومه، تفاوت شیوه‌های مبارزه هرگز به معنای تفاوت در هدف نیست؛ همه آنان پرچمداران یک جبهه و ادامه‌دهندگان یک مسیر بودند و هر یک به اقتضای زمان، از حقیقت اسلام صیانت کردند.

امتداد امامت و ولایت ائمه اطهار علیهم‌السلام به عصر غیبتی ختم شد که اگرچه امت اسلامی را از نعمت حضور ظاهری و عینی امام معصوم علیه‌السلام محروم ساخت، اما هرگز جامعه اسلامی را بدون پرچم هدایت و راهبری رها نکرد. حضرت ولی‌عصر عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف، در توقیع شریف خود، مسیر رجوع امت در دوران غیبت را روشن ساخته و فرمودند: «وَأَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَهُ فَارْجِعُوا فِیهَا إِلَىٰ رُوَاهِ حَدِیثِنَا، فَإِنَّهُمْ حُجَّتِی عَلَیْکُمْ وَأَنَا حُجَّهُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ». از همین رو، جریان ولایت با غیبت متوقف نشد، بلکه در قامت فقاهت و مرجعیت، وظیفه صیانت از دین، هدایت امت و پاسداری از هویت اسلام را استمرار بخشید تا امت اسلامی در کوران حوادث، از مسیر حق منحرف نشود و پرچم هدایت بر زمین نماند.

در طول قرن‌های متمادی، فقهای شیعه هر یک به فراخور اقتضائات زمان، بار سنگین پاسداری از معارف اهل‌بیت علیهم‌السلام را بر دوش کشیدند؛ روزی با تعلیم و تبیین معارف دین، روزی با مبارزه با جریان‌های انحرافی، روزی با حفظ استقلال مرجعیت در برابر حکومت‌های جور و روزی با بسیج امت اسلامی در برابر استعمار و استکبار. این جریان، اگرچه در ظاهر با شیوه‌های گوناگون ادامه یافت، اما در حقیقت امتداد همان خط ولایتی بود که از غدیر آغاز شده و در عاشورا استمرار یافته بود؛ خطی که مأموریت آن، صیانت از اسلام و حفظ هویت امت در هر عصر و زمان است که هیچ گاه هدف نهایی خود یعنی تلاش برای تحقق شکل گیری جامعه اسلامی و نظام اسلامی را فراموش نکرد.

با پرچم خونخواهی‌ات راهی کربلای معلی هستیم

جریان تاریخ سرانجام به نقطه‌ای رسید که جهان اسلام با هجوم هم‌زمان استبداد داخلی، استعمار خارجی و انحراف فکری مواجه شد و انبوه هجمه ها از سوی معاندین اسلام و کشور های اسلامی به منظور تغییر ماهوی فرهنگ، هویت و جهان بینی اسلامی به سرعت در حال انجام بود. دیگر حفظ اسلام تنها با تدریس، تألیف و ارشاد ممکن نبود. اقتضای زمان، مجاهدتی از جنس دیگری را طلب می‌کرد؛ مجاهدتی که بتواند بار دیگر اسلام را از حاشیه زندگی مسلمانان به متن حیات اجتماعی بازگرداند و پرچم حاکمیت دین را پس از قرن‌ها برافرازد. در چنین شرایطی، خمینی کبیر رحمه‌الله‌علیه به عنوان میراث‌دار فقاهت، مرجعیت و ولایت، با الهام از مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام و استعانت از وعده الهی «قُلْ إِنَّمَا أَعِظُکُمْ بِوَاحِدَهٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَىٰ وَفُرَادَىٰ»، قیامی را آغاز کرد که روح آن، همان روح عاشورا بود و مقصد آن، احیای ارزش های اسلامی.

ثمره سال‌ها تبعید، مبارزه، مجاهدت و ایستادگی، پیروزی انقلاب اسلامی ایران شد؛ انقلابی که برای نخستین‌بار پس از قرن‌ها، ولایت را از محدوده مباحث نظری و فقهی به عرصه تشکیل حکومت اسلامی وارد ساخت و نشان داد که اسلام، افزون بر آنکه دین عبادت و اخلاق است، توانایی اداره جامعه و ساخت تمدن را نیز داراست. انقلاب اسلامی، صرفاً جابه‌جایی یک حکومت با حکومتی دیگر نبود؛ بلکه احیای همان خط ممتدی بود که از بعثت آغاز شده، در غدیر تداوم یافته، در عاشورا حفظ شده و در عصر غیبت به دست فقهای شیعه صیانت شده بود.

شهید سیدعلی حسینی خامنه‌ای، پیش از آنکه در جایگاه رهبری انقلاب اسلامی قرار گیرد، سال‌ها در میدان اندیشه، مبارزه و مجاهدت حضور داشت. او با طرح نظریه «انسان 250 ساله»، حرکت سیاسی و اجتماعی ائمه اطهار علیهم‌السلام را نه مجموعه‌ای از اقدامات پراکنده، بلکه جریانی واحد و هدفمند برای تشکیل و حفظ حکومت الهی تبیین کرد و با تدریس «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن»، تصویری منسجم از هندسه معرفتی اسلام ارائه داد که در آن، توحید، نبوت، ولایت، عدالت، جهاد و امت، اجزای یک منظومه به هم پیوسته به شمار می‌رفت. سال‌ها نیز در سنگر نماز جمعه تهران، مبانی «نظام انقلابی» را برای جامعه اسلامی تبیین کرد و از ضرورت صیانت از هویت انقلاب، مقابله با تحریف و حفظ روحیه انقلابی سخن گفت. اکنون همان اندیشه‌پرداز و مجاهد، خود در رأس نظامی قرار گرفته بود که سال‌ها برای شکل‌گیری و تثبیت آن مبارزه کرده بود.

زعامت او، نه آغاز فصلی جدید و گسسته از گذشته، بلکه استمرار همان خط ولایتی بود که از بعثت آغاز شد، در غدیر امتداد یافت، در عاشورا از انحراف مصون ماند و در نهضت خمینی کبیر بار دیگر به نظام اسلامی دست یافت. از همین رو، هرگاه اقتضای زمان، صلابت علوی را طلب می‌کرد، با صراحت و استقامت از اصول و ارزش‌های انقلاب اسلامی صیانت می‌کرد و هرگاه حفظ انسجام جامعه اسلامی در گرو همدلی و مشارکت عمومی بود، همه جریان‌ها و سلایق را به حضور در صحنه و مشارکت در انتخابات فرا می‌خواند تا انقلاب اسلامی، خانه همه دلبستگان به ایران و اسلام باقی بماند. آنجا که شرایط میدان، انعطاف هوشمندانه را اقتضا می‌کرد، گفتمان «نرمش قهرمانانه» را مطرح ساخت تا بار دیگر نشان دهد که در مکتب ولایت، تاکتیک‌ها متناسب با شرایط تغییر می‌کنند، اما اصول هرگز دستخوش دگرگونی نمی‌شوند؛ همان منطقی که پیش‌تر در صلح امام حسن مجتبی علیه‌السلام، جلوه‌ای دیگر از خود را به نمایش گذاشته بود.

جهاد و مقاومت «راه جبهه حسینی» برای رسیدن به معنا و هدف زندگی است

نگاه او به مرزهای جغرافیایی ایران محدود نماند، بلکه تحقق تمدن نوین اسلامی را نیازمند حرکت عمومی و یکپارچه آحاد مسلمانان تلقی می کرد. از همین رو، حفظ وحدت امت اسلام، حمایت از ملت‌های مظلوم و مقابله با پروژه تجزیه و تفرقه میان امت مسلمان ، همواره در شمار مهم‌ترین دغدغه‌های او قرار داشت. جریان بیداری اسلامی را نشانه بازگشت امت به هویت اسلامی خود می‌دانست و همه توان خویش را به منظور تبیین رویه ، مسیر و هدف درست آن و جلوگیری از انحراف این حرکت تاریخی به کار گرفت. در روزگاری که گروه‌های تکفیری با طراحی قدرت‌های استکباری، امنیت منطقه و از هم گسیختگی امت مسلمان را هدف گرفته بودند، با راهبری مجاهدانی چون شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی، تهدیدی بزرگ را به فرصتی برای گسترش جبهه مقاومت تبدیل کرد و نشان داد که دست خدا از آستین ولی جامعه راهبر امت شده و همواره از دل بحران‌ها، ظرفیت‌های تازه‌ای برای پیشروی جبهه حق خلق می‌کند.

با شکل‌گیری عملیات طوفان‌الاقصی، با نگاهی فراتر از سطح تحلیل منطقه‌ای به این رویداد، آن را نقطه عطفی در بیداری افکار عمومی جهان دانست؛ رخدادی که پرده از چهره واقعی نظام سلطه و رژیم صهیونیستی برداشت و وجدان‌های بیدار را در اقصی نقاط جهان به حمایت از مردم مظلوم فلسطین فراخواند. او بارها تأکید کرد که نبرد امروز، تنها نبرد موشک و میدان نیست، بلکه نبرد روایت‌ها، افکار و اراده‌هاست و از همین رو، جهاد تبیین را به عنوان یکی از مهم‌ترین وظایف امت اسلامی در عصر حاضر مطرح ساخت.

با این همه، مبارزه حاد سیاسی و حضور مستمر در میدان رویارویی با دشمن، هرگز او را از توجه به پیشرفت درونی کشور بازنداشت. همان رهبری که پرچم مقابله با استکبار را بر دوش داشت، علم، فناوری، اقتصاد و فرهنگ را نیز از ارکان اقتدار امت اسلامی می‌دانست و بارها تأکید کرد که استقلال سیاسی، بدون استقلال علمی و فناورانه، پایدار نخواهد ماند.این نگاه و نگرش بود که نهضت تولید علم، حمایت از شرکت‌های دانش‌بنیان، گسترش فناوری‌های راهبردی رقم زد و امید بستن به توان جوانان ایرانی، بخشی از همان مجاهدتی بود که او برای ساخت ایران قوی و زمینه‌سازی تمدن نوین اسلامی دنبال می‌کرد؛ گویی حدیث شریف «لو کان العلم بالثریا لناله رجال من فارس» در روزگار او جلوه‌ای تازه یافته و به واقعیتی عینی نزدیک شده بود.

آنگاه که یزیدیان زمان؛ بی‌پرده نسبت به اعمال شنیع خود اعتراف کرده، در زیاده‌خواهی محدودیتی برای خود قائل نبودند و رئیس جمهور پلید آمریکا بی هیچ مانعی، واضح و شفاف نگاه خود به ملت‌ها و کشورها را بیان کرد؛ آفریننگان لکه ننگ آن جزیره بد نام، اصول و ارزش های انسانی را به سخره گرفته و دست مایه اهداف شوم ضد انسانی خود قرار دادند، آقای شهید ایران به صراحت فرمود: «مثلی لا یبایع مثل یزید» که مثل منی با همچون یزیدی بیعت نخواهد کرد. او که همواره دلباخته امت خود بود تاکید داشت که ملت ایران دروس عاشورایی خود را بلد است و سرانجام سالیان متمادی مجاهدت خامنه ای شهید نقطه آغاز جریان سازی خون او بود که یک ملت را مبعوث کرد‌. رهبر معظم انقلاب در توصیف مجاهدت خامنه ای شهید اینچنین عنوان داشت :::« انقلابی که از اساس حسینی بود و با شعار و مرام حسین ساخته شد و بالید. آقای شهید ایران هم با همین مرام رشد کرد. او حسینی بود، حسینی اندیشید، حسینی حرکت کرد، حسینی جهاد و مقاومت نمود، حسینی زیست، و حسینی خون خود را در راه مکتب حسین علیه‌السلام تقدیم کرد و به شهادت رسید. در زمره‌ی حسینیان، کسانی هستند که وقتی در راه حسین و برای مکتب و مرام حسین علیه‌السّلام، خونشان مظلومانه بر زمین میریزد، امّت اسلام به حرکت در می‌آید و آن زمان، به عاشورا و آن مکان، به کربلا متّصل میشود. حال هم همان شور حسینی، ملّت ما را بعثت بخشیده و مکتب خمینی کبیر و خامنه‌‌ای شهید را جلوه‌ای تازه داده است. این است آن غوغای حیات‌بخشی که انعکاس ندای مظلومیّت حسین علیه‌السّلام و ندای هَل مِن ناصرٍ یَنصُرُنیِ او در ایران و پس از آن در عراق و سایر کشورها بپا می‌کند و زلزله در باطل می‌اندازد. »

با همه آنچه گذشت، میراث خامنه‌ای شهید را نباید تنها در عرصه‌های سیاسی، دستاوردهای مدیریتی یا پیروزی‌های راهبردی جست‌وجو کرد؛که البته در هر یک از حوزه های بیان شده دستاوردی به بزرگی تاریخ رقم خورده اما بزرگ‌ترین میراث او، بعثت دوباره امتی بود که حول محور ولایت، هویت مشترک خویش را بازشناخت و دل‌های بیدار را از مرزهای جغرافیایی فراتر برد. خون او بار دیگر نشان داد که اسلام ، مکتب جریان‌سازی، هویت‌بخشی و امت‌سازی است؛ مکتبی که با شهادت پرچمدارانش متوقف نمی‌شود، بلکه جانی تازه می‌گیرد و آحاد بیداردلان و حقیقت‌جویان جهان را بر محور آرمانی واحد به هم پیوند می‌دهد. آنچه پس از شهادت او رقم خورد، صرفاً اندوه از فقدان یک رهبر نبود، بلکه تجدید بیعت امتی با مسیر ولایت و نقطه اجماع آزادگان جهان بر سر حقیقتی بود که خامنه‌ای شهید همه عمر خویش را وقف تبیین و صیانت از آن کرده بود.

از همین رو، صیانت از یادگار خامنه‌ای شهید، هرگز به حفظ نام، یاد و خاطره او محدود نمی‌شود؛ صیانت حقیقی، پاسداری از مکتب، اندیشه و مسیری است که او پرچمدار آن بود. هر اندازه این مسیر در عرصه اندیشه تبیین شود، در میدان عمل استمرار یابد، در پیشرفت علمی، اقتدار ملی، وحدت امت اسلامی، جهاد تبیین، مقاومت در برابر نظام سلطه و تربیت نسل‌های مؤمن و انقلابی تجلی پیدا کند، خون او به ثمر نزدیک‌تر خواهد شد. خامنه‌ای شهید، رسالت خویش را با شهادت به پایان نرساند، بلکه آن را بر دوش امتی نهاد که امروز، بیش از هر زمان دیگری وظیفه دارد، پرچم این حرکت تاریخی را بر زمین نگذارد و با حفظ وحدت بر مدار ولایت، راهی را که از بعثت آغاز شد، در غدیر استمرار یافت، در عاشورا جاودانه شد و در مکتب خمینی کبیر و خامنه‌ای شهید جلوه‌ای نو یافت را تا تحقق کامل وعده الهی ادامه دهد.”

©‌ وبانگاه، خبرگزاری تسنیم

دکمه بازگشت به بالا