جاماندگان، همقدم با کربلا در مسیر دلدادگی حسینی

اربعین، تنها یک مناسبت مذهبی تلقی نمیشود. تبلور عاشقانهترین جلوههای ایمان، وفاداری و همدلی است. روزی که میلیونها عاشق از سراسر جهان، خود را به حرم سیدالشهدا(ع) میرسانند و آنان که از این سفر بازماندهاند، دلهایشان را روانه بینالحرمین میکنند. در مازندران نیز سالهاست آیین پیادهروی جاماندگان اربعین به سنتی باشکوه تبدیل شده است؛ سنتی که در آن، خیابانها، جادهها، کوچهها و حتی روستاهای دورافتاده، میزبان قدمهایی میشوند که مقصدشان نه یک نقطه روی نقشه، بلکه کربلای دل است.
صبح اربعین هنوز آفتاب بهطور کامل بر دامنههای سرسبز البرز ننشسته که حرکت عاشقان آغاز میشود. پیرمردی که عصا به دست دارد، نوجوانی که پرچم «یا حسین» را بر دوش گرفته، مادری که دست کودک خردسالش را گرفته و جوانانی که با چشمانی اشکبار ذکر «لبیک یا حسین» را زمزمه میکنند، همه در یک مسیر قدم برمیدارند. اینجا کسی از هم نمیپرسد از کجا آمدهای؛ همه یک پاسخ دارند؛ آمدهایم تا دلهایمان را به کربلا برسانیم.
در شهرهای مختلف مازندران، از ساری و بابل گرفته تا آمل، قائمشهر، بهشهر، نکا، چالوس، نوشهر، تنکابن، رامسر و دهها شهر و روستای دیگر، مسیرهای پیادهروی از نخستین ساعات صبح و تا بعد از ظهر که در در دیگر مناطق آغاز میشود مملو از عاشقانی میشود که با نوای مداحی و ذکر مصیبت، راهی نمادین را به عشق حسین(ع) طی میکنند.
جاماندگان اربعین، در حقیقت جامانده نیستند. آنان اگرچه در جغرافیای ایران قدم برمیدارند، اما دلهایشان در میان خیل زائرانی است که از نجف تا کربلا مسیر عشق را میپیمایند. هر قدم، سلامی به کاروان عاشورا و هر اشک، تجدید عهدی با آرمانهای امام حسین(ع) است.
در طول مسیر، موکبهای مردمی با شور و اخلاص از عزاداران پذیرایی میکنند. استکانهای چای داغ، شربت خنک، غذای نذری و لبخند خادمانی که خدمت به زائران را افتخار خود میدانند، تصویری از همان فرهنگ میزبانی اربعین را در دل شهرهای مازندران زنده میکند.
اینجا هیچکس غریبه نیست؛ همه عضو یک خانواده بزرگ حسینی هستند.
کودکان نیز سهم خود را از این حماسه دارند. برخی با لباسهای کوچک مشکی در کنار پدر و مادر قدم برمیدارند و برخی دیگر بطریهای آب یا بستههای خرما را میان عزاداران توزیع میکنند. آنان شاید هنوز فلسفه عاشورا را بهخوبی ندانند، اما عشق به حسین(ع) را از نگاه و رفتار بزرگترها میآموزند؛ عشقی که نسل به نسل منتقل میشود و سرمایهای ماندگار برای فرهنگ این سرزمین است.
حضور سالمندان، جلوهای دیگر از این اجتماع عظیم است. مردان و زنانی که سالها آرزوی زیارت کربلا را در دل داشتهاند، با وجود کهولت سن، مسیرهای پیادهروی را ترک نمیکنند. برخی آرام قدم برمیدارند، برخی بر ویلچر نشستهاند و برخی با کمک فرزندان خود حرکت میکنند، اما هیچکدام حاضر نیستند از این قرار عاشقانه جا بمانند.
پیادهروی جاماندگان اربعین؛ نمایش باشکوه همبستگی اجتماعی نیز هست. در این مسیر، تفاوتهای قومی، شغلی، اقتصادی و سنی رنگ میبازد. همه در کنار هم قدم میزنند؛ کارگر و استاد دانشگاه، کشاورز و پزشک، دانشجو و بازاری، زن و مرد، کودک و سالمند؛ همه با یک نام و یک مقصد.
اربعین، مدرسهای برای تمرین ایثار است. بسیاری از مردم، روزها و هفتهها پیش از این مراسم، برای برپایی موکبها برنامهریزی میکنند. برخی نذر پخت غذا دارند، برخی آب و شربت تهیه میکنند، عدهای مسئولیت نظافت مسیرها را برعهده میگیرند و گروهی نیز خدمات درمانی و فرهنگی ارائه میدهند. همه تلاش میکنند سهم کوچکی در خدمت به عزاداران داشته باشند؛ سهمی که شاید در ظاهر کوچک باشد، اما در فرهنگ عاشورا ارزشی بزرگ دارد.
در گوشهای از مسیر، مادری زیر لب برای سلامتی فرزندش دعا میکند. چند قدم آنطرفتر، پدری از خدا میخواهد توفیق زیارت کربلا را نصیب خانوادهاش کند.
جوانی برای موفقیت در زندگی دعا میکند و سالمندی تنها یک آرزو دارد؛ اینکه آخرین نفسش با نام حسین(ع) باشد. اربعین، روز گره خوردن دعاها به پرچم سرخ کربلاست.
شاید مهمترین پیام این حرکت مردمی، زنده نگه داشتن فرهنگ عاشورا باشد. فرهنگی که بر پایه آزادگی، عدالت، ایثار، مقاومت و دفاع از حقیقت شکل گرفته است.
شرکتکنندگان در این پیادهروی، تنها مسیر چند کیلومتری را طی نمیکنند؛ آنان در حقیقت، مسیر وفاداری به آرمانهای امام حسین(ع) را مرور میکنند و به نسل جوان یادآوری میکنند که عاشورا، رویدادی متعلق به گذشته نیست، بلکه چراغ راه امروز و فرداست.
سال به سال، بر شکوه این آیین افزوده میشود. خانوادههای بیشتری به این حرکت میپیوندند و مسیرهای تازهای در شهرها و روستاها شکل میگیرد. این استقبال گسترده نشان میدهد که محبت اهلبیت(ع) همچنان در تار و پود زندگی مردم مازندران جاری است و اربعین، فرصتی برای تجدید این پیمان عاشقانه به شمار میرود.
وقتی پیادهروی به پایان میرسد و عزاداران در محل اجتماع پایانی گرد هم میآیند، صدای «السلام علیک یا اباعبدالله» در فضا طنینانداز میشود. اشکها جاری است، دستها رو به آسمان بلند شده و دلها هنوز در کربلاست. کسی احساس پایان ندارد؛ گویی این مسیر، آغاز راهی تازه برای بهتر زیستن و حسینی ماندن است.جاماندگان اربعین، اگرچه کیلومترها از بینالحرمین فاصله دارند، اما حقیقت این است که دل، فاصله نمیشناسد. عشق، مرز نمیشناسد و ارادت، گذرنامه نمیخواهد. هر قدمی که در خیابانهای مازندران برداشته میشود، ادامه همان راهی است که از نجف آغاز شده و به کربلا میرسد.
اربعین، وعدهگاه عاشقانی است که میخواهند هر سال دوباره با سیدالشهدا(ع) بیعت کنند؛ بیعتی برای ایستادن در برابر ظلم، یاری حق، حفظ کرامت انسان و زنده نگه داشتن پیام عاشورا.
مردم مازندران نیز با حضور پرشور خود در آیین جاماندگان اربعین، نشان میدهند که اگرچه جسمشان در این دیار است، اما دلهایشان همگام با میلیونها زائر، در جاده عشق به سوی کربلا قدم برمیدارد.و شاید زیباترین تصویر اربعین همین باشد؛ وقتی آخرین پرچمها در باد به اهتزاز درمیآید، آخرین زمزمههای «لبیک یا حسین» در فضا میپیچد و آخرین نگاهها به افق دوخته میشود؛ افقی که برای عاشقان، همیشه از کربلا آغاز میشود و به ظهور منجی عدالت ختم خواهد شد.