روایت حادثه معدن مس قلعهزری/ثروت زیرزمین، داغ روی زمین

خبر جانباختن «مهدی زردست»، کارگر 36 ساله معدن مس قلعهزری، بار دیگر نگاهها را به ایمنی معادن و شرایط کار سختترین قشر کارگری کشور معطوف کرد؛ مردی از اهالی روستای قلعهزری، متأهل و پدر دو فرزند که مانند هر روز برای تأمین معاش خانواده راهی محل کار شد، اما آن روز پایان متفاوتی برای او و خانوادهاش رقم خورد.
بر اساس اعلام مسئولان شهرستان خوسف، این حادثه حوالی ساعت 6:40 صبح رخ داده و برخلاف برخی اخبار اولیه، انفجاری در معدن اتفاق نیفتاده است. بررسیهای اولیه نشان میدهد این کارگر هنگام فعالیت در تونل معدن، بین تجهیزات معدنی گرفتار شده و جان خود را از دست داده است. اکنون بررسیهای کارشناسی برای مشخص شدن جزئیات و عوامل مؤثر در وقوع حادثه ادامه دارد.
اما هر حادثه معدنی تنها یک اتفاق فنی نیست؛ پشت هر گزارش حادثه، یک زندگی قرار دارد. خانوادهای که چشمانتظار بازگشت یک پدر است، فرزندانی که دیگر صدای قدمهای او را نمیشنوند و جامعهای که بار دیگر این سؤال را تکرار میکند: آیا ارزش جان کارگر، همپای ارزش ثروتی که استخراج میکند، دیده میشود؟
معدن مس قلعهزری برای مردم خوسف فقط یک واحد صنعتی نیست. سالهاست این معدن بخشی از اقتصاد منطقه را شکل داده و برای بسیاری از خانوادهها فرصت اشتغال ایجاد کرده است. اما این واقعیت اقتصادی نباید ما را از واقعیت دیگری غافل کند؛ اینکه پشت هر تن ماده معدنی استخراجشده، ساعتها تلاش انسانی وجود دارد.
کارگر معدن، در محیطی کار میکند که با بسیاری از مشاغل دیگر قابل مقایسه نیست؛ تونلهای زیرزمینی، تجهیزات سنگین، فضای محدود، شرایط دشوار و خطرهایی که گاهی در چند ثانیه میتواند مسیر زندگی یک خانواده را تغییر دهد.
خراسان جنوبی هنوز داغ حادثه معدن زغالسنگ طبس را فراموش نکرده است؛ حادثهای که شهریور 1403 جان 51 کارگر را گرفت و به یکی از تلخترین حوادث معدنی کشور تبدیل شد. آن حادثه یک پیام روشن داشت؛ اینکه توسعه اقتصادی بدون توجه جدی به ایمنی، توسعهای ناقص است.
اکنون حادثه معدن مس قلعهزری، اگرچه از نظر ابعاد با حادثه طبس قابل مقایسه نیست، اما همان نگرانی قدیمی را دوباره زنده کرده است؛ نگرانی درباره اینکه آیا آموزش، تجهیزات ایمنی، نظارتهای دورهای و استانداردهای کاری در همه مراحل فعالیت معدن، با حساسیت لازم دنبال میشود؟
این نخستین بار نیست که نام معدن مس قلعهزری با حادثه همراه میشود. در سال 1397 نیز ریزش سنگ در این معدن جان یک کارگر را گرفت. هر حادثه دلایل خاص خود را دارد، اما تکرار اتفاقات تلخ در محیطهای معدنی یک پیام مشخص دارد؛ ایمنی نباید برنامهای مقطعی پس از حادثه باشد، بلکه باید بخشی جداییناپذیر از مدیریت معدن باشد.
در کنار موضوع ایمنی، شرایط معیشتی کارگران معدن نیز مسئلهای است که نمیتوان از کنار آن گذشت. سختی و خطر این شغل باید در حمایتهای قانونی، مزایا و شرایط کاری کارگران مورد توجه قرار گیرد. فردی که در محیطی پرخطر کار میکند، تنها به دستمزد نیاز ندارد؛ او نیازمند اطمینان از این است که جانش برای مجموعهای که در آن فعالیت میکند، ارزشمند است.
شاید زمان آن رسیده باشد که معیار موفقیت یک معدن تنها میزان تولید، استخراج و درآمد نباشد. یک شاخص مهمتر نیز باید در کنار آمارهای اقتصادی دیده شود: چند کارگر پس از پایان شیفت، سالم به خانه بازمیگردند؟
هیچ میزان تولید و هیچ ارزش اقتصادی نمیتواند جای خالی یک پدر، یک همسر یا یک فرزند را برای خانوادهای که عزیزش را از دست داده است، پر کند.
معدن قرار است برای مردم منطقه ثروت، اشتغال و آینده بسازد؛ نه اینکه هر چند وقت یکبار خانوادهای را داغدار کند.
اکنون انتظار مردم این است که حادثه اخیر معدن مس قلعهزری به یک خبر کوتاه محدود نشود. نتایج بررسیهای کارشناسی باید شفاف اعلام شود، عوامل مؤثر در حادثه مشخص شود و اقداماتی جدی برای جلوگیری از تکرار چنین اتفاقاتی در دستور کار قرار گیرد.
چرا که ارزش واقعی یک معدن، فقط در عمق ذخایر زیر زمین نیست؛ ارزش واقعی آن زمانی معنا پیدا میکند که انسانهایی که این ثروت را استخراج میکنند، سالم به خانههایشان بازگردند.
نسرین کاری، خبرنگار و فعال رسانه ای