تکبر و دنیاطلبی ریشه انحراف جریانهای باطل در تاریخ است

وی با اشاره به اهمیت خطبه قاصعه افزود: خطبه قاصعه بزرگترین خطبه نهجالبلاغه است و میتوان آن را به حدود 30 فصل تقسیم کرد که هر فصل آن دربردارنده مباحث عمیق و راهگشا برای فهم مسائل فردی، اجتماعی و حکومتی است.
درینجفآبادی تصریح کرد: این خطبه شریفه از جمله خطبههایی است که تنها نباید به عنوان یک متن تاریخی مورد توجه قرار گیرد، بلکه لازم است با نگاه به شرایط امروز جامعه، ابعاد مختلف آن بازخوانی و برای نسل جدید تبیین شود، زیرا بسیاری از هشدارها و آموزههای آن همچنان برای جامعه اسلامی کاربردی و درسآموز است.
نماینده ولیفقیه در استان مرکزی با اشاره به زمان ایراد خطبه قاصعه اظهار کرد: امیرالمؤمنین(ع) این خطبه را در سال 38 هجری و پس از حوادث جنگ صفین ایراد فرمودند؛ دورانی که حضرت از شرایط پیشآمده، عملکرد برخی مردم کوفه، جنایات معاویه و عمروعاص و غارتهایی که صورت گرفته بود، آزردهخاطر بودند.
وی ادامه داد: جامعه کوفه در آن مقطع از قبایل مختلفی تشکیل شده بود که هر کدام ادعاها و گرایشهای خاص خود را داشتند و برخی از چهرهها نیز با وجود ظاهر همراهی، در باطن به جریانهای مخالف امیرالمؤمنین(ع) گرایش داشتند. همین چنددستگیها و روحیههای مدعیگرانه، مشکلات فراوانی را برای حکومت علوی ایجاد کرده بود.
درینجفآبادی با بیان اینکه خطبه قاصعه خطبهای جامع و چندبعدی است، ادامه داد: این خطبه از یک منظر همانند فرمان مالک اشتر در حوزه حکومت، جامعه و سیاست قابل بررسی است و از زاویهای دیگر، شباهتهایی با نامه 31 نهجالبلاغه در حوزه تربیت، اخلاق و انسانسازی دارد؛ بنابراین نباید از کنار آن به سادگی گذشت.
نماینده ولیفقیه در استان مرکزی با تأکید بر ضرورت ورود جدیتر حوزههای علمیه به شرح و تبیین این خطبه اظهار کرد: خطبه قاصعه باید در حوزههای علمیه به عنوان یک متن مهم سیاسی، اجتماعی، اعتقادی، اخلاقی، اقتصادی، تاریخی و مرتبط با فلسفه تاریخ مورد بررسی قرار گیرد تا طلاب و جامعه بتوانند با ابعاد گسترده آن آشنا شوند.
وی با اشاره به درسهای این خطبه برای شناخت جریان حق و باطل در طول تاریخ عنوان کرد: امیرالمؤمنین(ع) در این خطبه ابعاد گوناگون انحراف، تکبر، دنیاطلبی و فاصله گرفتن از مسیر حق را گوشزد میکنند و این هشدارها امروز نیز برای جامعه اسلامی درس بزرگی است.
درینجفآبادی افزود: باید بررسی شود که چگونه معاویه با ظاهری فریبنده توانست سالها بر بخشی از جامعه اسلامی مسلط شود و با استفاده از حیله، تبلیغات و قدرتطلبی، مسیر جامعه را دچار انحراف کند. شناخت این روشها برای مصونسازی جامعه در برابر فریبها و جریانهای انحرافی ضروری است.
نماینده ولیفقیه در استان مرکزی با اشاره به ریشههای رویارویی جبهه حق و باطل در تاریخ اسلام تصریح کرد: آنچه در طول تاریخ میان اهل حق و جریانهای باطل رخ داده، ریشه در ایمان، اعتقاد و نوع نگاه به خداوند و حقیقت دارد. جبهه حق بر پایه ایمان و بندگی خدا شکل میگیرد، اما جریان باطل بر محور دنیاطلبی، قدرتخواهی و تکبر حرکت میکند.
وی با بیان اینکه جنگها و منازعات قدرتهای مادی در طول تاریخ غالباً برخاسته از منافع دنیوی بوده است، بیان کرد: در مقابل، حرکت انبیا، اولیا و اهلبیت(ع) برای خدا و در مسیر اعتلای کلمه حق بوده است. قیام امیرالمؤمنین(ع)، نهضت امام حسین(ع) و حرکتهای الهی در طول تاریخ نیز بر همین مبنا قابل تحلیل است.
درینجفآبادی با استناد به معارف خطبه نخست نهجالبلاغه افزود: امیرالمؤمنین(ع) در آغاز نهجالبلاغه تأکید میکنند که عزت، عظمت و کبریایی تنها از آن خداوند متعال است و هر کس بخواهد خود را در جایگاه کبریایی و عظمت مطلق قرار دهد، در مسیر خطا و هلاکت قرار گرفته است.
نماینده ولیفقیه در استان مرکزی با اشاره به سرنوشت ابلیس بیان کرد: ابلیس با یک لحظه تکبر و غرور در برابر فرمان الهی، برای همیشه از درگاه خداوند رانده شد و این نشان میدهد که تکبر، خودبرتربینی و ادعای بزرگی در برابر خداوند، انسان را به سقوط میکشاند.
وی با انتقاد از روحیه برتریجویی برخی قدرتها و جریانهای سلطهگر در جهان اظهار کرد: نگاههایی که برای خود امتیاز ذاتی قائل میشوند و دیگران را پایینتر از خود میدانند، ریشه در همان تکبر جاهلی دارد. چنین روحیهای با منطق توحیدی و نگاه اسلام به انسان و کرامت انسانی سازگار نیست.
درینجفآبادی خاطرنشان کرد: در منظومه فکری اسلام، مؤمن عزیز است و تن به ذلت نمیدهد، اما عظمت و کبریایی مطلق مخصوص خداوند متعال است. هیچ انسانی حق ندارد خود را در جایگاه عظمت الهی قرار دهد، زیرا عزت حقیقی در بندگی خدا، تواضع در برابر حق و حرکت در مسیر عدالت و ایمان است.