اندر احوالات خبرنگاری؛ از حکایت مرغ غذای عروسی و عزا تا جان فدای کشور

حکایت کار خبرنگاری مثل مرغ غذای عروسی و عزا است! تا وقتی ساکت باشی و انتقاد نکنی، ساز همه کوک کوک است.
به گزارش بخش استان‌ها در وبانگاه به نقل از خبرگزاری تسنیم از مه ولات،امروز 16 مرداد 1405 است، اما مقصود امروز نیست! می‌خواهم از فردایی بگویم که نه تنها آغازگر یک هفته است و نوید شروع تازه‌ای را می‌دهد، فردایی که به روزی نام گرفته که بیش از یک دهه از بهترین‌ سال‌های زندگی‌ام را با تمام وجود، با آن لمس کرده‌ام و حالا اغراق نیست اگر بگویم که یکی از مهم‌ترین دلخوشی من در زندگی این است که اسمم در گوشی تلفن بعضی‌ها با پسوند خبرنگار ذخیره شده و این خود سرآغازی از روایتی قابل تأمل و قابل تفکر همراه چاشنی پستی و بلندی‌هایی است که اگر در یک کلمه عشق همراه آن نبود، این داستان پس از 10 سال به اینجا نمی‌رسید!

آن‌ روز را هیچ‌وقت یادم نمی‌رود، انگار همین دیروز بود، چقدر زود 10 سال گذشت! آن زمان خبری از رقابت نابرابر بین روزنامه‌ها و ماهنامه با سایر رسانه‌های دیجیتال نبود، اصلا بهتر بگویم آن زمان تا جایی که یادم می‌آید خبری از رسانه‌های دیجیتال نبود. آن زمان روزنامه‌ها برای خودشان ارج و قرب داشتند و خبرنگاران هم جایگاهی که از مرور آن خاطرات فاکتور می‌گیرم و به مصداق این موضوع که نان می‌خوریم و نمکدان نمی‌شکنیم به این نکته بسنده می‌کنم.

صادقانه بگویم، نمی‌شود جلو تکنولوژی را گرفت و اتفاقاً در جای خودش تکنولوژی برای راحتی بشر خوب است؛ اگر گفتم در گذشته خبرنگاران جایگاهی داشتند، بنای تخریب و یا تضعیف جایگاه رسانه‌های دیجیتال را ندارم، فقط از آنجایی که جامعه امروز با هوش مصنوعی به سرعت دارد برای خودش جولان می‌دهد، متاسفانه خلاقیت از بین رفته و از باب رسالت خبرنگاری خود که خوشبختانه نمی‌توانم بی‌تفاوت باشم! در همین لحظه به سهم خود هشدار می‌دهم که اگر خواسته باشیم به قول خودمان در استفاده از هوش مصنوعی شورش را دربیاوریم، نه تنها دیگر ذوق و سلیقه از بین می‌رود، بلکه در آینده‌ای که کمتر به آن خوشبین هستم شاهد تنبلی بیش از حد جامعه خواهیم بود و حال امیدوارم مسئولان نسبت به این امر مهم بی‌تفاوت نباشند و تا دیر نشده چاره‌ای بیاندیشند.

اگر همانند روانشناسان از «تکنیک ساندویچ » استفاده کنیم، به امید اینکه شاید تاثیری داشته باشد و بتوانیم رسالت خود را انجام بدهیم و شرمنده قلم خود نشویم همانطور که روانشناسان می‌گویند اگر می‌خواهی گفته تو تأثیرگذار باشد از تکنیک ساندویچ استفاده کن، یعنی ابتدای سخن را با نکات خوب آن موضوع شروع کن و در میانه سخن انتقاد خود را بگو و پایان سخن را خوب تمام کن.

از آنجایی که ما انسان‌ها فطرتا دوست داریم که دیده و یا شناخته شویم، به خصوص در شهرهای کوچک؛ خبرنگاری باعث می‌شود دیده شوی و همه تو را بشناسند و در کنار آن نیز در جلسات شرکت کنی و با مسئولان نشست و برخاست کنی و فرصت داشته باشی تا از استعداد خود برای موفقیت آینده استفاده کنی، اما در ادامه مسیر هم باید یادت باشد که حتما پوست کلفت و شیر سیر باشی و قرار نیست همیشه به‌به و چه‌چه باشد! و یکی از بخش‌های مهم رسالت خبرنگاران در کنار پل ارتباطی بین مسئولان و مردم و انتشار اخبار صحیح و به موقع، انتقاد نسبت به چالش‌های موجود و مطالبه‌گری با هدف رفع آن است.

لذا همانطور که اول گفتم از آنجایی حکایت کار خبرنگاری مثل مرغ غذای عروسی و عزا است، انتظار می‌رود اگر حرفی گفته می‌شود که باب میل نیست، فکر نکنیم از زبان دشمن است و به جای آن نگاهمان را تغییر دهیم و به قول شاعر که چه زیبا می‌گوید چشم‌ها را باید شست، جور دیگر باید دید! به خبرنگاران که فقط و فقط و فقط با عشق در این میدان که به میدان مین شبیه است پا گذاشته اند، با دید آدم بده ماجرا نگاه نکنیم و به این فکر کنیم که خبرنگاران نخود هر آش نیستند! بلکه با افتخار جان فدا هستند و حتی حاضر می‌شوند برچسب آدم بده ماجرا را به خود بچسبانند اما رسالت خود را به درستی انجام دهند و اگر شما مخاطب عزیز هم می‌خواهی مانند خبرنگاران بی‌تفاوت نباشی و با انجام این رسالت خطیر همچون من، اساتید، همکاران و دوستانم در این حوزه در این مسیر ارزشمند باشی و در یک جمله « می‌خواهی حال خوب را تجربه کنی؟ » و حال دلت خوش باشد و احساس کنی که در جامعه مفید بوده‌ای به نفس خود و جامعه‌ای که هستی ادای دین کرده‌ای، می‌توانی روی خبرنگار بودن حساب باز کنی!

امیدوارم روزی را با هم جشن بگیریم که دیگر نگوییم یاد آن روزها بخیر و از حال خود لذت ببریم و حال دلمان در کنار هم خوب باشد!

یادداشت از مهدی محدثی، خبرنگار و فعال حوزه فرهنگ، هنر و رسانه

©‌ وبانگاه، خبرگزاری تسنیم

دکمه بازگشت به بالا