یادداشت| مصائب خبرنگار

خبرنگاری شغلی نیست که فقط با کارت خبرنگاری، حضور در نشستها و انتشار چند خبر تعریف شود. خبرنگاری یعنی پرسیدن وقتی سکوت راحتتر است؛ یعنی دیدن وقتی دیگران چشم میبندند؛ یعنی روایت کردن وقتی برخی ترجیح میدهند فقط بخشهایی از واقعیت شنیده شود.
اما واقعیت این است که خبرنگاری امروز بیش از همیشه درگیر چالش است. از یک طرف جامعهای قرار دارد که تشنه خبر درست، تحلیل دقیق و روایت صادقانه است و از طرف دیگر، شرایطی که گاهی خبرنگار را میان محدودیتها، توقعات و فشارهای مختلف قرار میدهد.
خبرنگار باید مطالبهگر باشد، اما گاهی مطالبهگری به مذاق برخی خوش نمیآید، باید سؤال بپرسد، اما گاهی سؤال پرسیدن به جای آنکه نشانه مسئولیت اجتماعی تلقی شود، بهعنوان حاشیهسازی تعبیر میشود، باید مشکلات مردم را روایت کند، اما گاهی شنیدن صدای مشکلات برای برخی سختتر از حل کردن آن است.
رسانه قرار نیست روابط عمومی هیچ مجموعهای باشد. خبرنگار قرار نیست فقط خبرهای خوب بنویسد، عکسهای زیبا منتشر کند و در کنار مسئولان برای افتتاحها حضور داشته باشد. جامعه به رسانهای نیاز دارد که هم موفقیتها را ببیند و هم کاستیها را بیان کند و هم امید و هم هشدار دهد.
البته نقد رسانه و خبرنگار نیز ضروری است. خبرنگاری که خودش را بینیاز از نقد بداند، از مسیر حرفهای فاصله گرفته است. قلم خبرنگار باید آزاد باشد اما بیمسئولیت نباشد و جسارت داشته باشد، اما انصاف را کنار نگذارد. خبرنگار نباید اسیر موجها، هیجانات و بازیهای رسانهای شود.
اما در کنار همه این حرفها، نمیتوان از مشکلات واقعی خبرنگاران عبور کرد. خبرنگاری که دغدغه بیمه، امنیت شغلی، درآمد و آینده کاری دارد، چگونه میتواند با خیال آسوده تمام توان خود را برای پیگیری مسائل جامعه بگذارد؟ خبرنگار نگران آینده، سختتر میتواند برای آینده جامعه بجنگد.
سالهاست درباره حمایت از خبرنگاران صحبت میشود، اما بسیاری از فعالان این حوزه همچنان با مشکلاتی دستوپنجه نرم میکنند که برای یک حرفه اثرگذار، زیبنده نیست. نمیتوان از خبرنگار انتظار ایستادن در خط مقدم آگاهی داشت، اما او را در خط مقدم مشکلات تنها گذاشت.
تلخ است که گاهی خبرنگار در روزهای برگزاری مراسمها و مناسبتها موردتوجه قرار میگیرد، اما در روزهایی که باید پای کار مطالبهگری و پیگیری مشکلات باشد، تنها میماند. خبرنگار را نباید فقط برای انتشار خبرهای مطلوب خواست؛ خبرنگار واقعی زمانی ارزش خود را نشان میدهد که سؤال سخت میپرسد.
مشکل دیگر، تغییر ذائقه خبری جامعه است. امروز هر کسی با یک تلفن همراه میتواند یک محتوا منتشر کند، اما هر محتوایی خبر نیست. در عصر شایعه و سرعت، نقش خبرنگار حرفهای پررنگتر شده است. خبرنگار باید قبل از انتشار، بررسی و قبل از قضاوت، تحقیق کند و قبل از روایت، مسئولیت کلماتش را بپذیرد.
اما آیا جامعه به همان اندازه که از خبرنگار انتظار دارد، به او اعتماد و فرصت میدهد؟ آیا وقتی خبرنگاری یک مطالبه عمومی را مطرح میکند، همه آن را بهعنوان کمک به اصلاح امور میبینند؟ یا هنوز هم گاهی صدای منتقد را تهدید تلقی میکنیم؟ رسانه آینه جامعه است؛ اگر آینه را بشکنیم، تصویر تغییر نمیکند.
اگر خبرنگار فقط به دلیل پرسیدن سؤال مورد بیمهری قرار بگیرد، مشکل از خبرنگار نیست، مشکل از نگاه ما به نقش رسانه است. خبرنگار واقعی به دنبال قهرمان شدن و اینکه نامش همیشه در صدر اخبار باشد نیست. او فقط میخواهد کاری کند که یک مشکل دیده و صدایی شنیده شود و مسئولی برای یک مسئله پاسخگو باشد.
در روز خبرنگار، شاید بزرگترین حمایت از اهالی رسانه این نباشد که فقط از آنها تقدیر کنیم بلکه این است که اجازه دهیم کارشان را انجام دهند، سؤال بپرسند، نقد و پیگیری کنند و بدون ترس، روایتگر واقعیت باشند. خبرنگاری آسان نیست، گاهی خستهکننده است، گاهی بیپاداش میماند و گاهی حتی هزینه دارد.
اما هنوز کسانی هستند که با وجود همه سختیها، صبح خود را با دغدغه یک گزارش آغاز میکنند و شب را با فکر یک سوژه به پایان میرسانند. ما خبرنگاران خوب میدانیم که قلم همیشه مسیر هموار را انتخاب نمیکند، گاهی باید از جادههای سخت عبور کرد تا حقیقت به مقصد برسد.
شاید ارزش خبرنگاری دقیقاً همینجاست؛ اینکه در روزگاری که گفتن آسانتر از شنیدن است، کسانی هنوز هستند که برای گفتن مسئولانه تلاش میکنند، چراکه حقیقت، همیشه به کسانی نیاز دارد که شجاعت روایت کردنش را داشته باشند، حتی وقتی مسیر آسانی پیش رو نیست.